تبليغاتX
برگ سبز

برگ سبز

برگ سبزی تحفه درویش

عزم میدان چو ابالفضل علمدار نمود ....  قصد یاری شه بی کس و بی یار نمود

از  پی  اذن  بر  شاه  شهیدان  آمد .... چو غلامی به سوی  خیمه  سلطان آمد

پس دو دست ادب از مهر بر سینه نهاد .... سر  تعظیم  بیافکند  لب  لعل  گشاد

گفت با ناله  که ای سبط پیمبر چه کنم .... سینه ام تنگ شده جان برادر چه کنم

از بنی هاشمیان نیست در خیمه کسی .... نیست ز انصار و احبا هله صاحب نفسی

قاسم و اکبر و انصار و احبا رفتن .... گوی سبقت همه از من ز وفا بگرفتن

من در این عرصه شها طایر پر بسته شدم .... خسروا دیگر از این زندگیم خسته شدم

بس که داغ شهدا بر دل غمدیده نشست .... شیشه صبر من از غصه دگرباره شکست

تو به این حال غریبی و مرا سر به بدن .... زنده باشم من و باشی تو به این رنج و محن

پس چه باشد به جهان رسم وفاداری من .... سمت نوکری و حال علمداری من

اگر امروز ز دستم هله کاری ناید .... پس اخوت به چه روز دگری کار آید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 16:31  توسط يحيي  | 


توضيحات كوتاهي از اين گياه از زبان انجمن جبهه سلامت مي خوانيم

یافته های جدید حاكی از آن است زنانی كه گیاه جین سینگ مصرف می كنند مقاومت بیشتری در مقابل سرطان سینه دارند، به عبارت بهتر، درصد بیشتری از آنان از سرطان سینه نجات می یابند و پس از درمان نیز زندگی بهتری دارند
منبع : روزنامه همشهري

Korean Ginseng

500 Mg 100 Capsules

جین سینگ کره ای، 100 کپسول 500 میلی گرمی

جین سینگ گیاهی نیرو بخش بوده و در حفظ سلامتی و هماهنگی فعالیت های اساسی و حیاتی بدن نقش به سزایی دارد. این گیاه قرن هاست كه به منظور بهبود عملكرد حافظه، كاهش استرس، درمان ناتوانی، سستی و سایر علائم ناشی از فرسودگی و افزایش سن و همچنین برای افزایش طول عمر افراد مورد استفاده قرار می گیرد.
 این گیاه در دوران گذشته از چنان ارزش والایی در شرق برخوردار بود كه به عنوان مثال در چین تنها امپراطوران حق جمع آوری و نگهداری ریشه های آن را داشتند و در دوران های بعد نیز به عنوان جزیی جدایی ناپذیر از وعده غذایی پادشاهان و امپراطوران به منظور افزایش قوای جسمانی، ذهنی، و به عنوان اكسیر جوانی و شادابی جایگاه خود را همچنان حفظ نمود.
 جینسینگ را به عنوان یك عامل پیشگیری كننده و نیز ” اعاده كننده و كارا“ به منظور افزایش ظرفیت جسمانی و ذهنی و روانی تأئید كرده و نقش به سزای آن را به منظور كمك در بهبود عوارضی چون ضعف، ناتوانی، از دست دادن تمركز در طول دوره نقاهت مورد توجه قرار داده است.

 از سایر خواص جینسینگ می توان به موارد زیر اشاره كرد.

 

        گشایش ذهن

        افزایش قدرت جسمانی ( نیرومند تر ساختن بدن)

        بهبود فعالیت حافظه

        افزایش شادابی و نشاط (‌ به عنوان محرك)

        افزایش قدرت تحمل و پایداری

        از بین بردن استرس ها

        مقابله با پیری و فرسودگی ( عوارض ناشی از افزایش سن)

        بالا بردن قدرت دفاعی بدن در برابر بیماری ها ( امراض)

        تقویت سیستم ایمنی بدن

        تنظیم سوخت و ساز و متابولیسم بدن

        جلوگیری از سردرد

        درمان بیخوابی و بد خوابی

        كاهش اثرات منفی ناشی از یائسگی ( تأثیرات تعدیل كننده بر عوارض ناشی از یائسگی در خانم ها)

        بر طرف ساختن یا بهبود مشكلات جنسی در هر دو جنس

        رفع خستگی، ضعف و بی حالی

        افزایش قدرت و توان سیستم قلبی و عروقی

        تنظیم فشار خون ( كاهش دهنده فشار خون در صورت بالا بودن آن و افزایش دهنده فشار خون در صورت پایین بودن آن)

        تنظیم سطح قند خون بدن ( مشابه بالا)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 10:53  توسط يحيي  | 

اسلام طرف‌دار حجاب بيش‌تر و حداكثرِ بانوان، به خصوص زنان و دختران جوان در بيرون منزل و در مواجهه با نامحرم است، و بعضي از مصاديق حجاب برتر، مانند لباس‎هاي بلند و گشاد، مقنعه و چادر مشكي، تأمين كننده‌ي حجاب بهتر و بيش‌تر و به اصطلاح، پوشش حداكثري هستند. قراين و شواهد فراوان لغوي و تاريخي، داراي اصل و ريشه‎ي قرآني حجاب (چادر مشكي) است و به همين دليل، فاطمه زهرا(س) به عنوان بهترين الگوي زن مسلمان از آن استفاده مي‎كرده‎اند، و لذا اين‎گونه پوشش از مصاديق تأمين كننده‌ي حجاب برتر است؛ هيچ يك از شبهات مخالفان چادر مشكي از كارآمدي و برتري آن نمي‎كاهد. به جاي تبليغ‎ منطقي از حجاب و پوشش مورد علاقه‌ي خود، به تخريب چادر مشكي اقدام مي‎كنند. روشن است كه نتيجه‌ي چنين كاري ترويج ليبراليسم و آزادي در پوشش در سطح جامعه و كاهش مقدار حجاب و پوشش بانوان و روي آوردن آنان به حجاب حداقلي است. با توجه به مطلب فوق و با عنايت به اين كه از نظر قرآن، مقتضي و زمينه‌ي نافرماني از حدود و چهارچوب‎هاي الهي در انسان موجود است؛ «بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ». به خوبي مي‎توان نتيجه گرفت كه ترويج و تبليغ حجاب و پوشش حداقلي به نفع جامعه نيست؛ زيرا تبليغ و ترويج اين گونه حجاب و پوشش، كم‎كم حجاب و پوشش اسلامي موجود در جامعه را به سمت بدحجابي و بي‎حجابي پيش مي‎برد

در عرصه دو گيتى از آشكار و پنهان

زيباترين بديعى كآمد ز فيض سبحان

زيباترين اشياء فرخترين اعيان

از هر چه هست پيدا وز هر چه هست پنهان

از مرغها هزار است وز فصلها بهار است

از عضوهاست ديده وز عرقهاست شريان

از طيبهاست عنبر وز زيبهاست افسر

وز نهرهاست كوثر وز نوعهاست انسان

از سنگها دل دوست وز عيشها غم اوست

وز تيغهاست ابر و وز دشنه هاست مژگان

از عقلهاست اول وز نفسهاست قدسى

وز نغمه هاست قرآن وز خلقهاست احسان

از پيكهاست جبريل وز مژده هاست بعثت

وز شاخه هاست طوبى وز باغهاست رضوان

از شهرها مدينه وز انبياء محمد(ص )

از اصلهاست توحيد وز فضلهاست ايمان

از اولياست حيدر مثلش نزاد مادر

زان سيده نساء است اندر جهان امكان

از بانوان علم زهراست برگزيده

باشد كلام ناطق يا روح و جان قرآن

او منبع فضائل او مجمع محاسن

اعطائى الهى آمدبه نص قرآن

او مادر ائمه او كوثر محمد (ص )

او مخزن فيوضات مجلاى ذات يزدان

ربانى ) ارشفيعت زهرا بود به محضر

اين از عنايت اوست با جمله محبان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 8:50  توسط يحيي  | 

پدر بزرگ ها، مادر بزرگ ها ، نعمتی از جانب خدا

 

با افزایش طول عمر انسان ها ، تعداد پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها روز به روز زیاد می شود. آنها به این امید زندگی می كنند كه نظاره گر رشد نوه های خود باشند. در سالیان اخیر پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها می توانند در به دست آوردن هویت فردی به نوه ها و گاهی اوقات فرزندان نوه های خود كمك كنند. همچنین آنها می توانند با ابراز عشق بی قید و شرط به نوه های خود و امیدوار كردن آنها به زندگی آینده نقش مهمی ایفا كنند. استقامت، ایجاد اطمینان خاطر، پند آموزی و آموزش ارزش ها، آرمان ها و عقاید صحیح ، از دیگر خصوصیات پدربزرگ ها و مادربزرگ هاست.

از سوی دیگر پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها، كه از نظر جسمی و عاطفی از جامعه و مشكلات آن دورتر هستند، می توانند با دیدی واقع گرایانه و گسترده به امور نگاه كنند. این موضوع باعث می شود آنها بدون قضاوت سطحی به مشكلات نوه های خود گوش دهند. بسیاری از بزرگترها خاطراتی را كه در این دوره از زندگی از پدر بزرگ و مادر بزرگ خود به یاد دارند با علاقه بسیار تعریف می كنند

غالباً رشته ارتباطی ویژه ای پدر بزرگ و مادر بزرگ را به نوه شان نزدیك می كند: هر دوی آنها خارج از جریان معمول جامعه قرار دارند، زیرا بچه ها «خیلی جوان» و پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها «خیلی سالخورده» هستند. مثلاً ممكن است هنگامی كه بچه ها به سن نوجوانی می رسند، پدرها و مادرهایشان كه در جریان جامعه قرار دارند، گرفتاری ها و نگرانی های عاطفی داشته باشند. از سوی دیگر پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها، كه از نظر جسمی و عاطفی از جامعه و مشكلات آن دورتر هستند، می توانند با دیدی واقع گرایانه و گسترده به امور نگاه كنند. این موضوع باعث می شود آنها بدون قضاوت سطحی به مشكلات نوه های خود گوش دهند. بسیاری از بزرگترها خاطراتی را كه در این دوره از زندگی از پدر بزرگ و مادر بزرگ خود به یاد دارند با علاقه بسیار تعریف می كنند و احساسات خود را با جملاتی از این قبیل بیان می دارند:

- «بدون كمك پدر بزرگ و مادر بزرگم هرگز نمی توانستم این كار را انجام دهم».

همچنین پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها از طریق عمل به روش های ذیل می توانند در پیشرفت نوه های خود تأثیرات عمیقی بر جا بگذارند:

1 - آشكار كردن هویت نوه های خود- پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها پل های ارتباطی زنده ای به گذشته هستند، بنابراین حس هویت را در نوه های خود زنده می كنند و در شناخت اجدادشان به آنها كمك می نمایند. آنها می توانند نقش یك مورخ خانوادگی را بازی كنند و از این طریق حس قدردانی نسبت به پیشینیان را در خانواده ایجاد كنند. آنها با بازگو كردن خاطره های كودكی خود و تعریف نمودن داستان هایی در باره فرزندانشان (پدر و مادر نوه ها) حس وابستگی به خانواده را در نوه های خود به وجود می آورند. بدین ترتیب نوه ها احساس می كنند خانواده ای كه به آن تعلق دارند به آنها عشق می ورزد و از این طریق به خودباوری و اعتماد به نفس  می رسند.

بزرگترین هدیه پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها به نوه هایشان، عشق و حمایت بی قید و شرط است. تحقیقات نشان می دهد ارتباط میان پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها و نوه هایشان، بعد از ارتباط بین والدین و فرزند، عمیق ترین نوع ارتباط است.

2 - ایجاد امیدواری به زندگی آینده- پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها به نوه های خود نشان می دهند بالا رفتن سن به معنای كسل شدن یا كسل كردن دیگران نیست. آنها با ادامه تلاش برای یادگیری، فعال ماندن، انجام دادن و لذت بردن از سرگرمی های مختلف و فعالیت های جسمی و فكری به نوه های خود نشان می دهند در هر سنی كه باشند می توانند آینده درخشانی داشته باشند.

پدر بزرگ ها و مادر بزرگ هایی كه با زمان خود هماهنگ هستند و از آنچه در اطرافشان می گذرد آگاهند، حس اعتماد بیشتری در نوه های خود ایجاد می كنند و بیشتر بر آنها تأثیر می گذارند. اگر آنها پر انرژی، هدفمند و خوش خلق باشند این پیام را انتقال می دهند كه «زندگی شیرین است ؛ حتی در سالخوردگی.»

3 - استقامت و ایجاد اطمینان خاطر- بسیاری از پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها مانند صخره های محكمی برای افراد فامیل هستند كه همواره اعضای آن در هنگام نیاز به كمك، به آنها مراجعه می كنند. از آنجایی كه همه پدربزرگ ها و مادربزرگ ها در طول زندگی با سختی های زیادی مواجه شده اند، می توانند به نسل های بعد از خود اطمینان دهند كه آنان نیز قادرند در مواقع سختی بردبار باشند.

4 - پند آموزی- پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها معدنی هستند كه ذخایر ارزشمندی از اطلاعات، تجربه، اندرز، استعداد و مهارت در وجودشان نهفته است. بنابراین آنها می توانند با استفاده از توانایی هایشان راهی برای سپری كردن اوقات خود با نوه هایشان پیدا كنند. بعضی از این راه ها خواندن كتاب، تعریف كردن داستان و آموزش مهارت های مختلف از جمله باغبانی، قلاب بافی، آشپزی و تعمیر اتومبیل است. پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها با سپری كردن اوقات خود در كنار نوه هایشان نه تنها می توانند مهارت های خود را به آنان آموزش دهند، بلكه فرصتی به دست می آورند تا با آنها صحبت كنند، به حرف هایشان گوش دهند، آنها را نصیحت كنند و تجربیات و اعتقادات خود را با آنها در میان گذارند.

5 - آموزش ارزش ها، آرمان ها و عقاید صحیح- یكی از بهترین راه های آموزش به بچه ها نشان دادن نمونه های عملی به آنان است. بیشتر بچه ها بسیار تیزبین هستند و هرچه بزرگترها انجام می دهند تقلید می كنند. آنها اصول اخلاقی صحیح را با توجه به گفته پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها و نحوه عملكرد آنها یاد می گیرند.

براساس یك تحقیق كلی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها همراه با نوه های خود به فعالیت های بسیاری می پردازند از جمله: لطیفه گفتن و شوخی كردن، پول دادن، صحبت كردن در باره رشد و بلوغ، مشورت كردن در باره مشكلات، ایجاد نظم و انضباط در امور، به سفرهای یك روزه رفتن، آموزش یك مهارت یا بازی، تلویزیون تماشا كردن و صحبت در باره اختلافات پدر و مادر با فرزندان.

با توجه به مطالب فوق، پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، نقش بسیار مهمی در پیشرفت فرزندان دارند. بنابراین والدین باید به فرزندان خود اجازه دهند تا آنجا كه می توانند اوقات خود را با پدربزرگ ها و مادربزرگ هایشان سپری كنند.

ترجمه : نازنین نیكوسرشت ( روزنامه شرق)

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 18:52  توسط يحيي  | 

مادربزرگ و پدربزرگ!

گمان مي‌کنيد ارمغان پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها براي نوه‌هايشان چيست؟ يک عشق بي قيد و‌شرط . پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، مسئول تربيت نوه‌هايشان نيستند، با اين حال کار را با گذشت و فداکاري بدون هيچ چشمداشتي انجام مي‌دهند از سوي ديگر، آنها راه نجاتي براي فرزندانشان نيز هستند. گاهي نقش دايه را بازي مي‌کنند و گاهي به کارهاي عقب افتاده والدين بچه‌ها، مي‌رسند.

 

 آيا رابطه مادربزرگ‌ها، پدربزرگ‌ها و نوه‌ها، متغير است؟

بله، هماهنگي اين رابطه بسته به سن دو طرف تغيير مي‌کند. يک سن طلايي وجود دارد که در آن هم نوه و هم مادربزرگ و پدربزرگ به هم گرايش پيدا مي‌کنند. کودکان زير 12سال کنجکاوند، دوست دارند بازي کنند، حرف بزنند و بازي کنند و مادربزرگ و پدربزرگ بين 60 تا 70 سال هنوز سرپايند و از سرگرم شدن با نوه‌هايشان لذت مي‌برند. فراموش نکنيد براي آنکه يک رابطه هميشه قوي باقي بماند بايد ابتکار به خرج داد. درست است که گاهي فاصله ميان نسل‌ها باعث مي‌شود تفاوت‌هاي فرهنگي، زباني و اخلاقي خلق شود ولي با اين حال گاهي با اين تلاش مي‌توان رابطه را حفظ کرد.

 

 آيا اين احتمال وجود دارد که پدربزرگ و مادربزرگ‌ها، بيش از حد وقتشان را صرف نوه‌ها کنند؟

بله! بايد حد تعادل را رعايت کرد. پدربزرگ و مادربزرگ شدن يک شوک احساسي است. خيلي خوب است که بتوانيم احساس برقرار کردن يک رابطه جديد را تجربه کنيد اما بايد مواظب باشيد در تربيتي که پدر و مادر براي فرزندشان انتخاب کرده‌اند، دخالت نکنيد و بيش از حد نوه‌ها را لوس، بار نياوريد. بايد قبول کنيم که پدر و مادر، واسطه‌اي بين نوه و مادربزرگ و پدربزرگ هستند.

پس بايد به آنها احترام بگذاريم. لازم نيست پدربزرگ و مادربزرگ‌ها در دعواي والدين و فرزندانشان دخالت کنند. اجازه دهيد نوه راهي داشته باشد تا با متوسل شدن به شما بتواند از والدينش طلب بخشايش کند.

 رابطه نوه با پدربزرگ و مادربزرگش به چه عواملي بستگي دارد؟

رابطه والدين با پدربزرگ و مادربزرگ، سن وضعيت جسمي و روحي وعده نوه‌ها از جمله عواملي‌اند که بر رابطه پدربزرگ و مادربزرگ با نوه‌ها تاثير مي‌گذارد. مسلما رفتار پدربزرگ و مادربزرگ با اولين نوه و پنجمين نوه يکسان نيست. اين موضوع که والدين، چندمين فرزند خانواده باشند و اينکه خواسته يا ناخواسته به دنيا آمده باشند، همگي روي رابطه مادربزرگ و پدربزرگ با نوه تاثير مي‌گذارد.

 

آيا پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، هويت نوه‌هايشان را تحت تاثير قرار مي‌دهند؟

البته آنها نقش مهمي در شکل گرفتن هويت بچه‌ها بازي مي‌کنند. نوه‌ها هميشه از والدينشان و به ويژه مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها مي‌خواهند برايشان قصه بگويند. 

نوجوانان بيش از هر گروه سني ديگري به مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها وابسته‌اند.

 نوجواني سني است که افراد براي ريشه‌هاي خود و پذيرفتن باورها به سراغ تاريخچه خانوادگي مي‌روند و در اين ميان، مادربزرگ و پدربزرگ‌ها مرجع خوبي هستند. البته توجه داشته باشيد که رابطه يک نوجوان با پدربزرگ و مادربزرگش چندان صميمي نيست. مطمئنا او ترجيح مي‌دهد همراه با دوستانش به سينما برود تا با پدربزرگ و مادربزرگ.

 

پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها بايد از انجام دادن چه رفتارهايي خودداري کنند؟

هرگز نبايد والدين را در مقابل کودک مورد مواخذه قرار داد و از آنها انتقاد کرد اين کار از نظر رواني بر شخصيت و روان کودک تاثير مي‌گذارد. فراموش نکنيد، هميشه حق با مادربزرگ و پدربزرگ نيست. در صورتي که توان جسمي براي نگهداري از نوه‌هايتان را نداريد، به راحتي به والدين جواب رد بدهيد. گاهي والدين متوجه نيستند که سن و سالي از پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها گذشته و آنها خسته‌اند.

هرگز نبايد والدين را در مقابل کودک مورد مواخذه قرار داد و از آنها انتقاد کرد اين کار از نظر رواني بر شخصيت و روان کودک تاثير مي‌گذارد.

چند توصيه براي مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها:

 

سرمايه‌گذاري کنيد: پدربزرگ و مادربزرگ خوب بودن هيچ رمزو رازي ندارد، تنها بايد وقت خود را صرف نوه‌هايتان کنيد. اما مواظب باشيد خيلي سر خود را شلوغ نکنيد.

سازنده انتقاد کنيد: با انتقاد‌هاي تند نيز کاري نکنيد که فرزندان و نوه‌هايشان از شما فاصله بگيرند. هميشه انتقادهاي سازنده و بي‌طرف انجام دهيد.

سلامت باشيد: نوه‌ها، مادربزرگ‌هايي را دوست دارند که با آنها به گردش بروند. شما مرتبا ورزش کنيد و تعادل غذايي را حفظ کنيد.

رقابت را نگه داريد: فراموش نکنيد بچه‌ها، دو مادربزرگ و دو پدربزرگ دارند. هرگز تلاش نکنيد خود را رقيب خود کنيد تفاوت‌هاست که جذابيت مي‌آفرينند.

کاردستي بسازيد: در دنياي امروز اسباب‌بازي و بازي‌هاي رايانه‌اي موج مي‌زند. اگر يک اسباب‌بازي پلاستيکي براي فرزندتان بخريد او جذب شما نمي‌شود. برعکس اگر يک کاردستي برايش بسازيد، تا ابد خاطره‌ خوبي از شما در ذهنش باقي مي‌ماند.

کمي مد روز شويد: سعي نکنيد تمام روزتان را با بافتني و باغباني پر کنيد. به نوه‌هايتان SMS بفرستيد، ميل بزنيد و با آنها چت کنيد!

گوش شنوا باشيد: نوه‌ها به دنبال گوش شنوايي هستند تا صحبت آنها را بشنوند، ولي قضاوت نکنيد. پس به صحبت‌هاي آنها گوش کنيد و در کمال آرامش و غيرمستقيم آنها را نصيحت کنيد. آنها معمولا مواردي را با شما در ميان مي‌گذارند که با والدينشان مطرح نمي‌کنند. پس سعي کنيد هميشه در دسترس باشيد.  ماهنامه کودک

 منبع: ماهنامه آموزشي - اطلاع رساني کودک

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 18:47  توسط يحيي  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 10:2  توسط يحيي  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 10:0  توسط يحيي  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 9:59  توسط يحيي  | 

 

2- اقدامات در رابطه با خانواده

 دراين زمينه از مباحثي بايد سخن گفت كه خانواده در رابطه با خود و هم در رابطه با كودك بايد مورد توجه و عمل قرار دهد. خانواده مسئول بسياري از سلامت ها و يا ناسلامتي هاي كودك است. درآنچه كه مربوط به اعتماد به نفس مي شود جوانب و اصولي را بايد مراعات كرد كه نوع موضعگيري هايشان در خوشبختي يا بدبختي كودكان مؤثر است و ما ذيلاً به نمونه هائي از آن اشاره خواهيم كرد:

- استقرار روابط صحيح بين زوجين به گونه اي كه با هم جر و بحث نكنند و با درگيري خود روحيه كودك را نشكنند.

- اصلاح جو خانواده از آن بابت كه طفل براي اطمينان به خود نخست بايد خاطري جمع و مطمئن از خانه داشته باشد.

- محبت كردن به طفل به صورتي كه خود را نيازمند به جلب محبت ديگران نبيند.

- اعلام محبت به طفل به صورتي كه طفل آن را بفهمد و لمس كند و به والدين اعتماد نمايد و قدر آن محبت را بداند.

- تحسين از كارهاي مهمي كه او انجام داده ، تا  بر اين اساس او را به زندگي دلگرم نمايند.

- آرام و بي دغدغه داشتن زندگي به صورتي كه كودك خانه و والدين را قوي ترين پناهگاه خود بداند.

- پايه گذاري روش زندگي براساس عزت نفس ، مناعت طبع ، احترام متقابل ، رعايت حقوق يكديگر.

- تنظيم گفت و شنود با كودك بر مبناي دادن آموزش و آگاهي ، اصلاح نقايص و عيوب.

- خودداري از واداشتن كودك به شكسته نفسي يا تن دادن به اغراق و گزافه گويي و غلو كه خود سبب ضعف روحيه است.

- دوري از رنجيدن از هم و رنجاندن يكديگر، حتي در آنچه كه مربوط به اغيار است و اين خود سببي براي دوري از اضطراب هاست.

- محدود كردن توقع خود از كودك وتوجه به اين امر كه او چون فردي بزرگسال ، آگاه و توانا نيست.

3- اقدامات در رابطه با مدرسه و اجتماع:

 در امر تربيت كودكان همه مسئولند با اين تفاوت كه مسئوليت برخي نسبت به ديگري بيشتر است. مسئوليت والدين دردرجه اول ، و مسئوليت مدرسه و اجتماع در درجه دوم است . بدين حساب ضروري است كه در اين مورد نيز توجهاتي معطوف دارد.

- قبول اجتماعي كودك به گونه اي كه او احساس كند فردي محترم و عزيز است و اجتماع بايد روي او حساب باز كند.

- ايجاد زمينه براي رشد و موفقيت او با استفاده از زمينه ها و امكاناتي كه مي تواند در اختيار داشته باشد.

- كمك به او در صورت شكست ، و گشودن راه به روي او در صورت احساس به بن بست رسيدن.

- دادن دلگرمي و اعتماد به او به صورتي كه از مواجه شدن با مدرسه و معلم نترسد و دچار لكنت و ضربان سريع قلب نشود.

- مورد توجه قرار دادن او و كارهايش ، در عين اين كه ممكن است به نظر ناچيز رسد.

- خودداري از سپردن شاگردي ضعيف به قوي و دادن سرپرستي و ولايت به او. زيرا كه طفل در آن صورت احساس عدم لياقت مي كند.

- دادن اعتماد  به او كه پيش رود و اطمينان به اين كه همواره حمايتش خواهيد كرد.

- زمينه سازي براي حركت تدريجي و قدم به قدم او ؛ از آن بابت كه هر سني مقتضايي دارد و شرايط رشد فرق مي كند.

عوامل مؤثر در ايجاد اعتماد به نفس

در ايجاد روحيه اعتماد به نفس دركودكان عوامل متعددي دخالت دارند كه والدين و مربيان در اين زمينه بايد بسيار مراقب و هشيار باشند. آن عوامل ، متعدد و برخي از آنها عبارت اند از:

1- جنبه الگويي والدين

: پدر و مادر نخستين معلم و مربي كودك اند، علمكرد و رفتار آنها درس آموزنده اي براي كودكان است. اگر والدين افرادي ترسو يا شجاع باشند ، فرزندان اغلب به همانگونه خواهند بود. اگر پدر و مادر آرام و متين و با وقار،  و در برابر حوادث صبور و استوار باشند كودك هم از آنها تبعيت خواهد كرد.جنبه الگويي والدين هميشه بايد مورد نظر باشد. خود نگهداري و خونسردي آنها ، عامل رشد و پيشرفت فرزندان و كليد حل بسياري از معماهاي زندگي است. موضع گيري شما در برابر امور و حوادث بايد به گونه اي باشد كه كودك از مشكل فرار نكند و در برابر دشواري ها خود را نبازد. براي وصول به چنين مقصدي ضروري است شما خوددار و خود نگه دار باشيد.2- ايجاد طمأنينه در نفس: آرامش و اطمينان بايد بر كودكان غالب باشد آنچنان كه دلهره اي و شوري آنان را نلرزاند و امكان درست انديشي در آنان باشد . به آنها براي اقداماتشان وقت بدهيد، بگذاريد فرصت تصميم گيري داشته باشند و براي مسائل شان در حد فكر كوچك شان بينديشند.

ممكن است فرزند شما متناسب با سنش كفايت لازم را نداشته باشد ولي بدانيد كه سرزنش هاي شما در اين مورد كارساز نيست. ملامت شما  سرگشتگي آنان را بيشتر خواهد كرد. شما براي دادن اعتماد واطمينان به فرزندان خود بايد كاري كنيد كه آنها به لياقت خود اطمينان پيدا كنند و خود را واجد صلاحيت وشايستگي لازم بدانند.

3- ايجاد مهارت:

اصولاً نيرومندي و توانايي در امور خود ، گامي اساسي براي پيشرفت مقاصد و دستيابي به اهداف زندگي است. بسياري از افراد نمي توانند اعتماد به نفس داشته باشند چون براي زندگي و يا وظيفه اي كه شما برايشان معين كرده ايد مهارت كافي كسب نكرده اند.بدين سان آموزش و مهارت و راه و رسم كار، و روش كسب موفقيت و پيروزي در امور ، خود از عوامل رشد است. به كودك مهارت بياموزيد، يادش دهيد كه چه كند تا موفق باشد ، چه شيوه اي را به كار گيرد تا در زمينه خاص و مورد نظرتان توفيقي حاصل كند.

4- امكان عرضه خود

:گاهي فرزندان ما براي عملي كه انجام داده و يا از انجام آن سرباز زده اند دلايلي دارند كه متأسفانه اجازه عرضه آن را ندارند. به طفل بايد ميدان داد كه حرف خود را بزند، دلايل خود را عرضه كند و مطالب و منطق خود را اگر چه كسل كننده است بيان نمايد.همچنين كودكان ما نياز به خودنمائي دارند و ما تا حدودي كه اين امر موجب لوس شدن و غرور كودك نشود بايد بپذيريم  و بگذاريم كارهاي ظاهراً مهمي كه او انجام داده روشن شود ، پيشرفت و ترقيات خود را عرضه كند و  گفتني ها را اعلام نمايد.

5- ايجاد زمينه براي تجربه:

كاري كنيم كودك آنچه را كه مي خواهد لمس كند، تجربه نمايد، بچشد و ببيند. اگر خواستار انجام امري است شخصاً وارد كار شود، اگر درصدد ساختن دستگاهي است ، بدان اقدام نمايد و عملاً توان و لياقت خود را دريابد.آزادي او در تجربه و لمس اشياء، تا حدي كه موجب وارد آمدن لطمه اي به كودك نشود نه تنها موجب افزايش ديد وتبحر او خواهد شد، بلكه عملاً او را به شخصيت و مقام خود آگاه خواهد كرد و او در خواهد يافت كه آيا توان و لياقت انجام كاري را دارد يا نه.

6- حفظ سلامت او

: سلامت بدن، بهداشت روان، حالات عمومي فرد و گرسنگي، تشنگي ، نيازمندي، ترس، امنيت و... همه و همه در حالات و عملكردهاي فرد مؤثرند و موجب حُسن يا سوء رفتار خواهند شد.جلوگيري ازعواملي كه مايه درد و رنج بدن اند و سبب فرسودگي و ناتواني مي شوند، مراقبت در بهداشت طفل به صورتي كه كودك دچار كسالت و نقاهت مداوم نگردد و فردي بهانه گير نشود ، خود درايجاد حالت اعتماد به نفس كودك مؤثر است ومربيان بايد اين نكته را نيز در نظر داشته باشند.

خودداري هاي لازم:

والدين و مربيان در طريق ايجاد حالت اعتماد به نفس در كودكان ، از ارتكاب  بسياري از اعمال كه متأسفانه هم اكنون در نزد برخي از آنها رايج و مجاز است بايد خودداري كنند . برخي از اين موارد عبارتند از:

1- مداخله در كار كودكان

: ما نمي خواهيم سلطه والدين را منكر شويم و حق دخالت در امور فرزند را از پدر و مادر سلب كنيم بلكه مقصود ما اين است كه ازهمان اوان كودكي ضروري است كارهائي در حد توان و قدرت طفل به او بسپاريم و از او بخواهيم كه مستقلاً آن كار را انجام دهد.بگذاريم فرزندمان شخصاً انجام كاري را بپذيرد بدون اين كه ما در آن مستقلاً مداخله كنيم. اگر نواقصي در كار ملاحظه شد بعداً مي توان به او تذكر داد. آنها به اين استقلال نياز دارند : هم براي تمرين و تجربه ، و هم براي ارضاي جنبه استقلال طلبي خود.

2- تجاوز به حدود آنها

: با همه نيازمندي ها و دلبستگي ها ، كودكان مان احساس مي كنند كه تنها صاحب اين جهانند و سرنوشت همه ي افراد به دست آنهاست. اشيايي را به خود اختصاص داده و جايي را در خانه از آن خود مي دانند . اگر گوشه اطاق را به او اختصاص داده ايد پاگذاري در مرز آن را كودك تجاوزبه حساب خواهد آورد. او كاغذي را به صورت هواپيما در مي آورد و در آنجا قرار مي دهد شما با توجه به اين كه آن شيء بيهوده است پاره اش مي كنيد و كودك گمان دارد شما دل او را پاره كرده ايد. تا آنجا كه رعايت حقوق كودك ، موجب وارد آمدن لطمه اي بر او نيست پذيراي مالكيت و آزاديش باشيد.3- انجام كار آنها: برخي از مادران و پدران براي فرزندان خردسال خود دلسوزي مي كنند و كارهاي او را بخصوص كار مدرسه را  انجام مي دهند. اين كار نه تنها به امر تحصيل كودكان لطمه وارد مي آورد، بلكه به شخصيت و اعتماد به نفس آنها هم صدمه مي زند. چنين كودكاني شديداً به والدين خود وابسته شده و اتكاي به نفس را از دست خواهند داد.

والدين بايد اجازه و دستور دهند كه كودك كار خود را انجام دهد و فقط به گونه اي او را هدايت و راهنمايي كنند. زيرا در غير اين صورت به جاي فايده رساندن ضرر مي زنند و فرزندان خود را تدريجاً افرادي ناتوان تربيت مي كنند و بدين ترتيب عدم اعتمادشان به خود ، ريشه دار خواهد شد.

4- تحقيرها

: اين كه فرزند شما در مقايسه با خودتان كوچك و ناتوان است و قدرت و توان انجام كارهاي مهم را ندارد جاي بحث و سخني نيست ولي شما هرگز نبايد كار او را به خود مقايسه كنيد و در نتيجه خوار و بي مقدارش بشماريد. تحقير كردن طفل سبب احساس بي اعتباري او خواهد شد.ما والديني را مي شناسيم كه فرزندشان متناسب با سن و رشدش كار مهمي انجام مي دهد ؛ مثلاً مشق زيبايي مي نويسد و يا نقاشي قشنگي را به پدر و مادر عرضه مي كند . اما والدين به او نهيب مي زنند كه اين چه مزخرفي است و با چنين تحقيري اعتماد به نفس او را مي شكنند و يا بدون توجه ، كار كودك را با كار خود يا ديگران مقايسه كنند و مي گويند من از تو بهتر مي كشم و فلان كار از عهده تو خارج است و طفل آن را تحقيري براي خود به حساب مي آورد.

5- به رخ كشيدن نواقص:

ممكن است فرزند شما نقصي و يا نارسائي عضوي داشته باشد. او در اين نقص و نارسائي مقصر نيست و اگر هم روزي اشتباه كرده و دچار چنين نقص مداومي شود نبايد به خاطر آن سرزنش بشود و شخصيتش خرد و تحقير گردد.برخي از والدين و مربيان مثلاً به خاطر عدم فرمانبري فرزند يا ضعف درسي او ، براي اين كه دلش را بسوزانند نقص عضو او را به رخش مي كشند، دل جريحه دار او را مجروح تر مي سازند وخاطره اي را كه طفل اصرار به فراموش كردن آن دارد از نو به يادش مي آورند و در نتيجه روحيه او را مي شكنند و باعث افسردگي اش مي شوند و اين خود خطا و لغزشي است كه سبب پيدايش احساس حقارت در او مي شود.

6- دلسرد كردن

:آيا مي دانيد سخنان تلخ و رفتار نابهنجارتان با كودك سبب پيدايش چه دشواري و مسائلي مي شود و چگونه او را از خود دلسرد و بيزار مي كند. چه زشت است كه والدين و مربيان با استفاده از قدرت و حاكميت خود سخناني را بر زبان آورند كه موجب احساس ضعف و ناتواني طفل شود.كودك كاري انجام مي دهد كه به نظر خود نوعي سرگرمي و اشتغال است. مأيوس و دلسرد كردن كودك از اقدام به يك امر موجب كشتن اعتماد به نفس و از دست دادن اطمينان خواهد شد. او طبعاً تصميم خواهد گرفت كه ديگر به كاري اقدام ننمايد.

7- سرزنش بسيار

: از مسائل و عواملي كه اعتماد به نفس را در كودك مي كشد سرزنش هاي مداوم و افراطي است. سرزنش ها ، براي كودك آينده اي هراس انگيز خواهد ساخت و سبب آن خواهد شد كه او امور را با بدبيني بنگرد و بدين ترتيب روزگار حال و آينده اش تاريك شود.اگر تذكرات شما در اصلاح كودك مفيد نيفتاد و يكي دو بار هم سرزنشش كرديد و مؤثر واقع نشد ، ضروري است سرزنش ها را قطع كنيد و علل و انگيزه هاي آن نابهنجاري يا بد رفتاري را تعقيب كنيد. زيرا در مواردي خود طفل در وضع و موقعيتي قرار مي گيرد كه قادر به اصلاح وضع خود نيست و سرزنش هاي مداوم شما او را بيش از پيش از خود مأيوس مي سازد.

8- شكست دادن ها

: ممكن است شما با فرزند خود بازي دوستانه اي داشته باشيد . البته اين كار ، مفيد و ضروري است. در سايه آن مي توانيد به كودك درس بياموزيد ، عيوب او را اصلاح كنيد و... ولي آنچه قابل ذكر است اين است كه اصرار نداشته باشيد كودك در بازي با شما شكست بخورد، مگر آنگاه كه قصد داشته باشيد از اين طريق راه موفقيتي را به طفل بياموزيد.شكست كودك از شما ، به ويژه اگر مكرر و مداوم باشد ، سبب آن خواهد شد كه او در توان و لياقت خود شك كند و روح اعتماد به نفس در او كشته شود. ما منكر اين امر نيستيم كه كودك بايد گاهگاهي طعم شكست را بچشد تا به تدريج كار آزموده و ورزيده شود ، ولي اين امر نبايد مكرر شود.

كنترل ها:

در طريق تربيت كودك و پرورش اعتماد به نفس در كودكان ، ضروري است كه آنها را  از جهاتي تحت كنترل قرار دهيد. اين كنترل ها درباره همه عوامل و مسائلي است كه در جهت سازندگي و ويراني بناي شخصيت كودكند . از آن جمله اند:

1- كنترل معاشرت

: دوستان و معاشران طفل مي توانند نقش مهمي را در زندگي  او ايفا كنند . فرزندان، خواسته و ناخواسته تحت تأثير دوستان خود هستند و خوي و اخلاق آنها را كسب مي كنند.2- كنترل واردات ذهني:خواندني هاي كودك را از كتاب، روزنامه ، مجله، و ديدني هاي او و شنيدني هايش را تحت نظارت داشته باشيد. ببينيد او چه داستاني مي خواند، چه فيلم هايي را مي بيند و...

3- كنترل حيات شخصي

: در اين زمينه بايد آمد و شدها، زندگي خصوصي و انزواجويي هاي طفل را زير نظر داشته باشيم. گاهي كودك در خلوت است و سرگرم خيالبافي و بزرگ كردن شكست و محروميت خود ؛ و اگر در همان حال بماند ، براي او زيانبخش است و حتماً بايد از آن حالت بيرون آيد.4- كنترل تظاهرات و سخنان: از همان آغاز زندگي بايد مراقبت داشت كه كودك اسير تظاهر و ريا و تملق و زرق و برق نگردد و اگر حالات و رفتار و يا گفتاري در اين رابطه پديد آيد بايد آن را زير نظر گرفت و جلوگيري كرد. حتي در مورد با هيجانات كودك بايد كوشيد كه تعديل گردد و او بي جهت تسليم آن حالات نگردد.

5- كنترل افسوس ها

: در اين مسئله كه كودك در صورت خطا كاري بايد پي به اشتباهش ببرد ، حرفي نيست . مخصوصاً بايد موجباتي فراهم آورد تا او از كرده خود نادم و پشيمان شود. ولي نبايد گذارد تمام فكر و ذهنش هميشه متوجه آن تأسف باشد و تدريجاً افسردگي بر او غالب شود. زيرا در چنان صورتي ، نه تنها اعتماد به نفس او جريحه دار مي شود بلكه شخصيتش خرد خواهد شد.همراهي ها:

در طريق تربيت طفل و پرورش اعتماد به نفس در او بايد قدم هايي برداشته شود كه برخي از آنها عبارت اند از:

- راهگشايي براي موفقيت كودك و آماده كردن امكانات براي رشد او.

- استفاده از فرصت هايي كه گاهي در مسير زندگي انسان پديد مي آيد و قرار گرفتن درآن موجب رشد است.

- به كارگيري رغبت هاي كودك و در نظر داشتن تمايلات او تا حدي كه موجب غرور و لوسي او نشود.

- حمايت از كودك ، به ويژه زماني كه او با محروميت يا شكستي مواجه شده است.

- ارائه راه هاي تازه براي موفقيت هاي بعدي و دميدن روح اميد براي حركت مجدد او.

- كشف استعدادهاي نهان و به كار انداختن آنها در طريق حركت هاي جديد كودك.

- ايجاد تنوع در زندگي از طريق گرد ش ها ، تفريحات و جابه جايي ها.

- استفاده از غرور كودك براي رشد او و حركت دادن او و ايجاد جرأت و شهامت در او.

- و بالاخره سعي در حفظ روحيه كودك، احترام گذاري به شخصيت او و شاداب نگه داشتن او.

نشان اعتماد به نفس در كودكان

اين كه آيا فرزند كوچك ما به تناسب سن و رشد، براين فرض كه مثلاً حدودهفت تا ده ساله ، باشد از اعتماد به نفس كافي برخوردار است يا نه؟ بايد بگوئيم نشاني هايي در اين رابطه وجود دارد كه اهم آنها عبارتند از:

- خود را دوست دارد و براي شخصيت خويش احترام قائل است.

- مي تواند كودكان ديگر را دوست بدارد و حتي در راه آنها گذشت ها و خدماتي داشته باشد.

- در سخن گفتن متين و آرام و برخود مسلط است، نه لكنت دارد و نه عجله و شتاب.

- در بين جمع حرف خود را مي زند و از شخصيت خود دفاع مي كند.

- چهره اش بشاش و نگاهش مطمئن وبه خود اميدوار است و طبعاً دلهره و اضطراب ندارد.

- وظيفه اي را كه به او واگذار مي شود پذيراست و در انجام آن مي كوشد.

- بسيار خجول و منزوي نيست و از افسردگي و يأس به دوراست.

- بيش از اين كه از ديگران متوقع باشد از خود توقع دارد و كار خود را به تنهايي  انجام مي دهد.

- به لياقت و مهارت خود تا حدود نسبتاً زيادي مطمئن است.

- در برابر امور و جريانات بي تفاوت نيست، مي كوشد با ملاحظه خود، گامي در طريق انجام وظيفه بردارد.

- از شكست و محروميت ديگران شادكام نمي شود و سعي مي كند ديگران هم به خوشي دست يابند.

- براي كار و زندگي خود برنامه اي دارد و با نظم و دقت به پيش مي رود، بدون اين كه دچار عجله شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 9:57  توسط يحيي  | 

با ظرافت عمل کنيد

جوراب با دوام :

قبل از آنكه جوراب بلند يا جوراب شلواري جديدي به پا كنيد ابتدا آنرا منجمد كنيد با اين كار دوام جوراب بيشتر خواهد شد. ابتدا جوراب را كاملا خيس كرده به آرامي لوله كنيد و درون يك كيسه پلاستيكي گذاشته داخل فريزر يا جا يخي يخچال قرار دهيد وقتي منجمد شد آن را در ظرف بزرگي از آب يا وان حمام ذوب كنيد سپس آويزان كنيد تا خشك شود. طريقه ديگر اين است كه مقدار بسيار كمي به آن نشاسته يا آهار بزنيد اين امر به دوام جوراب و جلوگيري از در رفتن آن كمك مي كند.

ماسک برطرف کردن جوش :

جوش ها ودمل ها را نبايد بدون دستکش لمس کرد زيرا اين کار باعث گسترش عفونت مي شود. مخصوصا نبايد به جوش هاي چرکي نزديک بيني يا لب ها دست زد زيرا در اين صورت ميکروب ها و باکتري ها بطور مستقيم وارد جريان خون شده و باعث ايجاد انواع بيماريها مي شوند. بايد دانست که يکي از علل پيدايش جوش ها، درست عمل نکردن کبد و غدد زير پوستي است. براي رفع اين مسئله توصيه مي شود که از جوشانده ريشه کاسني و يا از آب کاهو استفاده نماييد، زيرا سلولهاي کبدي را نوسازي مي کنند و خون را تصفيه مي نمايند و در بهبودي جوش ها بسيار مؤثر مي باشند.

از ماسک هاي زير براي برطرف کردن جوش هاي خود کمک بگيريد:

 اسفناج را پخته، آن را له کرده و با سفيدآب مخلوط نموده و به صورت ماسک بر روي صورت به مدت 20دقيقه بماليد. اين ماسک  باعث از بين رفتن جوش هاي چرکي مي شود.

 شلغم را رنده کرده با مقداري ليموترش مخلوط نماييد. مخلوط را بر روي صورت بماليد. اين ماسک را حدود 30دقيقه بر روي جوش ها قرار داده و سپس صورت را با آب ولرم خوب بشوييد.

استفاده از جوشانده گياه باباآدم نيز براي جوش هاي دوران نوجواني و بهبودي آن بسيار مؤثر است.

 60گرم برگ مو خشک شده را در آب سرد بريزيد وآن را صاف کرده و به صورت نيمه گرم يا سرد با کمک قطعه اي پنبه به روي جوش هاي صورت بماليد.

 مقداري کلم سفيد را ريز نموده با پوست موز له شده و مقداري عسل روان مخلوط نموده، از اين ماسک براي ميکروب زدايي پوست صورت استفاده نماييد اين ماسک را به مدت 40دقيقه بر روي جوش ها قرار داده پس از آن پوست را با آب سرد و بعد با آب گرم تميز بشوئيد اين عمل را هر روز تکرار نماييد.

 جعفري را له کرده و له کرده آن را با نمک و مقداري روغن زيتون مخلوط نموده و اين ماسک را بر روي صورت قرار دهيد. اين عمل را بايد قبل از خواب انجام داد و پس از آن صورت را با آب ولرم بشوييد، هر روز آن را تکرار کرده تا جوش ها کاملا از بين برود.

مقداري کلم سفيد را ريز نموده با پوست موز له شده و مقداري عسل روان مخلوط نموده، از اين ماسک براي ميکروب زدايي پوست صورت استفاده نماييد.

... و اما مي توان چيپس را در فر درست کرد .

کف سيني فر را چرب کنيد ، سيب زميني ها را که نازک خرد کرده ايد ، در آن بچينيد، رويشان چند قطره روغن بپاشيد و در فر خيلي داغ قرار دهيد تا سرخ شود.

براي اينکه کيک و شيريني تازه بماند ، آنها را در ظرف هاي در بسته پلاستيکي بگذاريد و در کنار آن يک تکه نان نرم يا نصف سيب قرار دهيد . رطوبت موجود آنها باعث تازه ماندن کيک و شيريني مي شود .

 قلم موهايي که از رنگ خشک شده است را درون استون گذاشته ، پس از مدتي تميزش کنيد.

 اگر سنجاق قفلي به لباس خود بزنيد ، الکتريسته ساکن خود را مي گيرد.

موقع پاک کردن ماهي ، اگر به دستتان نمک بزنيد ، ليز نمي خورد .

 اگر زير پارچه ميز اتو يک لايه کاغذ فويل پهن کنيد اين کار باعث منعکس شدن گرما مي شود و اتو کشي آسانتر صورت مي گيرد .

 دانه ها و تخمه هاي داخل طالبي و خربزه براي از بين بردن رسوب هاي کتري و سماور موثر است . دانه ها را با کمي آب درون آن بجوشانيد تا رسوبها کنده شود.

 براي پاک کردن سينگ ظرفشويي مي توان آن را با الکل شست ، تا کاملا تميز و براق شود . اين عمل را بر روي کليه وسايل استيل و حتي روي گوشي تلفن نيز مي توان انجام داد .

 خمير دندان براي پاک کردن اثر مداد از روي ديوار موثر است . خمير دندان را با پارچه روي آن بماليد تا کاملا پاک شود .

وقتي غذايي با سير يا پياز درست مي کنيد و بوي آن در آشپزخانه پيچيده ، يک فنجان سرکه سفيد در ظرفي ريخته بگذاريد روي آتش دو دقيقه بجوشد . بو را از بين مي برد .

رنگ کهنه و خشک شده بر روي شيشه ها با استون پاک مي شود . شيشه ها را با پارچه آغشته به استون پاک کنيد ، اثري از رنگ باقي نمي ماند .

 در هنگامي که مي خواهيم تخم مرغ را آبپز کنيم بهتر است کمي نمک درون ظرف جوشاندن تخم مرغ بريزيم ، به اين ترتيب تخم مرغهايمان نمي شکند .

تخم مرغ آبپز را بعد از جوشيدن حدود يک دقيقه زبر آب سرد نگه داريد ، پوست آن مانند يک نوار به هم متصل کنده مي شود .

 لکه دود را با برس نرم و تميز پاک کنيد و اگر کاملا تميز نشد برس تميز را به صابون آغشته و روي آن بکشيد.

 اگر گردوي خشک را درون آب و نمک بخوابانيد بعد از چند ساعت حالت گردوي تازه پيدا کرده و پوستش به راحتي کنده مي شود .

لکه قهوه ، کاکائو ، شير ، با آب نيم گرم و صابون پاک مي شود ، اگر کمي از رنگ آن باقي ماند به وسيله جوهر ترشک پاک مي شود .

حلالهايي مانند آب ، الکل، بنزين ، براي از بين بردن لکه هاي چربي بسيار موثرند و استفاده از هر کدام آنان بستگي به ظرافت پارچه دارد .

 براي اينکه بوي يخچال را از بين ببريم، مي توانيم از سيب زميني استفاده کنيم. آن را دو نيم کرده و در يخچال قرار دهيم.

 اگر قابلمه اي که ته گرفته را با کمک از نوشابه بتراشيد هم تميز مي شود و هم صداي کمتري ايجاد مي کند .

 در هنگام سرخ کردن بادمجان پس از ريختن روغن به اندازه کافي، بادمجان ها را درون ماهي تابه ريخته و درب ماهيتابه را بگذاريد . با اين کار بادمجانها کمترين جذب روغن را خواهد داشت . اين عمل براي پياز نيز تاثير دارد . پس از سرخ شدن ماهي تابه را به صورت کج قرار دهيد تا بتوانيد روغن را از پياز جدا کنبد.

 

منبع: نسيم رضوان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 19:6  توسط يحيي  | 

 

چرا؟ چرا؟ چرا؟

بسیار خوب، داری با واقعیت روبه رو می شوی. تو حسابی به دردسر افتاده ای. اما چه طور اتفاق افتاد؟ تو با خشم به دنیا آمدی؟ از دوران کودکی ات شروع شد؟ در دوران نوجوانی؟ وقتی بزرگسال شدی؟ آیا مشکل روحی شدیدی داری؟  ما در این جا به دنبال توضیح هستیم، نه عذر و بهانه. تو فقط و فقط خودت مسوول عصبانیت هستی. اما آگاهی از این که چه طور تا این حد عصبانی می شوی، شاید کمکی باشد که بتوانی تغییراتی در خودت ایجاد کنی. قصه تو چیست؟

 

افراد عصبانی از خانواده ای عصبانی بیرون می آیند

مهم ترین عامل متداول عصبانیت شدید، خانه ای با محیط عصبی است. بچه ها عصبانی بودن را از پدر و مادرشان یاد می گیرند. آن ها می آموزند که چه موقع، چه طور و در چه حد عصبانی شوند، که این سرمشق نام دارد. خانواده های به شدت عصبانی در مقایسه با خانواده های عادی کارهایی متفاوت انجام می دهند و سه عادت مخرب دارند:

تصور می کنند خشم شدید امری عادی و موجه است. هیچ یک از اعضای خانواده گوش شنوا ندارد تا این که بالاخره یک نفر از کوره در برود. سعی می کنند با ابزار خشم مشکل خود را حل کنند.

بد نیست به تک تک این موارد نگاهی بیندازیم.

 

عصبانیت در خانواده عصبانی امری عادی و موجه است.

عصبانیت معیاری بزرگ دارد. عصبانیت علامت این است که چیزی ایراد دارد. اما در بعضی خانواده ها، اعضای خانواده  تمام مدت عصبی هستند. شاید از نظر آن ها عصبانیت دلیلی داشته باشد، اگر هم دلیلی نباشد، بالاخره موردی جور می کنند. در چنین خانواده ای از همه انتظار می رود عصبانی شوند. همیشه یک نفر هست که از دست دیگری عصبانی باشد، دست کم یک مورد دعوا وجود دارد، یا شاید هر یک به طور عملی در برابر دیگری جبهه بگیرد. در این قبیل خانواده ها حتی یک لحظه هم آتش بس نیست.

آیا تا به حال به خانه خانواده ای عصبانی دعوت شده ای؟ حتی حضور تو نیز باعث نمی شود آنان آرام و قرار بگیرند. بدترین بخش قضیه این است که از نظر آن ها کل این بگو و مگو، عادی به نظر می رسد و امری پیش پاافتاده است.

 

هیچ یک از اعضای خانواده عصبانی گوش شنوا ندارد

همه طوری تربیت شده اند که فقط در برابر خشم، گوش شنوا داشته باشند.

 

اعضای خانواده عصبانی سعی می کنند مشکلات را با عصبانیت حل کنند

در این قبیل خانواده ها، به بدترین نحو از عصبانیت سوء استفاده می شود. آن ها سعی می کنند با توسل به خشم، مشکلات خود را حل کنند. درست مثل این است که بخواهی پیچ را با چکش بپیچانی. یادت باشد که عصبانیت علامت است، نه راه حل. تو نمی توانی با ابراز خشم مشکل را حل کنی. عصبانیت تو می گوید که مشکلی وجود دارد، فقط همین. شاید مشکل در درون خودت باشد.

لازم است یاد بگیری خودت را دوست داشته باشی و به خودت احترام بگذاری. راهی است طولانی، اما به زحمت سفر می ارزد.

 

راه های دیگر برای عصبانیت شدیدتر

درست است که دلیل عصبانیت تو این است که در خانواده ای عصبانی بزرگ شده ای، اما راه های دیگری هم برای همیشه عصبانی بودن وجود دارد.

آزارهای جسمی

افراد عصبانی معمولا قربانی های درازمدت آزارهای جسمی هستند. آن ها جان سالم به در برده اما بدجور آسیب      دیده اند و نمی توانند آزار جسمی را فراموش کنند. در عوض، به نظر می رسد هر سیلی و کتکی را به خاطر دارند، هر گونه تحقیر، توهین و تمام لحظات ترس و وحشت ناب را. آن ها هر وقت به یاد آن دوران می افتند، عصبانی می شوند و از کوره در می روند و در رویای تلافی و انتقام هستند.

شرمندگی

شرمندگی یعنی احساس بد داشتن در مورد خودمان؛ در مورد وجود خودمان، نه صرفا بابت کاری که انجام داده ایم، بلکه برای آن چه هستیم. وقتی من احساس شرمندگی می کنم، بدین معناست که چیزی بد در مورد من وجود دارد که برطرف نمی شود.احساس شرمندگی از سه طریق عمده به عصبانیت مربوط می شود. اول، بسیاری از مردم وقتی عصبانی می شوند، احساس شرمندگی می کنند. این افراد اغلب از ابراز خشم اجتناب می ورزند، حتی وقتی دلایل متعددی برای عصبانیت آن ها وجود دارد. دوم، افرادی هستند که به شدت از مردم خجالت می کشند. افرادی که چنین احساسی در آن ها شدید است، اغلب زندگی کلافه کننده و ناگواری دارند. آن ها دایم از دست خودشان عصبانی اند هر کاری که می کنند، از نظرشان به حد کافی خوب نیست و از خود بیزار هستند. سوم، افراد شرمنده به دفعات بیشتری به دیگران می تازند. شرمندگی و خشم ترکیبی ناخوشایند ایجاد می کند، که غضب نامیده می شود. پس اگر بابت شرمندگی زیاد، عصبانی می شوی. شاید به مشاوره نیاز داشته باشی. لازم است یاد بگیری خودت را دوست داشته باشی و به خودت احترام بگذاری. راهی است طولانی، اما به زحمت سفر می ارزد.

بیماری های جسمی و روحی

وقتش رسیده است که از لحاظ جسمی حسابی به خودت برسی. چرا؟ چون بسیاری از بیماری های جسمی و روحی باعث افزایش عصبانیت می شود.

حضرت امام هادی (ع) : از كسی كه بر او خشم گرفته ای ، صفا و صمیمیت مخواه و از كسی كه به وی خیانت كرده ای ، وفا مطلب ، و از كسی كه به او بدبین شده ای ، انتظار خیرخواهی نداشته باش ، كه دل دیگران برای تو همچون دل تو برای آنهاست *.

ما در دنیایی عصبانی زندگی می کنیم

جامعه امروز از بسیاری جهات مردم را عصبانی می کند. همیشه به ما گفته اند که حالت دفاعی به خود بگیریم. "حواست باشد، آن ها می خواهند من و تو را در دام بیندازند." کسی چه می داند آن ها چه کسانی هستند. دشمنانی هستند که دور ما حلقه زده اند، مگر نه؟ ما راه هایی پیدا می کنیم که با توسل به آن از همسایه مان متنفر شویم و آن ها را به نیروهایی اهریمنی تبدیل کنیم. سیاه علیه سفید تحریک می شود و فقیر علیه غنی. در تمام این ها نکته ای عملی هست. اگر می خواهی کمتر عصبانی شوی نگذار این گونه افراد احاطه ات کنند.  افرادی آرام و صبور را برای معاشرت پیدا کن. شاید از آن ها چیزی یاد بگیری. دست کم آن ها تو را تشویق نمی کنند که همین طور عصبانی بمانی.

 

پی نوشت: *لاتطلب الصفا ممن كدرت علیه ، و لا الوفاء لمن غدرت به ، و لا النصح ممن صرفت سوء ظنك الیه ، فإنما قلب غیرك كقلبك له، مسند الامام الهادی ، ص 305

 

منبع: موفقیت      

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 19:3  توسط يحيي  |