تبليغاتX
برگ سبز

برگ سبز

برگ سبزی تحفه درویش

 آموزش مهرورزی، بهترین راه حل

همسران

انسان در مواجهه با هر مسئله ای که باعث ناراحتی و گرفتاریش می شود به دنبال راه حلی برای گریز از آن می گردد. برای بیماری و دردهای جسمانیش، دنبال طبابت و دارو و درمان می رود. برای اینکه راحت تر شکمش را سیر کند و دغدغه هایش را در این مورد کاهش دهد، دنبال دامپروری ، کشاورزی و ارائه ی شیوه های نو در این مورد می رود. و برای نجات از ظلم و استبداد انقلاب می کند .

 

یکی از مسایل و مشکلاتی که از دوران قدیم فکر انسان را مشغول کرده، برقراری رابطه ی درست و منطقی بین زن و شوهر در زندگی مشترک است به طوری که هر کدام از آنها در جایگاه مناسب و شایسته ی خود قرار بگیرند و از زندگی در کنار هم لذت ببرند. این موضوع در کتابهای افلاطون و ارسطو هم دیده می شود و نشان می دهد از چند هزار سال پیش تاکنون این مسئله ذهن انسان را درگیر خود کرده است.

 

با نگاه به منابع و کتابهایی که از گذشته های دور به دستمان رسیده می بینیم از قدیم الایام در بعضی از خانواده ها و در مواردی مرد در حق همسرش ظلم و بی عدالتی کرده و حق او را پایمال نموده است. در همین کتب قدیمی که مفاخر ادبی و فرهنگی، هستند مانند بوستان سعدی داستانهایی نقل شده که در آن، بعضی از زنها با رفتار ناشایست ، شوهرشان را به ستوه آورده و او را مستأصل کرده اند. یعنی این جریان، یک جریان دوطرفه است ولی از حق نباید گذشت که در طول تاریخ زنها، بیشتر از مردها مورد ظلم و اجحاف قرار گرفته اند.

 

ولی نکته اساسی اینست که:

برای رفع مشکل ظلم به زنان و جلوگیری از اجحاف در حق شان، راههای زیادی وجود دارد. به نظر می رسد راه درست و منطقی اینست که به مرد آموزش دهیم در رفتار با همسرش جانب عدالت را نگه دارد.

به همسرش محبت کند.احساسات و طبیعت ذاتی او را نادیده نگیرد. به او احترام گذاشته و تا حدی که توان دارد در رفع احتیاجات و خواسته های زنش اقدام کند. چنین به نظر می رسد که بسیاری از مردها، نمی دانند که زنها، ذاتاً و طبیعتاً با مردها فرق می کنند و نیازها و سلیقه هایشان متفاوت با آنهاست. اگر این نکات را به مردها یادآوری می کردیم و او را تحت آموزش قرار می دادیم، مطمئناً بسیاری از مشکلات بین زن و شوهر برطرف می شد و مواردی که به زن اجحاف می شد ،کاهش می یافت.

 

مهم تر ازهمه این که دین ما خود منبع جامع و مانعی است که در صورت عمل صحیح به آن بسیاری از مشکلات حل خواهد شد .اگر مدافعان حقوق زن، امروز به این فکر افتاده اند ،دین اسلا م 1400 سال پیش لطییف ترین تعابیر را در باره نحوه ی ارتباط بازن بیان کرده است .

 

حضرت صادق علیه السلام فرمود :

هر كس از دوستان ما باشد به ‏همسرش بیشتر اظهار محبت می كند.(1)

وشاهددیگر:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود :

این سخن مرد كه به همسرش می گوید : واقعا ترا دوست دارم ، هرگز از قلبش خارج نخواهد شد.(2)

 

ولی؛ راهی که برای برخورد با این معضل و بهبود جایگاه زن در خانواده پیش گرفته شده، چه راهی است؟ ما- بدون در نظر گرفتن پیشینه ی دینی وتاریخی مان-  تحت تأثیر غرب قرار گرفتیم و توجه نکردیم راهی که آنها رفته اند برای خودشان چه نتیجه ای داشته و آیا این نتیجه مورد دلخواه ما هم هست. در قدم اول ظلمهایی که درصد ی از مردهای کشورمان در حق زنانشان روا می داشتند را خیلی بیشتر از اندازه ی واقعیتش بزرگنمایی کردیم و بعد زن را ترغیب کردیم برای نجات از این وضعیت، پرخاش کند. (سریالها و فیلمهایی که در این چند سال درباره ی خانواده از تلویزیون پخش شده و می شود را مرور کنید) به او یاد دادیم برای رسیدن به امیال و خواسته هایش بر سر همسرش فریاد بکشد و به حق و ناحق در برابر شوهرش بایستد، و قبح و زشتی اینکار را در ذهن او از بین بردیم. به تبع آن حرمت ها درخانواده بسیار کم رنگ شده است.

 

به بهانه ی دفاع از حقوق زن او را روانه ی دادگاه کردیم وبا فرهنگ سازی از طریق بعضی کتاب ها ،نشریات وفیلم ها،به او آموختیم مدرن شدن ،خوشبخت بودن ،آرامش داشتن و...در گرو گرفتن حقش است ._ که البته در بعضی موارد نمی توان لزوم این کار رانادیده گرفت_ اما این همه ی آن چیزی نبود که یک زن برای خوشبختی بدان نیاز داشت.

 

اگر در گذشته، زنان برای بهبود زندگیشان راههای مختلف را امتحان می کردند و گاهی با کمک اطرافیان و بزرگترهای فامیل می توانستند سر و سامانی به زندگیشان بدهند، امروزه جزو اولین کارهایی که می کنند اینست که لایحه و دادخواست تقدیم قاضی کنند  وضع را به قدری بغرنج کنند که راه برگشت و اصلاحی وجود نداشته باشد.

 

نتیجه ی راهی که رفتیم نیازی به آمار وارقام دادگاهی ندارد .با نگاهی به دوستان،آشنایان وفامیل به خوبی مشخص است که هرچند تحقیقات قبل از ازدواج بیشتر شده،هرچند دختر وپسر نسبت به گذشته ساعات بیشتری باهم صحبت می کنند ، هرچند رقم مهریه ها به خاطر پشتوانه داشتن زن بالا رفته است اما تعداد ازدواج هایی که به طلاق می انجامد  بر خلاف تصور بیشتر شده است. هرچند تئوری باچادر سفید به منزل بخت رفتن وبا...برگشتن رد شدهاست اما تئوری جدید مناسبی جایگزین آن نگشته است.

 

شایسته است حال که نتیجه ی مسیری را که رفته ایم، مشاهده می کنیم، راه را برگردیم و جبران مافات کنیم.

با نظراتتان با ماهمراه باشید ...

 

احسان رادمند

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 7:12  توسط يحيي  | 

سرطان

سرطان

تکثیر سلول‌ها به طور دقیق تنظیم می‌شود، به گونه‌ای که  پاسخگوی نیازهای ویژه‌ی بدن می‌باشد. در یک جانور جوان، تکثیر سلولی بر مرگ سلولی پیشی می‌گیرد و از این رو اندازه‌ی جانور افزایش می‌یابد. در مرحله‌ی بزرگسالی تکثیر و مرگ سلولی در توازن‌اند و در نتیجه یک حالت ثابت و پایدار ایجاد می‌شود. با این حال برخی انواع سلول‌ها در فرد بالغ همچنان با سرعت تقسیم و تجدید می‌شوند؛ مثلاً سلول‌های پوششی روده، نیمه عمر چند روزه دارند و معمولاً قبل از آنکه بمیرند جایگزین می‌شوند. برخی از گلبول‌های سفید به سرعت جایگزین می‌شوند در حالیکه گلبول‌های قرمز انسانی نیمه عمری حدود 100 روز دارند. در مقابل سلول‌های کبدی سالم ندرتاً می‌میرند و سلول‌های مغز در افراد بالغ، با جایگزینی کم یا بدون جایگزینی، به آرامی از دست می‌روند.

گاهی اوقات تنظیم دقیق تکثیر سلول از کنترل خارج می‌شود و سلول بدون توجه به نیاز بدن شروع به رشد و تقسیم بی‌رویه می‌کند. هنگامی که دودمان‌های حاصل از این سلول نیز تمایل به تکثیر بدون توجه به تنظیم تقسیم سلولی را به ارث می‌برند، کلونی‌هایی از سلول‌ها به وجود خواهد آمد که قادر به رشد نامحدود هستند و در نهایت ممکن است این کلونی‌های ناخواسته توده‌هایی تولید کنند به نام تومور یا غده.

تکثیر سلولی
تکثیر سلولی

برخی از تومورها عواقب جدی برای سلامت ندارند، اما زمانی که تومورها بدخیم باشند یعنی سلول‌هایش قدرت جابه‌جایی یا متاستازی (گسترش به مکان‌های دیگر بدن از طریق جریان خون یا لنف) و تهاجم به سلول‌های همجوار را داشته باشد، سرطانی می‌باشد.

دو تفاوت اساسی بین سرطان و دیگر بیماری‌های ژنتیکی وجود دارد:

1- سرطان اساساً نتیجه‌ی جهش در سلول‌های سوماتیک است در حالیکه دیگر بیماری‌های ژنتیکی صرفاً نتیجه‌ی جهش در دودمان جنسی می‌باشند. اگرچه برخی افراد جهش‌های ژنتیکی وراثتی دارند که زمینه‌ساز وقوع انواع خاصی از سرطان می‌شوند.

2- یک سرطان واحد نتیجه‌ی یک جهش واحد نیست بلکه بسته به نوع سرطان حاصل تجمع حداقل 3 و حداکثر 20 جهش در ژن‌هایی که به‌طور معمول تکثیر سلولی را تنظیم می‌‌کنند، می‌باشد.

علائم و نشانه‌ها

به‌طور کلی نشانگان سرطان را به سه گروه می‌توان تقسیم کرد:

• علائم محلی: توده‌های غیر معمول یا تورم (غده)، خونریزی، درد و یا زخم. تراکم بافت‌های اطراف ممکن است سبب علائمی از قبیل زردی چشم و پوست گردد.

• نشانه‌های متاستازی: بزرگ شدن گره‌های لنفاوی، سرفه و خلط خونی، هپاتومگالی (بزرگ شدن کبد)، دردهای استخوانی، شکنندگی استخوان‌های تحت تأثیر و علائم عصب شناختی. اگرچه سرطان‌های پیشرفته ممکن است همراه با درد باشند، درد اغلب از نشانه‌های اولیه نیست.

• علائم جهازی: کاهش وزن، بی‌اشتهائی، سوءهاضمه، ضعف و خستگی، تعرق شدید و عرق کردن در شب، آنمی و پدیده‌های مرتبط به تومورهای خاص مثل تشکیل لخته (ترومبوسیس) و تغییرات هورمونی.

هر یک از این علائم که در بالا اشاره شد می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد که سرطان ممکن است یکی از آن موارد باشد.

 

تهیه کننده: سمانه سادات عنایتی

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 22:46  توسط يحيي  | 

viewphoto.jpg
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 10:14  توسط يحيي  | 

بهشت لذت‌های معنوی

بهشت

سلسه مباحث (كلام امیر كلام)  به شرح و توضیح برخی از سخنان برگزیده علی علیه السلام می پردازد.

اِن الجَنَّة حُفَّت بِالْمَكارِه وَ اِن النّارَ حُفَّت بِالشَّهَوات

همانا، بهشت پیچیده به سختی‌ها و ناخوشی‌ها است. و جهنم، پیچیده به خواست‌ها و هوس‌هاست

  • دشواری‌ها و خواستن‌ها

حیات جاودان و سعادت ابدی انسان، در عالَم آخرت تحقق‌ می‌یابد. زندگی دنیوی، آخرین منزل انسان نمی‌تواند باشد و هر كه آینده نگر است، باید به عالَم پس از مرگ بیاندیشد و برای آن، چاره‌ای بسازد.

آیا به دست آوردن بهشت و سعادت جاودان، می‌تواند با كسب لذات دنیوی و تامین شهوات و خواست‌های مادی، جمع شود یا نه؟

علی علیه‌السلام از قول پیامبراكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پاسخ این پرسش را مطرح می‌كنند كه ایشان می‌فرمودند:

« بهشت پیچیده با ناخوشی‌ها است و جهنم، پیچیده به شهوات است.»

علی علیه‌السلام می‌فرمایند كه هیچ اطاعتی از خداوند نیست مگر اینكه در كراهت، ناخرسندی و ناخوشنودی انسان انجام می‌شود و هیچ معصیت و سرپیچی از امر خدا نیست كه در شهوت و ارضای امیال و هوس‌های انسان انجام می‌گیرد. آری! عزم راسخ داشتن، كمر همت بستن و برای رسیدن به هدف‌ و آرمان به راه افتادن و پیمودن مسیر، با تن پروری، لذت گرایی قابل جمع نیست!

نه تنها برای پیمودن راه‌ سعادت جاودان، صرف نظر كردن از لذت گرایی و هوس بازی، شرط ضروری موفقیت است، بلكه انسان برای رسیدن به اهداف‌ برتر در همین زندگی محدود مادّی، باید از لذت‌ها و راحتی‌ها چشم بپوشد و با عزم راسخ به دنبال هدف‌ برتر و والاتر باشد. آیا هیچ یك‌ از كسانی را كه با تلاش زیاد فراوان توانسته‌اند در تاریخ بشریت اثری جاودان و مفید از خود به جا بگذارند، می‌شناسید كه در عین حال، به لذت‌ها و خواست‌های خود هم رسیده باشند؟

اگر برای اهداف‌ دنیوی نیز تلاش و كوشش ضروری است، قطعاً برای شكوفا كردن گرایش‌های معنوی و دست یافتن به كمال جاودان و بی انتهای اخروی، پذیرفتن سختی‌ها و دشواری‌ها اجتناب ناپذیر است.

طاعت و عبادت خداوند را «تكلیف‌» نام نهاده‌اند، زیرا با كلفت و سختی و دشواری همراه است و هوس بازی‌ها و هوا ‌پرستی‌ها را «شهوت» نام نهاده‌اند، زیرا در راستای پذیرش طبیعی و خواست حیوانی انسان است.

نباید انتظار داشت كه انجام تكالیف‌ الهی و پیمودن راه بهشت، بدون هیچ دشواری و زحمتی باشد و نباید اینگونه تصور كرد كه به دنبال شهوات رفتن، می‌تواند همراه با دوزخ و آتش نباشد! البته تنها ملاك‌ و شاخص راه بهشت و دوزخ، دشوار بودن یا آسان بودن كار و راه آن نمی‌باشد و اینگونه نیست كه اگر «كار خوب» برای كسی بدون دشواری انجام شد، تاثیر خود را برای سعادت و كمال انسان نداشته باشد و یا اگر رسیدن به شهوت و هوسی برای كسی با دشواری و زحمت حاصل شد، موجب سقوط آن شخص به دوزخ نگردد!

آنچه در كلام علی علیه‌السلام مدّ نظر است، بیان قاعده كلی و عمومی است كه با بیان آن، می‌خواهند پیرو راه خود را برای تحمل مشكلات و ترك‌ِ شهوات در راه رسیدن به سعادت و كمال، آماده كنند و این انتظار و توقع را در او اصلاح كنند كه گمان نكند رسیدن به آرمان‌ها با تامین شهوات قابل جمع است. البته چون مراتب ایمان و تقوی مختلف‌ است، هر كسی به هر اندازه حاضر باشد از شهوات خود در راه خدا و برای نزدیك‌ شدن به كمال مطلوب، چشم پوشی كند، به همان نسبت به آن خواهد رسید.

  • نكته مهم

دشواری و سختی راه بهشت، برای كسانی است كه در آغاز راه قرار دارند، ولی پس از مدتی كه لذت مسیر سعادت را چشیدند و حقیقت لذت‌ها و هوس‌های دنیوی برای آنان روشن شد، نه تنها دشواری راه از بین می‌رود، بلكه پیمودن این راه جز شیرینی و لذّت معنوی ـ كه با لذتها و شیرینی‌های مادی قابل قیاس نیست ـ برای آنان در پی ندارد. ترك‌ِ لذت‌های دنیوی و راهیابی به حریم دوست، آنچنان لذتی دارد كه قابل توصیف‌ نیست.

بنابراین در ابتدای راه و برای كسانی كه تازه می‌خواهند از اهداف‌ محدود دنیوی پا را فراتر نهاده و در مسیرِ سعادت جاودان گام نهند، راه بهشت، پیچیده به مشكلات و ناخوشی هاست و راه دوزخ، همراه با خواستنی‌ها و خوشی‌ها، اما پس از چندی، با چشیدن حقیقت راه سعادت و بازشدن چشم واقع بین كه عمق‌ِ شهوات و لایه‌های زیرین هوا پرستی‌ها را می‌بیند، دیگر سختی عبادات رخت برمی‌بندد و لذت حقیقی جایگزین آن می‌شود.


ذوعلم، علی، کتاب چهل گام، با اندکی تصرف
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 10:11  توسط يحيي  | 

راه مستجاب الدعا شدن

دعا

بالاترین‌ مقامی‌ كه‌ انسان‌ می‌تواند به‌ آن‌ دسترسی‌ پیدا كند، مقام ‌قرب‌ الهی‌ یا قرب‌ ربوبی‌ است‌.

  • منظور از قرب‌ ربوبی‌ چیست‌؟

منظور از قرب‌ ربوبی‌ این‌ است‌ كه‌ آدمی‌ به‌ مقامی‌ برسد كه‌ ربط‌ خود را به‌ خدا دریابد. دریابد كه‌ سراسر موجودات‌ عالم‌ آفرینش‌ عین‌ ربط‌ به‌ او هستند. همه موجودات‌ عالم‌ نه‌ وابسته‌، كه‌ عین‌ وابستگی‌ به‌ او هستند.

« یا ایُّها النّاس‌ُ اَنتُم‌ُ الفُقَراءُ اِلی‌َ اللّه‌ِ وَ اللّه‌ُ هُوَ الغَنی‌ُ الحَمیدُ ؛

ای مردم ، همه شما به خدا نیازمندید اوست بی نیاز و ستودنی (فاطر/ 15)

اینكه‌ می‌گوییم‌ منظور از كمال‌ نهایی‌ رسیدن انسان به‌ مقامی‌ است كه ‌فقر خویش‌ و وابستگی‌ خود را به‌ خدا درك‌ كند، مراد درك‌ حضوری‌ و شهود عرفانی‌ است‌. یعنی‌ انسان‌ به‌ آن ‌مقامی‌ دست‌ یابد، كه‌ به‌ جز خدا به‌ چیزی‌ توجه‌ نداشته‌ باشد؛ وجود او عین ‌خلوص‌ شده‌ و هیچ‌ عملی‌ از او جز برای‌ رضای‌ خدا، سرنزند. انسانی‌ كه‌ به ‌این‌ مقام‌ دست‌ می‌یابد هیچ‌ گونه‌ استقلالی‌ برای‌ خود قایل‌ نبوده‌ و در یك‌ ارتباط‌ دایمی‌ و شهود عرفانی‌ با خدا به‌ سر می‌برد. در این‌ مقام‌ و مرتبه‌ است‌ كه‌ دیگر اثری ‌از خود و منیّت‌ برای‌ او باقی‌ نیست‌، هر چه‌ هست‌، خداست‌ و بس‌.

علی‌ علیه‌السلام در رابطه‌ با همین‌ درك‌ حضوری‌ و شهود عرفانی‌ می‌گوید:

« لَم‌ْ اَعبُدُ رَبّاً لَم‌ْ ارَه‌ ؛ خدایی‌ را كه‌ ندیده‌ باشم‌، نپرستیده‌ام‌.»

این‌ مقام‌ را مقام‌ فنای‌ انسان‌ در ذات‌ اقدس‌ الهی‌ نیز گفته‌اند. البته‌ فنا نه‌ به‌ معنای‌ اتحاد با او كه‌ برخی‌ از متصوفه ‌پنداشته‌اند، بلكه‌ فنای‌ همه‌ حال‌ و احوالات‌ نفسانی‌ و منیّت‌ها و این‌ فنا نیز به ‌دو گونه‌ صورت‌ می‌گیرد:

  • اول‌:

آنكه‌ زندگانی‌ طبیعی‌ و حیات‌ مادی‌ آنها باقی‌ بوده‌ و در این‌حال‌ موفق‌ به‌ مقام‌ فنا می‌شوند، و این‌ فنا قبل‌ از موت‌ پیدا می‌شود، و در این‌ صورت‌ افراد مومن‌ و مخلص‌ كه‌ راهی‌ را به‌ سوی‌ خدا پیموده‌اند، با وجود حیات‌ دنیوی‌ فانی‌ می‌شوند.

  • دوم‌:

فنا برای‌ كسانی‌ كه‌ زندگی‌ طبیعی‌ و حیات‌ مادی‌ و دنیوی‌ خود را از دست‌ داده‌اند، و مراحل‌ برزخ‌ و قیامت‌ را بعد از این‌ دنیا طی‌ كرده‌، و از مقربین‌ و مخلصین‌ بوده‌اند، اینان‌ كه‌ بدن‌ خود را رها كرده‌ و جسمی‌ ندارند، و برزخ‌ و قیامت‌ را نیز رها كرده‌ و در حرم‌ حق‌ واردشده‌اند.

انسان می‌تواند در عالم‌ خارج‌ به‌ اذن‌ خدا دخل‌ و تصرف‌ كند، در این‌ مقام‌ مستجاب‌ الدعوه‌ می‌شود یعنی‌ هر گاه‌ از خدا چیزی‌ بخواهد،خدا هم‌ به‌ او می‌دهد.

انسانی‌ كه‌ به‌ مقام‌ فناء فی‌ الله‌ می‌رسد از ویژگی‌ها و خصوصیاتی ‌برخوردار می‌شود كه‌ در اینجا به‌  نقل‌ دو حدیث‌ در این‌ زمینه ‌اكتفا می‌كنیم ‌تا آثار قرب‌ ربوبی‌ تا حدودی‌ آشكار شود.

« ما یَتَقَرَّب‌ُ اِلَی‌ِّ عَبْدی‌ بِشَی‌ءٍ احَب‌ٌ اِلَی‌َّ مِمَّا افْتَرَضْتُه‌ُ عَلَیْه‌ِ و اِنَّه‌ُ لَیَقَرَّب‌ُ اِلَی‌َّ بِالنَّوا"فِل‌ِ حَتی‌ّ اُحِبَّه‌ُ فَاِذا احْبَبْتُه‌ُ كُنْت‌ُ سَمْعَه‌ُ الذّی‌ یَسْمَع‌ُ بِه‌ وَ بَصَرَه‌ُ الَّذی‌ یَبْصُرُبِه‌ِ وَ لِسانَه‌ُ الَّذی‌ یَنْطِق‌ُ بِه‌ِ وَ یَدَه‌ُ التِّی‌ یَبْطِش‌ُ بِها أن‌ْ دَعانی‌ اجَبْتُه‌ُ و اِن‌ْ سَالَنی‌ اعْطَیْتُهُ ؛ بنده‌ من‌ تقرب‌ نمی‌جوید به‌ چیزی‌ نزد من‌ كه‌ محبوبتر باشد نزد من‌ از آنچه‌ بر او واجب‌ كرده‌ام‌ و هر آینه‌ بنده‌ من‌ به‌ وسیله‌ نوافل‌ و مستحبات‌ به‌ من‌ تا آنجا نزدیك‌ می‌شود كه‌ من‌ او را دوست‌ می‌دارم‌ و چون‌ او را دوست‌ داشتم‌ من‌ گوش‌ او می‌شوم‌ كه‌ با آن‌ می‌شنود و چشم‌ او می‌شوم‌ كه‌ با آن‌ می‌بیند و زبان‌ او می‌شوم‌ كه‌ با آن‌ سخن ‌می‌گوید و دست‌ او می‌شوم‌ كه‌ با آن‌ می‌گیرد، اگر مرا بخواند اجابتش‌ می‌كنم‌ و اگر از من‌ چیزی‌ بخواهد به‌ او می‌دهم‌

بنابراین‌ حدیث‌، انسان‌ بر اثر مقام‌ قرب‌ ربوبی‌ تا آنجا پیش‌ می‌رود كه‌ خواست‌ و اراده‌اش‌ به‌ اذن‌ خدا مانند خواست‌ و اراده‌ حق‌ تعالی‌ در جهان‌ عمل‌ می‌كند. دیدنش‌، دیدن‌ خدا و شنیدنش‌، شنیدن‌ خدا و دستش‌ دست‌ خدا می‌شود. یعنی‌ همه‌ اعمال‌ او رنگ‌ خدایی‌ پیدا می‌كند و می‌تواند در عالم‌ خارج‌ به‌ اذن‌ خدا دخل‌ و تصرف‌ كند. به‌ بیان‌ دیگر می‌تواند حاكم‌ بر قوای‌ طبیعی‌ شود. از اینها گذشته‌، او در این‌ مقام‌ مستجاب‌ الدعوه‌ می‌شود. یعنی‌ هر گاه‌ از خدا چیزی‌ بخواهد،خدا هم‌ به‌ او می‌دهد.

«اِن‌ِّ لِلّه‌ِ عِباداً اطاعُوُه‌ فِیما ارادَ فَاَطاعَهُم‌ْ فیما اَرادوا یَقُوُلُون‌َ لِشَّی‌ءٍ كُن‌ْ فَیَكُوُن‌َ ؛ برای‌ خداوند بندگانی‌ است‌ كه‌ خدا را در آنچه‌ اراده‌ كند، اطاعت ‌می‌كنند. پس‌ خدا نیز آنها را در آنچه‌ بخواهند، اطاعت‌ می‌كند. آنها به‌ چیزهایی‌ كه‌ بخواهند، می‌گویند بشو! پس‌ می‌شود


نصری، عبدالله، کتاب فلسفه خلقت انسان، با اندکی تصرف
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 10:9  توسط يحيي  | 

 

آلبوم تصويري افلاکيان خاک نشين

آلبوم تصويري افلاکيان خاک نشين

              جديد ترين اثر موسسه فرهنگي ، مطالعاتي شمس الشموس

در ادامه فعاليت معرفي کتب جديد و برتر در اين مکتوب  به معرفي جديد ترين اثر موسسه شمس الشموس در راستاي معرفي چهره هاي تابناک علم و عرفان شيعي مي پردازيم.

 

اين موسسه که تا کنون با همايشها و آثار مکتوب خود و در قالب افلاکيان خاک نشين  به معرفي علما و عرفاي جديد و قديم شيعه پرداخته بود ، در جديد ترين اثر خود و در اقدامي بديع آلبوم تصويري 110 تن از افلاکيان خاک نشين را به همراه شرح حال و آثار مختصر ايشان منتشر نموده است.

ما با نگاه كردن به تصاوير و فرازهاي زندگي اينان حسرت وجودمان را مي گيرد، نفس در سينه مان تنگ مي شود و دلمان هواي پرواز مي كند، از اصل خويش دور افتاده ايم و روزي در روزگار وصل نفس خواهيم كشيد.

با هم بخشي از مقدمه اين اثر را مرور مي کنيم :

"هرجا از بندگان صالح خدا ذكر و يادي شود، خيرات و بركات آنجا نازل مي شود، بندگاني كه چند صباحي در اين دنياي خاكي زيستند و دامن به خاكش آلوده نساختند.اينان همان عاشقان راستين و مرواريدهاي درخشان و ارجمند الهي هستند كه در صدف بي نام و نشاني خود، دل به عشق بازي با محبوب خويش خوش داشته اند.

و اگر هر از گاه لطف آن لطيف به وزش نسيمي گوشه قباي خويش به كناري نمي زد ما خاك آلودگان چه مي دانستيم چه خبرهاست در اين عالم و چه ها مي گذرد ميان عاشق و معشوق؟! هفت آسمان به انوار ملكوتي اين خموشان باده نوش ميخانه عشق، زينت داده مي شود و خاك نشينان به مدد انفاس قدسي شان به آسمان راه مي يابند و آسماني مي شوند.

نگاه كردن به چهره هميشه زنده اين ستون هاي استوار زمين، فاصله ها را تا خدا گوشزد مي كند و ورق زدن صفحات حياتشان عزم و همت حركت مي دهد.

پرده ها از پيش ديدگانشان كنار رفته و تاريكي ترديد از عقيده و باطنشان زدوده شده و جانشان به بازگشت به سوي پرودگار اطمينان يافته و چشمانشان به نظاره روي محبوب روشن گشته است.

آري عزيز! آنان وعده و وعيدهاي خداوند را به راستي باور كرده اند و با آن زيسته اند و مي داني كه هر كس آن گونه مي ميرد كه زيسته است.

ما با نگاه كردن به تصاوير و فرازهاي زندگي اينان حسرت وجودمان را مي گيرد، نفس در سينه مان تنگ مي شود و دلمان هواي پرواز مي كند، از اصل خويش دور افتاده ايم و روزي در روزگار وصل نفس خواهيم كشيد.

اكنون مدتي است كه به لطف و عنايت حضرت باري تعالي شاهد آن هستيم كه در جهت معرفي بزرگان عرصه علم و معرفت، فعاليت هاي خوبي انجام شده است و با وجود اين هنوز گوهرهاي نابي ازاين گروه هستند كه همچنان در پرده باقي مانده اند."

 

بخشي از اين کتاب که به معرفي افلاکي خاک نشين شيخ حسن نخودکي اصفهاني ميپردازد:

شيخ حسنعلي نخودكي

"اين عارف شهير از جميع علوم ظاهري و باطني بهره فراوان داشت و معتقد بود كه بعد از تحصيل علوم واجب همچون توحيد، ولايت و احكام شريعت، تحصيل ساير علوم نيز لازم و ممدوح ، و جهل به آن ها مذموم و نا پسند است.ايشان فقه و تفسير، هيئت و رياضيات را براي طلاب تدريس مي كرد، اما با آنكه در فلسفه و علوم الهي تبحر داشت تدريس نمي كرد و مي فرمود:( بخشي از معضلات حكمت و فلسفه جز به مكاشفه حل شدني نيست و طالب اين علم بايد اخبار معصومين عليهم السلام را كاملا مطالعه كرده باشد.)

اما كرامات واقعي او سجده هاي طولاني و سوز و گداز شبانه و پرواي الهي او بود، شب هاي زمستاني بر بام حرم رضوي سر به سجده مي نهاد و چون سحرگاه به سراغ او مي آمدند مي ديدند برف بسيار بر پشتش نشسته است.هر سال، سه ماه رجب، شعبان و رمضان و ايام البيض را روزه بود و شب ها تا صبح نمي آرميد.

يك بار در صحن عتيق رضوي در حالت مكاشفه حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام را ديد كه جنب ايوان عباسي نشسته اند و زوار را نظاره مي كنند، پس وصيت كرد كه او را در همان محل استقرار كرسي امام عليه السلام به خاك بسپارند."

نام: افلاكيان خاك نشين

آلبوم تصويري 110 افلاكي خاك نشبن

ناشر: انتشارات موسسه فرهنگي مطالعاتي شمس الشموس

نويسنده: هيئت تحريريه موسسه فرهنگي مطالعاتي شمس الشموس

تعداد صفحات: 121 صفحه

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 10:5  توسط يحيي  | 

425 نكته براي بهتر زيستن

425 نكته براي بهتر زيستن

ما هميشه براي بهتر زندگي كردن به تجربه احتياج داريم.اين تجربه مي تواند متعلق به ما و يا ديگران باشد.

کتاب "425 نکته براي بهتر زيستن" که به قلم دكتر مژده پورحسيني نگارش يافته با جمع آوري بعضي از اين تجربيات ، ميتواند راه حلهايي را به ما ارائه نمايد که در عين سادگي،  پيچيدگي زيادي را از مسائل جاري ما را برطرف مي نمايد.

در اين کتاب مي خوانيم :

" نيازي نيست كه براي بهتر زيستن همه چيز را شخصا تجربه كنيم و پند گيريم. بسياري از اوقات براي صرفه جويي در عمر و استفاده  بهتر از فرصت ها بايستي از تجربه هاي ديگران كه در سال هاي طولاني و در طول تاريخ بلند انسان ها كسب شده است استفاده كنيم و نكته هاي ارزشمند آن را استخراج نموده و از آنها بهره ببريم.

اين در واقع آموزه اي ايست كه حضرت علي عليه السلام به ما هديه كرده است. ايشان مي فرمايند كه آنچنان با تاريخ و زندگي پيشينيان آشنا هستند كه گويي با آنها زيسته اند و همه لحظات زندگي آنان را تجربه كرده اند.

به همين خاطر است كه اينگونه عاقل و پخته عمل مي كنند و همگان را از حسن انتخاب ها و تصميم گيري هاي خويش متعجب مي سازند."

لئوناردو داوينچي معتقد بود كه بخش كليدي براي رسيدن به موفقيت تقليد كردن يا مدل سازي از افراد موفق است.

تنوع  مطالب اين کتاب از ويژه گيهاي آن ميباشد.

" اين نكته ها برخي مذهبي و اعتقادي، برخي علمي و تحقيقاتي و برخي مهارت هاي زندگي است. شايد با اين تنوع و گوناگوني توانسته باشيم از يكنواختي كسالت بار آن بكاهيم و مخاطبان بيشتري را جذب كنيم چرا كه در اين چهارصد و بيست و پنج نكته بالاخره براي هركسي از هر سن و جنس و صنفي كه باشد نكته اي براي استفاده هست!"

ارائه مدلهاي تفکر که زندگي ما از آن نشات مي گيرد در اين کتاب به چشم مي خورد :

" قانون ذهن: شما تبديل به همان چيزي مي شويد كه درباره آن بيشتر فكر مي كنيد! افكار شما تبديل به واقعيت مي شوند. هميشه درباره چيزهايي فكر كنيد كه واقعا طالب آن هستيد و از فكر كردن درباره چيزهايي كه خواستار آن نيستيد اجتناب كنيد."

حديث قدسي: هرگاه ببينيم كه در قلب بنده اي ميل به اعمال خالصانه براي نزديكي به من و خشنودي من وجود دارد قطعا خودم امور او را استوار خواهم كرد.

اين كتاب شامل 9 فصل است كه عناوين فصل هاي آن به شرح زير است:

فصل اول: 26 نكته درباره موفقيت

فصل دوم: 20 نكته كليدي در باره تقويت حافظه

فصل سوم: 66 نكته درباره مطالعه

فصل چهارم: 83 نكته براي بهتر زيستن

فصل پنجم: 9 نكته اساسي درباره ازدواج

فصل ششم: پنجاه تكه نور( 1 )

فصل هفتم: پنجاه تكه نور( 2 )

فصل هشتم: پنجاه تكه نور( 3 )

فصل نهم: 20 نكته زيبا از زندگي حضرت فاطمه سلام الله عليها

نام کتاب : 425 نكته براي بهتر زيستن

ناشر: انتشارات اكرام

تاليف: دكتر مژده پورحسيني

تعداد صفحات: 171 صفحه

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 9:53  توسط يحيي  | 

مهارتهاي  شاد زيستن

مهارتهاي شاد زيستن

روانشناسي شادي و سلامت

 

خوانندگان مطالب بخش تجارت الکترونيک اطلاع دارند که در اين بخش ما به معرفي کتاب يا نرم افزارهاي برتر و برگزيده مي  پردازيم .

در اين مطلب کتاب مهارتهاي شاد زيستن به قلم آقاي خسرو اميرحسيني به حضور معرفي مي گردد. و اما بخشهايي از اين کتاب :

" بي ترديد انسان محور و اصل و اساس همه چيز است و با برخورداري از امتياز خليفه الهي، شان و منزلت معنوي ويژه اي دارد.به دليل همين امتيازات، نسبت به سايرجانداران از برتري خاصي برخوردار بوده و همچنين از توانايي هاي غير قابل وصفي برخوردار است كه برخي از آنها ذاتي و تعدادي نيز اكتسابي هستند.انسان با شكوفايي استعدادهاي بالقوه ي خود و جهت دهي مناسب به آنها، مي تواند به سرمايه اي بي بديل تبديل شده، زندگي پر ازرونق، اميد، نشاط، پويايي، و توام با سازندگي را براي خود و ديگران به طرزي شايسته بوجود آورد.

انسان خلق شده است تا در اين دنيا زندگي كند، از نعمات الهي بهره بگيرد، به عظمت الهي بيشتر پي ببرد و بدرستي بندگي كند.

در واقع آنچه كه زير بنا و نقطه ي آغازين تحقق چنين هدفي است، خواست و اراده و اختيار فطري او براي شناخت بيشتر خويشتن و بهره گيري مناسب تر از قابليت ها، ظرفيت ها و استعدادهاي خداداديش است.اوست كه به همه چيز ارزش مي بخشد و همه چيزبه خاطر اوست كه آفريده شده است. پس كافيست كه به علت و هدف آفرينش موجودات عميق تر انديشيده و ارزش را در حد خودش بشناسيم.

نقاط مثبت خود را تا مي توانيد ملكه ذهنتان كنيد، تا به وسيله تصورات مثبت از خودتان شادي را به زندگيتان به ارمغان آوريد.

آن موقع است كه مي توانيم زندگي پرثمر، جاويدان، پويا و خوشايندي را از او انتظار داشته باشيم. اگر بين توانايي هاي خدادادي او و اين انتظارات تناسب و توازني منطقي ايجاد كنيم، خواهيم ديد كه انتظاري معقول بوده و ايجاد چنين زندگي، خارج از توان او نيست و اگر بخواهد، به طور يقين مي تواند زندگي شاد و سالمي داشته باشد.فقط كافيست كه از داشته هاي خود بهتر بهره گيري كند تا بر اساس آن شادتر زندگي كند.

در اين كتاب سعي شده است برخي از توانايي ها و داشته هاي انسان را احصاء كرده و به طور برجسته عرضه كند. آنگاه در حد ممكن راهكارهاي بهره گيري از آنها را نيز ارائه كرده تا انسان هاي عاقل و با منطق به وسيله ي آنها، براي خود و جامعه، زندگي شاد و لذت بخشي را ترسيم نمايند."

همه انسان ها بنا به اصل تفاوت هاي فردي كه دارند، داراي خلاقيت و نوآوري هستند و نبايد تصور كرد كه خلاقيت منحصر به افراد تيزهوش و با استعداد است.

هدف اين كتاب اين است كه به چند مورد از عواملي كه در شادتر كردن جريان زندگي آدم ها موثر هستند اشاره اي  كرده و بدينوسيله موضوعاتي را براي فعاليت محققين و دلسوزان انسانيت انسان ها فراهم سازد تا در اين زمينه، تحقيقات بيشتري را معمول داشته و ابعاد مختلف و عوامل موثر در شاد زيستن انسان ها را نمايان تر سازند و به اين طريق انسانيت را از گرفتاري جدال و اضطراب و بيماري هاي روحي و رواني خود ساخته برهانند.

- شادي، عبارت است از احساس خوشبختي پايدار در زندگي شخصي، مفيد بودن براي خود و جامعه و تحقق آرزو و رفع نيازهاي عمومي.

- هنر شاد بودن مستلزم توانايي خنديدن به مشكلات در كوتاه ترين زمان ممكن پس از وقوع آنهاست.

- اگر از موفقيت ديگران شاد شويم، از موفقيت خود بيشتر لذت خواهيم برد.

- افسردگي سم مهلك است كه مي تواند بنيان جامعه را دچار خطرهاي جدي كند.

 

اين كتاب شامل 3 فصل است كه عناوين فصل هاي آن به شرح زير است:

فصل اول: توانايي هاي انسان براي شاد زيستن

فصل دوم: مهارت هاي لازم براي شاد زيستن

فصل سوم: اختلالات رفتاري موثر در شادي

 

مشخصات كتاب :

نام كتاب: مهارتهاي شاد زيستن

ناشر: انتشارات عارف كامل

تاليف: خسرو اميرحسيني

تعداد صفحات: 274 صفحه

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 9:52  توسط يحيي  | 

سوال از فلسفه احکام، یکی از سوالات اساسی است. سلسله مباحث _ فلسفه احكام _ به دنبال پاسخ برخی از این سوالات است.

چرا باید از اعلم تقلید كرد؟

در رساله‏های عملیه نوشته شده است كه تقلید اعلم واجب است. این حكم از كجا سرچشمه گرفته است؟

·                                 پاسخ:

موضوع تقلید اعلم از جمله موضوعاتی است كه دلایل مختلفی برای آن ذكر كرده‏اند كه یك نمونه روشن آن را ذیلا از نظر می‏گذرانیم.

اساس تقلید و رجوع جاهل به عالم، از روش عقلایی جهان گرفته شده، به این معنی كه در میان تمام اقوام و ملتها افرادی كه در فنی تخصص ندارند، هنگامی كه مسائلی از آن فن، مورد احتیاجشان واقع شود، به افرادی كه متخصص آن فن هستند مراجعه می‏كنند؛ مثلا، افرادی كه آشنایی به مسائل طبی ندارند، هنگامی كه بیمار می‏شوند به طبیب، و افرادی كه به امور ساختمانی وارد نیستند، به هنگام احتیاج به مهندس و معمار ساختمان مراجعه می‏نمایند.

یاد گرفتن ترجمه نماز كه در یك صفحه كتاب خلاصه می‏شود، به اندازه‏ای ساده و آسان است كه ممكن است آن را در یك ساعت - برای تمام عمر - یاد گرفت.

بدیهی است هرگاه در میان اهل فنی اختلاف نظر باشد، مثلا پزشكی معتقد باشد كه درمان فلان بیماری به طریق خاصی است و پزشك دیگر طریق دیگری را معتقد باشد، مسلما در چنین موردی شخص بیمار از نظر پزشكی پیروی می‏كند كه اطلاعات طبی او وسیعتر و سوابق تجربیاتش بیشتر و مهارتش در فن خود زیادتر و خلاصه نسبت به دیگری اعلم بوده باشد. این یك روش منطقی است كه عموم ملل در موارد اختلاف نظر در اهل یك فن، از آن پیروی می‏كنند.

همان طور كه گفته شد، این یكی از دلایل لزوم تقلید اعلم است و دلایل دیگری هم فقها ذكر كرده‏اند.

 چرا نماز را به زبان عربی می‏خوانیم؟

نماز را باید به زبان عربی خواند و حال آن كه هر كس باید خدا را به زبان خودش بخواند، آیا این موضوع با جهانی بودن دین اسلام منافات ندارد؟

·                                 پاسخ:

اتفاقا خواندن نماز به زبان عربی یكی از نشانه‏های جهانی بودن دین اسلام است، زیرا جمعیتی كه در یك صف قرار می‏گیرند و در یك جبهه واحد فعالیت می‏كنند، ناگزیرند زبان واحدی داشته باشند كه به وسیله آن تفاهم كنند؛ یعنی، علاوه بر زبان مادری و محلی، یك «زبان عمومی و جهانی» هم داشته باشند و وحدت جمعیت بدون این قسمت مسلما كامل نیست.

امروز عده‏ای از متفكران معتقدند تا دنیا به صورت یك كشور در نیاید، مردم جهان روی سعادت را نخواهند دید و برای این كه این موضوع جامه عمل به خود بپوشد، نقشه هایی طرح كرده‏اند و یكی از مواد برنامه آنها به وجود آوردن یك زبان بین المللی و جهانی است.

چرا باید از اعلم تقلید كرد؟

در رساله‏های عملیه نوشته شده است كه تقلید اعلم واجب است. این حكم از كجا سرچشمه گرفته است؟

خلاصه این كه: خواندن نماز به یك زبان از طرف تمام مسلمانان، رمز وحدت و نشانه یگانگی مسلمانان است و با توجه به این كه زبان عربی به اعتراف اهل فن یكی از وسیعترین و جامعترین زبانهای دنیاست، این حقیقت روشنتر می‏شود كه: تمام مسلمانان می‏توانند آن را به عنوان یك زبان بین الملی بشناسند و از آن به عنوان حسن تفاهم و همبستگی اسلامی استفاده كنند.

علاوه بر این، خواندن نماز به یك صورت معین، آن را از دستبرد و تحریف و آمیخته شدن به خرافات و مطالب بی اساس كه بر اثر مداخله افراد غیر وارد - هنگام ترجمه آن به زبانهای دیگر - رخ می‏دهد، نگاه می‏دارد و به وسیله روح این عبادت اسلامی محفوظتر می‏ماند؛ منتها بر هر مسلمانی لازم است به قدر توانایی با زبان دینی خود آشنا باشد و بداند با خدای خود چه می‏گوید و اتفاقا یاد گرفتن ترجمه نماز كه در یك صفحه كتاب خلاصه می‏شود، به اندازه‏ای ساده و آسان است كه ممكن است آن را در یك ساعت - برای تمام عمر - یاد گرفت.

همان طور كه می‏دانیم مساله توحید و یگانگی، در تمام اصول و فروع اسلام یك زیر بنای اساسی محسوب می‏گردد و نماز به سوی قبله واحد و در اوقات معین و به یك زبان مشخص، نمونه از این وحدت است.

اگر به هنگام مراسم حج در مكه باشیم و نماز جماعتی را كه صدها هزار نفر از نژادها وملیتهای مختلف از سراسر جهان در آن شركت می‏جویند و همه با هم می‏گویند: «اللَّه اكبر» مشاهده كنیم، آنگاه به عظمت و عمق این دستور آشنا می‏شویم كه اگر هر یك، این جمله روح پرور یا سایر اذكار نماز را به زبان محلی خود می‏گفت چه هرج و مرج زشتی در آن روی می‏داد.

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 15:32  توسط يحيي  | 

از نور پُري يا خالي؟

ره جويان صادق(3)

يکي از دستورالعملهاي انسان ساز براي زندگي،وصيت امام صادق عليه السلام به يكى از اصحاب خاصّشان به نام عبداللّه بن جندب است كه مقامات والايى در معنويات و معارف داشته است. سلسله مطالب _ ره جويان صادق _ به بيان و توضيح جملات ايشان مي پردازد.

نشانه دل پر نور هم اين است كه توجهى به دنيا و زرق و برق آن ندارد، به لذت‌هاى مادى دل نمى‌بندد، فقط توجهش به مسايل معنوى و اخروى است.

ويژگى‌هاى دوستان اهل بيت(عليهم السلام)

·                                 عظمت آخرت در آنان

امام صادق عليه السلام  درباره ويژگيهاي دوستان خودشان صفاتى را براى آنان برمى‌شمارند. اولين صفت آنها اين است كه:

« و لَقَدْ جَلّتِ الاْخرةُ فى أَعْيُنِهم حتّى مايُريدونَ بها بدلا »

آخرت در نظرشان با عظمت است تا آن جا كه حاضر نيستند آن را با چيزى معاوضه كنند.

اگر در جايى امر داير شود بين چيزى دنيايى و اخروى، آن چنان آخرت در نظرشان بزرگ است كه حاضر نيستند آن را با هيچ چيز دنيا عوض كنند.

·                                 پرنور بودن دل آنها

« آه، آه على قلوب حُشِيَتْ نوراً » 

چقدر دل‌هاى آنان پر نور است!

باطن انسان، قلب و روح او، مانند ظرفى است، صندوقچه يا مخزنى است كه چيزهاى مختلفى در آن انباشته مى‌شود. اين مخزن پر از نيروهاى متراكم است. همان‌طور كه در محسوسات، مى‌توان نيروهاى متراكمى را در جايى ذخيره كرد، در معنويات هم مى‌توان چنين كارى كرد. در قلب انسان، نيروهاى معنوى ذخيره مى‌شود. همان‌گونه كه در عالم محسوسات، نور بزرگ ترين و شناخته شده ترين مظهر نيرو است، در عالم معنويات هم نورانيتى معنوى وجود دارد كه در دل انسان جا مى‌گيرد و انباشته مى‌گردد. اين نور، موهبتى خدايى است. هر انسانى مى‌تواند با كسب لياقت هايى، قلب خود را آماده كند تا دلش پر از نور گردد. نشانه دل پر نور هم اين است كه توجهى به دنيا و زرق و برق آن ندارد، به لذت‌هاى مادى دل نمى‌بندد، فقط توجهش به مسايل معنوى و اخروى است. اما به عكس، كسانى كه به زرق و برق دنيا چشم مى‌دوزند و دنبال هوس‌هاى مادى اند، باطنشان ظلمانى است، چشمشان حقايق را نمى‌بيند و ارزش مسايل معنوى را درك نمى‌كنند. در نتيجه، گول ظاهر فريبنده آن را مى‌خورند.

·                                 اجتناب از دنياگرايى

« و إنَّما كانَت الدّنيا عندهُمْ بمَنزَلَةِ الشَّجاع الاَْرْقِم »

دنيا نزد آنان ، هم چون مارى بسيار خطرناك است كه منتظر فريفتن آنها است.

برخى از مارها ـ كه بسيار خطرناك هم هستند ـ گاهى در صحراها روى دم خود مى‌ايستند تا ساير جانداران را فريب دهند. هركه از دور آنها را ببيند تصور مى‌كند شاخه خشك درختى است، اما وقتى به آنها نزديك مى‌شود، او را مى‌بلعند. امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد: دوستان ما دنيا را به صورت مارى فريبنده مى‌بينند كه در راهشان ايستاده و منتظر است تا آنها را فريب دهد. هميشه اين گونه به دنيا نگاه مى‌كنند و مواظبند تا فريب آن را نخورند.

« و العدوِّ الاَْعْجَم » 

دنيا در نظر آنان همانند دشمنى بى منطق است كه حرف حساب نمى‌فهمد.

هرگاه بر انسان تسلط پيدا كند، به او رحم نمى‌كند.

·                                 انس با خدا

« اَنسُوا باللّهِ » 

انس اينان با خدا است.

به خلاف دنياپرستان كه اصلا نمى‌توانند با خدا انس بگيرند و انسشان تنها با هوس‌هاى مادى است. دنياپرستان اگر بخواهند مدتى در اتاقى تنها بمانند و دو ركعت نماز با حضور قلب بخوانند، گويى در زندان تاريك كشنده‌اى گرفتار آمده‌اند و مى‌خواهند جانشان را بگيرند. اما اولياى خدا چنين نيستند؛ با اين چيزها انس نمى‌گيرند. آنان منتظرند تا از بيگانه‌ها كناره بگيرند و با محبوب اصلى خود ارتباط برقرار كنند. منتظر رسيدن وقت نمازند. منتظرند وقت نماز شب برسد تا در خلوت به عبادت بپردازند. آنان از چنين چيزهايى لذت مى‌برند. حضور در خلوت، و راز و نياز با او بزرگ ترين لذت آنها است.

فرق است بين دل بستن به دنيا با عمل كردن به وظايف دنيوى. دنيا محل انجام وظايف است. انسان بايد ببيند هر لحظه چه وظيفه‌اى دارد و با تمام قوّت آن را انجام دهد، اما در عين حال به دنيا فريفته نگردد.

« إِسْتَوْحَشُوا مِمّا بهِ اسْتَأْنَسَ المُترَفونَ » 

از چيزهايى كه مترفان و خوش گذران‌ها با آن انس دارند، وحشت مى‌كنند.

« اولئك اوليائى حقّا » 

اينان همان دوستان واقعى من هستند.

همان‌ها كه شيطان به دنبالشان است و همّش را صرف فريب دادن آنها مى‌كند.

« و بهم تُكشَفُ كُلُّ فتنَة و تُرفعُ كُلُّ بَليَّة » 

اينها همان كسانى‌اند كه خداوند به واسطه ايشان هر فتنه‌اى را رفع مى‌كند و هر بلايى را از جامعه برمى‌دارد.

منظور از «فتنه» در لسان قرآن و اهل بيت(عليهم السلام) بيش تر فتنه‌هاى معنوى، اعتقادى و فكرى است. انحرافات فكرى و عقيدتى كه در ميان جامعه پيدا مى‌شود، به وسيله چنين كسانى رفع مى‌شود.

حاصل استفاده از اين بخش از فرمايش امام صادق عليه السلام اين است كه راه صحيح معرفت خدا و قرب به او در پرتو ولايت اهل بيت عليهم السلام پيدا مى‌شود. اولين نشانه كسانى كه داراى ولايت اهل بيت عليهم السلام هستند، بى اعتنايى به دنيا است. البته اين با عمل نكردن به وظايف دنيوى تفاوت دارد. فرق است بين دل بستن به دنيا با عمل كردن به وظايف دنيوى. دنيا محل انجام وظايف است. انسان بايد ببيند هر لحظه چه وظيفه‌اى دارد و با تمام قوّت آن را انجام دهد، اما در عين حال به دنيا فريفته نگردد. كسانى كه داراى ولايت واقعى اهل بيت عليهم السلام باشند، از دوستان آنها به حساب مى‌آيند؛ دنيا در نظرشان كوچك و آخرت در نظرشان بزرگ است و انسشان در عبادت خدا است، به خلاف دشمنان اهل بيت عليهم السلام كه انس آنها با امور دنيوى و شيطانى است.


                                                                                                                                          ادامه دارد ...

منبع:

مصباح يزدي، محمدتقي، پندهاى امام صادق(عليه السلام) به ره‌جويان صادق، با اندکي تصرف.

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 15:30  توسط يحيي  |