
آموزش زبان دینی
سوال از فلسفه احکام، یکی از سوالات اساسی است. سلسله مباحث _ فلسفه احكام _ به دنبال پاسخ برخی از این سوالات است.
چرا باید از اعلم تقلید كرد؟
در رسالههای عملیه نوشته شده است كه تقلید اعلم واجب است. این حكم از كجا سرچشمه گرفته است؟
· پاسخ:
موضوع تقلید اعلم از جمله موضوعاتی است كه دلایل مختلفی برای آن ذكر كردهاند كه یك نمونه روشن آن را ذیلا از نظر میگذرانیم.
اساس تقلید و رجوع جاهل به عالم، از روش عقلایی جهان گرفته شده، به این معنی كه در میان تمام اقوام و ملتها افرادی كه در فنی تخصص ندارند، هنگامی كه مسائلی از آن فن، مورد احتیاجشان واقع شود، به افرادی كه متخصص آن فن هستند مراجعه میكنند؛ مثلا، افرادی كه آشنایی به مسائل طبی ندارند، هنگامی كه بیمار میشوند به طبیب، و افرادی كه به امور ساختمانی وارد نیستند، به هنگام احتیاج به مهندس و معمار ساختمان مراجعه مینمایند.
یاد گرفتن ترجمه نماز كه در یك صفحه كتاب خلاصه میشود، به اندازهای ساده و آسان است كه ممكن است آن را در یك ساعت - برای تمام عمر - یاد گرفت.
بدیهی است هرگاه در میان اهل فنی اختلاف نظر باشد، مثلا پزشكی معتقد باشد كه درمان فلان بیماری به طریق خاصی است و پزشك دیگر طریق دیگری را معتقد باشد، مسلما در چنین موردی شخص بیمار از نظر پزشكی پیروی میكند كه اطلاعات طبی او وسیعتر و سوابق تجربیاتش بیشتر و مهارتش در فن خود زیادتر و خلاصه نسبت به دیگری اعلم بوده باشد. این یك روش منطقی است كه عموم ملل در موارد اختلاف نظر در اهل یك فن، از آن پیروی میكنند.
همان طور كه گفته شد، این یكی از دلایل لزوم تقلید اعلم است و دلایل دیگری هم فقها ذكر كردهاند.
چرا نماز را به زبان عربی میخوانیم؟
نماز را باید به زبان عربی خواند و حال آن كه هر كس باید خدا را به زبان خودش بخواند، آیا این موضوع با جهانی بودن دین اسلام منافات ندارد؟
· پاسخ:
اتفاقا خواندن نماز به زبان عربی یكی از نشانههای جهانی بودن دین اسلام است، زیرا جمعیتی كه در یك صف قرار میگیرند و در یك جبهه واحد فعالیت میكنند، ناگزیرند زبان واحدی داشته باشند كه به وسیله آن تفاهم كنند؛ یعنی، علاوه بر زبان مادری و محلی، یك «زبان عمومی و جهانی» هم داشته باشند و وحدت جمعیت بدون این قسمت مسلما كامل نیست.
امروز عدهای از متفكران معتقدند تا دنیا به صورت یك كشور در نیاید، مردم جهان روی سعادت را نخواهند دید و برای این كه این موضوع جامه عمل به خود بپوشد، نقشه هایی طرح كردهاند و یكی از مواد برنامه آنها به وجود آوردن یك زبان بین المللی و جهانی است.
چرا باید از اعلم تقلید كرد؟
در رسالههای عملیه نوشته شده است كه تقلید اعلم واجب است. این حكم از كجا سرچشمه گرفته است؟
خلاصه این كه: خواندن نماز به یك زبان از طرف تمام مسلمانان، رمز وحدت و نشانه یگانگی مسلمانان است و با توجه به این كه زبان عربی به اعتراف اهل فن یكی از وسیعترین و جامعترین زبانهای دنیاست، این حقیقت روشنتر میشود كه: تمام مسلمانان میتوانند آن را به عنوان یك زبان بین الملی بشناسند و از آن به عنوان حسن تفاهم و همبستگی اسلامی استفاده كنند.
علاوه بر این، خواندن نماز به یك صورت معین، آن را از دستبرد و تحریف و آمیخته شدن به خرافات و مطالب بی اساس كه بر اثر مداخله افراد غیر وارد - هنگام ترجمه آن به زبانهای دیگر - رخ میدهد، نگاه میدارد و به وسیله روح این عبادت اسلامی محفوظتر میماند؛ منتها بر هر مسلمانی لازم است به قدر توانایی با زبان دینی خود آشنا باشد و بداند با خدای خود چه میگوید و اتفاقا یاد گرفتن ترجمه نماز كه در یك صفحه كتاب خلاصه میشود، به اندازهای ساده و آسان است كه ممكن است آن را در یك ساعت - برای تمام عمر - یاد گرفت.
همان طور كه میدانیم مساله توحید و یگانگی، در تمام اصول و فروع اسلام یك زیر بنای اساسی محسوب میگردد و نماز به سوی قبله واحد و در اوقات معین و به یك زبان مشخص، نمونه از این وحدت است.
اگر به هنگام مراسم حج در مكه باشیم و نماز جماعتی را كه صدها هزار نفر از نژادها وملیتهای مختلف از سراسر جهان در آن شركت میجویند و همه با هم میگویند: «اللَّه اكبر» مشاهده كنیم، آنگاه به عظمت و عمق این دستور آشنا میشویم كه اگر هر یك، این جمله روح پرور یا سایر اذكار نماز را به زبان محلی خود میگفت چه هرج و مرج زشتی در آن روی میداد.
آیا دروغ می گوید ؟
از کجا بفهمیم کسی دارد دروغ میگوید؟(1)
ارتباط چشمی کسی که دروغ میگوید، خیلی کم است یا به هیچوجه وجود ندارد.
حرکتهای بدنی، از جمله حرکتهای دست، کم میشوند و همین حرکتهای محدود هم، خشک و ساختگی به نظر میرسند.
دست و پاها بهطور تقریبی به بدن میچسبند و فرد، فضای کمتری را اشغال میکند.
اگر بخواهد وانمود کند که جوابهایش، لحظهای و بدون نقشهی قبلیاند، ممکن است کمی شانهاش را بالا بیندازد.
میان حرکتها و کلمهها، فاصله میافتد.
سرتکان دادنها، ساختگی است.
حرکتها، با پیام کلامی، همخوانی ندارند.
مدت زمان بروز حرکتهای احساسی، طولانی میشود.
وقتی که فرد به حس ویژهای مانند شادی، تعجب، ترس و... تظاهر میکند، حالتهای چهره فقط به اطراف دهان محدود میشود.
حرکت دروغگو، در جهت دور شدن از کسی است که او را متهم میکند و به احتمال زیاد به سمت در خروجی است.
دروغگو دوست ندارد رودروی کسی که او را متهم میکند، بایستد و ممکن است سر یا بدنش را به سمت دیگری بچرخاند و از او دور شود.
کسی که دارد دروغ میگوید، به احتمال زیاد قوز میکند؛ احتمال اینکه صاف بایستد و دستهایش کشیده و باز، در دو طرف بدنش قرار بگیرند؛ خیلی ضعیف است.
با انگشت، به طرف مقابل صحبتش اشاره نمیکند.
ممکن است بین خودش و طرف مقابل، یک مانع فیزیکی قرار دهد.
دروغگو، برای بیان مقصودش از کلمههای «خودتان» استفاده میکند.
آنقدر به دادن اطلاعات اضافی ادامه میدهد تا مطمئن شود که با داستانش حسابی سرتان را کلاه گذاشته است.
در حالی که میگوید به طور کامل متوجه موضوع است، از جواب دادن طفره میرود تا نگذارد شما موقعیتش را زیر سوال ببرید.
دکتر هدایت اکبری
منبع: دیوید لیبرهن
ترجمهی: اسماعیل حسینی- محبوبه ایراننژاد
چند تا نکته جالب برای دوستان
آیا میدانستی ناپلئون بناپارت فرانسویطراح پرچم کنونی ایتالیا بوده است
آیا میدانستی از ۱۹۵ کشور جهان در ۱۱۷ کشور جهان مجازات اعدام انجام نمی شود
آیا میدانستی برج ایفل 1792 پله دارد
آیا میدانستی دما در نوک سیگار «محل سوخت» 900 درجه سانتیگراد
آیا میدانستی که سیاره زهره تنها سیاره ای است که هم جهت با حرکت عقربه های ساعت حول محور خویش میگردد
کانگروها قادر نیستند بسوی عقب راه بروند
آیا میدانستی که با وجود پیشرفت های علمی هنوز برای زیست شناسان و دانشمندان ساختمان عسل کشف نشده است
آیا میدانستی مساحت هندوستان دو برابر مساحت ایران و جمعیت آن ۱۷ برابر ایران است
آیا میدانستی که مغز بیشترین انرژی را در بدن مصرف میکند و بدین دلیل است که گرمتر از سایر نقاط بدن میباشد
آیا می دانستید قطر لایه ازون تنها به اندازه قطر دو سکه روی هم است
به نام خداوند جان و خرد
۱- ما خواهان انجام قطعی قانون مدیریت خدمات کشوری حداکثر تا اول مهر سال 87 (با تاریخ اجرای 1/1/86) هستیم . در غیر این صورت از هم اکنون اعلام می کنیم که فرهنگیان همزمان با روز جهانی معلم یعنی 13 مهر گردهمائی کشوری در مقابل هر ارگانی که جلوی اجرای قانون را بگیرد برگزار خواهند نمود.
2- تامین امنیت شغلی همه ی افراد ملت به ویژه فعالان صنفی ازاصول قانون اساسی و از پایین ترین مراتب دموکراسی است و با توجه به سابقه ی قبلی اعلام می کنیم چنانچه امنیت شغلی فرهنگیان مورد تعرض قرار گیرد تمامی عواقب سوء این قانون شکنی متوجه کسانی است که با ضعف مدیریت و سهل انگاری موجب نارضایتی و اعتراض فرهنگیان می گردند .
3- ما خواهان استاندارد سازی امکانات آموزش و پرورش و جمعیت کلاس های درس مطابق با ضوابط تعلیم و تربیت نوین می باشیم .
4- انتظار داریم صندوق ذخیره ی فرهنگیان گزارش کار شفاف و بیلان صندوق را تا روز اول مهر در اختیار فرهنگیان قرار دهد و حداقل 3 نفر ازنمایندگان معلمان به انتخاب خود آنها ( حداقل به عنوان ناظر ) در هیئت مدیره صندوق ذخیره حضور داشته باشند .
5- ما خواهان لغو تمامی محدودیتهایی هستیم که برای تشکل های صنفی معلمان در سراسر کشور ایجاد شده و همچنین صدور پروانه فعالیت برای متقاضیان ایجاد تشکل های صنفی که تاکنون بارها به وزارت کشور یا فرمانداری ها مراجعه نموده اند ولی پاسخی نشنیدند .
6- ما خواهان اجرای مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش از جمله مدیریت انتخابی مدارس که جلوی اجرای آن گرفته شده است هستیم !
7- ما دولت را موظف می دانیم که پاداش پایان خدمت بازنشستگان را در اسرع وقت ، به صورت کامل با پول نقد پرداخت نمایند و تنها در صورت تمایل خود آنها بصورت سهام شرکتهای معتبر و شناخته شده به آنان واگذار نمایند.
8- ما خواهان احیاء پست " مشاور وزارت در امور تشکل ها " می باشیم .
این قطعنامه را تکثیر کنید و در اختیار همه قرار دهید که حکم بیانیه ی کانون به مناسبت روز جهانی معلم را خواهد داشت و کاری کنیم که تا آن زمان هیچ فرهنگی از مفاد آن بی اطلاع نباشد
به تو تکیه داده بودم نفست چاره ی من بود اون غریبه بانگاهت دل آواره ی من بود
کاش می دونستی که اشکام پشت دیوار غروره بغض خاموش نفس هام مثل پروانه صبوره
کاش می دونستی که این من کنج تنهایی اسیره واسه چیدن ستاره دیگه افسوس خیلی دیره
به تو دل سپرده بودم به خیالم موندگاری توی جاده های غربت دیگه تنهام نمی ذاری
به خیالمکه بهارو باتوپشت سر می ذارم برگای زردخزون وواسه تو هدیه می یارم
به خیالم که زمستون فصل رویایی فرداست رسم این زمونه ی پیرغافل از دل های تنهاست
لب دریا برویم
تور در آب بیندازیم
و بگیریم طراوت را از آب
ریگی ار روی زمین برداریم
وزن بودن را احساس کنیم
بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم
دیده ام گاهی در تب ماه می آید پایین
می رسد دست به سقف ملکوت
دیده ام سهره بهتر می خواند
گاه زخمی که به پا داشته ام
زیرو بم های زمین را به من آموخته است
گاه در بستر بیماری من حجم گل چند برابر شده است
و فزون تر شده است قطر نارنج شعاع فانوس
و نترسیم از مرگ
مرگ پایان کبوتر نیست
مرگ وارونه یک زنجیره نیست
مرگ در ذهن اقاقی جاری است
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد
مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید
مرگ با خوشه ی انگور می آید به دهان
مرگ در حنجره ی سرخ- گلو می خواند
مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است
مرگ گاهی ریحان می چیند
مرگ گاهی ودکا می نوشد
گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد
و همه می دانیم
ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است
سهراب سپهری
شبی مهتابی و روشن که از غمها تهی بودم
تو را با تیشه اندیشه شعرم تراشیدم
بتی عشق آفرین گشتی ..
تنت را در میان چشم های مهتاب،من شستم
گرفتی روشنی تابنده گشتی
تو را با دست خود در معبد هستی (خدا) کردم
دریغا!...
روزگاری دلت لبریز خواهد شد
و در پایت نخواهی دید فردی را
نمی دانی اگر روزی به تنگ آید دل یکتا پرست من
تو را با تیشه سنگین قهرم افکنم بر خاک
که تا هر کس مرا بیند
بگوید او خدایش را به دست خویش بشکسته
و هر شب می نشیند بر سر بشکسته قهرش
که تا شاید سحر گاهی بنا سازد خدایش را
شير ناتوان، خر نادان
منيره غلامي توكلي
راويان حكايات روايت كرده اند كه در روزگاران قديم، شيري بر جنگلي بزرگ حكمفرمايي مي كرد و هر روز وقت غذا شكاري بزرگ را صيد كرده و همراه با روباهي كه در كنار او بود و ته مانده غذاي او را مي خورد با خوشي روزگار را به كام دل مي گذرانيد.
القصه، روزگار مي گذشت تا اين كه شير بيمار شد و ضعف چنان بر او غالب گشت كه ديگر نمي
توانست حركت كند ناچار از شكار كردن معذور ماند.
روزي روباه كه گرسنگي طاقتش را گرفته بود از شير پرسيد: پادشاه به فكر علاج بيماري خود نيست؟ شير پاسخ داد: اين بيماري مرا هم نگران و اندوهگين كرده است، اگر دارو و درماني داشت لحظه اي درنگ نمي كردم. مي گويند كه اين مرض جز با خوردن قلب و گوش خر درماني ندارد.
روباه گفت: كافي است پادشاه دستور دهد تا آنچه خواست حاضر شود، حتي از دل كوه! ولي موي پادشاه ريخته و شكوه و زيبايي او كمي از بين رفته است به خاطر همين صلاح نيست كه از بيشه بيرون رود، زيرا براي بزرگي و غفلت پادشاه در نزد حيوانات زيان دارد، اما در اين نزديكي ها چشمه اي است كه رخت شويي هر روز در كنار آن رخت مي شويد و خري كه بار او را حمل مي كند در كنار چشمه مي چرد. خوب است او را فريب دهيم و نزد پادشاه بياوريم. پادشاه نذر كند قلب و گوش خر را خود بخورد و مابقي آن را صدقه بدهد شايد كه بهبود يابد.
شير قبول كرد. فرداي آن روز روباه نزد خر رفت و با مهرباني به او گفت: تو چرا اين قدر ضعيف و لاغر هستي!؟ خر گفت: اين رخت شوي به مراتب از من كار مي كشد و در پرستاري و مواظبت از من كوتاهي مي كند، به فكر علوفه من نيست و كم و بيش، راحتي را براي من جايز نمي داند. روباه گفت: بگريز؛ پناهگاهي در اين نزديكي هاست. به چه خاطر اين همه رنج و زحمت را تحمل مي كني!
خر پاسخ داد: من در كار زياد معروفم و به اين سبب از رنج و زحمت خلاصي نخواهم يافت البته من تنها به اين درد دچار نيستم، همه خرها در اين زحمت و رنج گرفتارند.
روباه با دلسوزي گفت: اگر به حرف من گوش دهي تو را به مرغزاري سرسبز مي برم كه از گياهان، پر نعمت باشد و هوايي پاك چون عطر مشك و عنبر دارد. من قبل از تو خر ديگري را به آنجا راهنمايي كرده ام و اكنون در راحتي و آسايش زندگي مي كند.
خر وقتي سخنان روباه را شنيد، آن را باور كرد و با خجالت گفت: از سخن تو نمي توان گذشت، چون مي دانم از روي مهرباني و دوستي مرا راهنمايي مي كني. القصه روباه خر را نزديك شير برد و شير در فرصتي مناسب با نعره اي وحشتناك به خر حمله كرد، اما فقط توانست كمي خر را زخمي كند و خر فورا فرار كرد.
روباه با دلخوري به شير گفت: چه ننگي و دردي از اين بالاتر كه پادشاه من نتواند بر خري لاغر غلبه كند. شير از اين حرف روباه ناراحت شد و با خود گفت: اگر بگويم غفلت كردم به سستي انديشه و حيرت زدگي متهم مي شوم و اگر به ضعف بدني ام اعتراف كنم، انگ عجز و ناتواني بر من مي زنند. پس آخر سر گفت: در هر كاري كه پادشاهان مي كنند، آگاهي و كشف علت آن بر زير دستانشان واجب نيست تو فكري بكن تا خر را بار ديگر به اينجا بياوري.
روباه بار ديگر نزد خر برگشت. خر با فرياد از او پرسيد: مرا كجا برده بودي؟ روباه با ناراحتي گفت: نه خير، هنوز از حرف هاي من فايده اي نبرده اي. با تقدير آسمان نمي شود جنگيد. دوران سختي و رنج تو به پايان رسيده است وگرنه از او نمي ترسيدي و بازمي گشتي! اگر او به تو دست دراز كرد از روي ميل راستين و آرزوي با تو زندگي كردن بود! ولي تو با اين كارت مرا شرمگين و خجالت زده كردي. خر بيچاره كه شير را خري ديگر مي پنداشت، دوباره فريب حرف هاي روباه را خورد و به مكان اول بازگشت و طعمه شير شد.
شير بعد از شكار خر به روباه گفت: من مي روم دست و صورتم را بشويم و بعد قلب و گوش خر را بخورم شايد حالم بهتر شود، ولي رفتن شير همان و دست به كار شدن روباه براي خوردن قلب و گوش خر همان! وقتي شير بازگشت از روباه پرسيد: قلب و گوش خر كجاست؟
روباه جواب داد: پادشاه زنده باد. اگر خرگوش و قلب داشت كه يكي جايگاه عقل و خرد و ديگري محل شنيدن است، بعد از ديدن حمله اول پادشاه و شنيدن دروغ هاي بعدي من به حيله ام فريفته نمي شد و با پاي خود به سر گور خود نمي آمد!؟
كمر غول امتحان را به خاك بزنيد
نعمتانه رحمانپور فروردين
مهمترين اصل در غلبه بر اضطراب اين است كه به دنبال موفقيت خود باشيم. هر اندازه خواستن ما نيرومند باشد به همان اندازه رسيدن به هدف ممكن تر خواهد بود و مهمترين شرايط پيروزي بر اضطراب، آرامش با نام خدا و استقامت و تلاش براي رسيدن به غلبه بر اضطراب مي باشد.
هر شخصي اعم از يك دانش آموز، يك كشاورز ساده روستايي، تا يك استاد دانشگاه يا فردي در كنج شهري بي هياهو اضطراب را تجربه مي كند. اساساً استرس و اضطراب جزئي از زندگي انسان مي باشد كه زندگي بدون آن سرد و بي روح و حتي غيرممكن خواهد شد؛ اما گاه به طرز بسيار مخربي افزايش يافته به طوري كه زندگي و فعاليتهاي عادي فرد را مختل ساخته و سبب بروز علائمي مي شود كه شخص در مورد آن نگران شده و بدنبال كمك خارجي برمي آيند، در حالي كه اكثراً نمي دانند در درونشان چه مي گذرد و چرا دچار اين حالت شده اند. ما در اينجا جهت شناخت اضطراب علل و راهكارهاي مقابله با آن ابتدا تعريفي از اضطراب ارائه خواهيم داد، سپس به بررسي اضطراب امتحان و راههاي مقابله با آن خواهيم پرداخت.
تعريف اضطراب
اضطراب حالات مختلف تظاهرات جسمي و رواني است كه تهديد يا خطري واقعي آنها را به وجود نياورده است و معمولا به صورت حملات اضطرابي يا به عنوان يك حالت پايدار اتفاق مي افتد. اضطراب معمولا پراكنده است و ممكن است منجر به وحشتزدگي گردد.
اضطراب امتحان
اضطراب امتحان اضطرابي جهاني است، استرسي كه غالباً عموم دانش آموزان مدارس را آزار مي دهد ترس از پرسش قرار گرفتن در كلاس و جلسه مي باشد. اين عامل استرس زا يعني اضطراب امتحان جزئي از سيستم درسي همه مدارس كشور ماست و همه دانش آموزان به نحوي با آن دست و پنجه نرم مي كنند؛ چرا كه امتحان ركن اساسي سيستم آموزشي ماست و همين امر عامل استرس و اضطراب مي باشد. در اضطراب امتحان فرد از امتحان، برگه امتحان، اسم، نمره و هر چيزي كه مربوط به امتحان مي شود ترس و دلهره شديدي دارد، همه چيز را با تمام آمادگي اش فراموش مي كند، اكثراً اين افراد را به عنوان افرادي كند ذهن، تنبل و غيره مي شناسند، در حالي كه اين گونه نيست و علت اصلي شكست آنها اضطراب و استرس بيش از حدي است كه باعث اختلال در سيستم عصبي و بازخواني مطالب از حافظه فرد شده است.
علائم و نشانه هاي اضطراب امتحان:
علائم و نشانه هاي اضطراب امتحان همانند علائم و نشانه هاي اضطراب است، باتوجه به تحقيقات انجام شده به هم خوردن ساعت خواب و آرامش، تغيير در اشتها و ميل به غذا، ضعف، سرگيجه، تغيير در فشار خون و ضربان قلب، ترشح هورمونهاي آدرنالين و نورآدرنالين، عرق، معده درد و همچنين در دانش آموزان داراي اضطراب در امتحانات شفاهي، تپش قلب، رنگ پريدگي صورت، لكنت زبان، حركات غيرارادي دست و پا، تغير صدا، لرزش بدن و صدا، تغيير دماي بدن، خشكي دهان و عرق كردن بارز است.
علل اضطراب امتحان:
در سبب شناسي اضطراب امتحان مي توان به نقش سه عامل شخصيتي، خانوادگي، و آموزشگاهي در ايجاد و شدت اضطراب اشاره كرد.
1) عوامل شخصيتي: در بين اين عوامل مي توان به اضطراب عمومي، عزت نفس پايين، اسناد دروني شكست ها، هوش متوسط و... اشاره كرد.
2) عوامل خانوادگي: توجهات اشتباه و نامناسب خانواده ها به وضعيت درسي كودكان و نوجوانان، انتظارات نامعقول و بيش از حد توان از دانش آموزان، الگوهاي خشك و غيرقابل انعطاف فرزند پروري، تنبيه و سرزنش، عدم تشويق مناسب اوليه و تقويت روحيه انزواطلبي نيز با اضطراب امتحان همبستگي بالايي دارد.
3) عوامل آموزشگاهي: اين عوامل مربوط به محيط مدرسه و موقعيت امتحان است، كه در اين رابطه مي توان به انتظارات نابجاي معلم، امتحانات دشوار و غيراستاندارد، رفتارهاي نابجاي مراقبين امتحان، محدوديتهاي زماني در جلسه امتحان، محيط نامناسب امتحان و وجود عوامل مزاحم مثل سروصدا، نور، تهويه نامناسب اشاره كرد.
راههاي مقابله و كاهش اضطراب امتحان:
1) در وهله اول بايد اين باور را در خود تقويت كرد كه چيزي براي ترسيدن وجود ندارد و اين تفكر و برداشت نامعقول ما از موقعيت است كه اضطراب زاست نه خود موقعيت.
2) آماده سازي: جهت آماده شدن براي امتحان؛ بعد از توكل به خدا؛ بايد شيوه صحيح مطالعه را ياد گرفت كه اين روش 4 مزيت دارد
1-زمان مطالعه را كاهش مي دهد.
2-ميزان يادگيري را افزايش مي دهد.
3-مدت نگهداري مطلب در حافظه را طولاني تر مي كند.
4-به خاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد. براي داشتن مطالعه فعال و پويا نوشتن نكات مهم در حين خواندن ضروري است تا براي مرور مطالب؛ دوباره كتاب نخوانده و در زماني كوتاه بتوانيم مطالب مهم و حساس را مطالعه نماييم. در ضمن خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.
راه دوم آماده شدن براي امتحان روش صحيح مطالعه است كه بايد قبل از امتحان صورت گرفته باشد. اين روش ها را مي توان به صورت خلاصه بيان نمود: 1-خواندن بدون نوشتن 2-خط كشيدن زير نكات مهم 3-حاشيه نويسي 4-خلاصه نويسي 5-كليدبرداري 6-خلاقيت و طرح شبكه مغز در اين روش شما مطالب را مي خوانيد؛ بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و به صورت كليدي يادداشت مي كنيد در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد تا در دفعات بعدي به جاي دوباره خواني كتاب فقط به شبكه اي مراجعه مي نمايد. با انجام دادن كارهاي فوق، از تلنبار كردن مطالب اجتناب كنيد. بنابراين آماده سازي قبل از امتحان كه بهترين شيوه به حداقل رساندن اضطراب تلقي مي شود، در اين مورد مي توان اقدامات زير را انجام داد:
-از تلنبار كردن مطالب امتحان اجتناب كنيد، چرا كه تسلط بر مطالب امتحان در يك روز غير ممكن و شيوه يادگيري غلطي است و به آساني اضطراب ايجاد مي كند. چرا كه وقت كافي براي به ياد سپاري همه مطالب در اختيار نداريد.
-كل مطالب و اطلاعاتي كه در طول سال تحصيلي به شما ارائه شده تركيب كرده و به منظور تسلط بر مفاهيم كليدي و اساسي درس بكار گيريد.
-به هنگام مطالعه و قبل از امتحان سعي كنيد سؤالات احتمالي كه از شما ممكن است پرسيده شود جواب دهيد.
-چنانچه فرست كافي براي مطالعه تمام منابع امتحاني را نداريد سعي كنيد مفاهيم كليدي و خلاصه پاياني فصول را مطالعه كنيد.
-هرگاه احساس خستگي و عدم درك درست ناشي از خستگي كرديد، حتماً به استراحت بپردازيد و شب قبل از امتحان خوب بخوابيد.
-از حفظ كردن طوطي وار مطالب خودداري كنيد و سعي كنيد مفاهيم اساسي آنها را بفهميد. به يادداشته باشيد حفظ عين مطلب لزومي ندارد.
-در طول سال تحصيلي علاوه مطالعه منظم دروس به خلاصه كردن و نكته برداري از مفاهيم امتحاني پرداخته و قبل از امتحان آنها را مطالعه نمائيد.
3) ديد و نگرش خود نسبت به امتحان تغيير داده و سعي كنيد از مطالعه كردن لذت ببريد، چرا كه با اين كار عملكردتان نيز بهبود خواهد يافت. در اين مورد به نكات زير توجه كنيد:
-به خود بقبولانيد كه يك امتحان فقط يك آزمون براي يك واحد درسي شما مي باشد و چيزهاي ديگري در زندگي وجود دارد.
-بعد از هر امتحان ضمن عدم فكر به نمره و نتيجه آن به خودتان پاداش دهيد، مثلاً فيلم مورد علاقه يتان را ببينيد يا مدتي موسقي گوش دهيد.
- نيازهاي فيزيولوژيك بدن را تا جايي كه مي توانيد برآورد سازيد، در اين مورد به خاطر داشته باشيد كه:
- عادات خوب غذايي و ورزش كردن، تفريحات و فعاليت هاي اجتماعي را قطع نكنيد. همه اينها به سلامت جسمي و عاطفي شما كمك مي كند.
- استراحت و خواب مناسب داشته باشيد و سعي كنيد شب قبل از امتحان در مكاني آرام و تاريك بخوابيد.
4) در روز امتحان: در روز امتحان بهتر است از نوشيدن چاي و قهوه غليظ پرهيز كنيد، چرا كه چاي و قهوه ممكن است باعث احساس سبكي سر، دلهره و دلشوره شود.
- ساعتي قبل از امتحان سعي كنيد به چيزي جز امتحان بينديشيد، چرا كه اين كار شما را آرام خواهد كرد.
- از مرور توام با عجله مطالب درسي در آخرين دقايق قبل از امتحان جدا خودداري كنيد زيرا اين كار تسلط شما را بر كل مفاهيم درسي زايل كرده و خود به خود اضطراب و استرس شما را افزايش مي دهد.
- از افراد و همكلاسي هايي كه اضطراب ايجاد مي كنند و سكون و ثبات شما را به هم مي زنند پرهيز كنيد.
- سعي كنيد زودتر در محل برگزاري امتحان حاضر شويد، اين عمل آرامش شما را افزايش مي دهد.
- لوازم التحرير و وسايل مورد نياز خود را قبل از حركت به محل امتحان چك كنيد.
5) سرجلسه امتحان و قبل از پاسخ دادن به سؤالات لحظه اي صبر كنيد و نكات زير را رعايت كنيد:
- ابتدا كل سؤالات را مرور كنيد و پس از مكثي كوتاه سؤالات آسان را ابتدا جواب دهيد.
-زمان هر سؤال را تنظيم نمائيد و براي آن سازمان مناسبي در نظر داشته باشيد.
- به خاطر داشته باشيد منطقي ترين انتظار اين است كه سعي كنيد هرچه را كه مي دانيد تا آنجا كه مي توانيد نشان دهيد.
- خوش خط و خوانا مطالب را بروي برگه امتحاني انتقال دهيد، زيرا اين كار علاوه بر ايجاد آرامش در شما مصحح را از اشتباه و درك مطالب دور مي كند.
- در جواب دادن به سؤالات به هيچ وجه عجله نكنيد، به ياد داشته باشيد هر سؤال وقت كافي براي خود دارد.
- در سؤالات چند گزينه اي ابتدا تمام گزينه را بخوانيد و سپس گزينه هاي غلط را خط بزنيد، اگر در مورد گزينه هاي باقي مانده شك داريد به اولين برداشت خود تكيه كنيد.
- براي سؤالات تشريحي ابتدا در ذهنتان طرحي كلي داشته باشيد، سپس پاسخ خود را با جملات كوتاه و پرمعنا شروع كرده و از تكرار مطالب و انشاءنويسي خودداري كنيد.
-در مورد سؤالات كوتاه فقط به آنچه از شما خواسته شده است پاسخ دهيد،اگر بخشي از سؤال را فراموش كرده ايد آنچه را كه مي دانيد و تا آنجا كه مي توانيد نشان دهيد.
-اگر اصطلاح يا تعريفي خاص را فراموش كرديد آن را با عبارات خود بنويسيد.
-اين را هميشه به ياد داشته باشيد كه توانايي هاي شما با ديگران متفاوت است و لزومي ندارد شما مانند ديگران باشيد بلكه سعي كنيد توانايي هايتان را شناخته و آنها را پرورش دهيد.
اي مراد عاشقان
منتظر كسي هستم كه فانوس شب هاي تنهايي را روشن كند تا در تاريكي خويش گم نشوم.
اگر كاغذ براي ستايشت جايي داشته باشد و اگر قلم از جوهر عشق تهي نگردد تو را خواهم نوشت.
اي مايه تجلي گل سرخ و اي مهرباني محض! به وسعت قلب دريايي ام برايت نغمه سر مي دهم. اي هم راز قصه هاي ناگفته! نور تو زداينده زنگار قلب من است. دريچه عشق و مهرباني بي كرانت را برويم بگشا. آهنگ قلبم عشق شيرين تو را مي نوازد. از بدفرجامي به ستوه آمده ام. نگران امروزم و دلواپس فردا.
منزل معشوق را مي جويم وخانه دوست را، تا غرقه در نور شوم نه غرقه تاريكي. نمي خواهم گوي حقيري باشم كه به هر سو مي غلتد. خداوندا! تو در عظمت، يكتا و در وحدانيت، بي همتايي. كلامم از ژرفاي جانم خارج مي شود و نگاهم از سرزمين آفتاب به بيرون مي خزد. منتظر كسي هستم كه فانوس شب هاي تنهايي مرا روشن كند تا در تاريكي خويش گم نشوم. با تو من روشنايي را باور مي كنم. مهرباني تو شيرين است اي گل جاودانگي! تويي كه به سنگ، صبوري بخشيده اي و به دريا عظمت هديه كرده اي. اي زيباترين شراره عشق! بر من بتاب و روحم را گرمي ببخش. تو را همچون بوي باران دوست دارم. مي خواهم براي كوچه تاريك زندگي ام از تو يك سبد نور بخواهم. سكوتي به لطافت شب بوهاي تابستاني در جان من پناه گرفته است. مي خواهم كشتي شكسته سرنوشتم را به ساحل يكدلي برسانم تا بر ديواره هاي كاهگلي قلبم، نوري از اميد بتاباند و خورشيد بر سكوت دقايقم نورافشاني كند و از درياي ناباوري ها بگذرم و به اقيانوس باورهاي راستين برسم. خدايا! در سرود فراگيرت مرا بخوان. اگر فرداها نبود من در گذشته هاي دور باقي مي ماندم. وقتي از دست هايم فقط سكوت زبانه مي كشد، ديده ام پر از اشك تنهايي مي شود. تو جاي واژه هاي گم شده ام را مي داني. اي مراد عاشقان! ترنم بهاري بر گوش جان ياس ها فرود مي آيد و رنگين كماني به زيبايي امواج دريا پديدار مي گردد تا عشق جوانه زند، غنچه ايثار بشكفد و سبد سبد طراوت را به قلب خاكستري ام بپاشد تا در كوچه باغ اقاقيا نماز بخوانم و ستايشت كنم.
بيژن غفاري ساروي از ساري
درست مطالعه كنيد
حسين مولوي ده كوثري
با نگاهي گذرا بر ادوار گذشته تاريخ درمي يابيم كه كتاب در زندگي بشر نماد و مظهر انديشه و تفكر بوده است، بويژه در دين مبين اسلام كه كتاب از قداست والايي برخوردار شده و بزرگترين معجزه جاويد پيامبر اعظم اسلام (ص)، كتاب قرآن است.
ابن ادريس حلي درباره اهميت كتاب در زندگي بشر مي گويد:«به راستي كه كتاب بهترين توشه و گوهر و برترين دوست و پشتيبان و ارزنده ترين مونس تنهايي و بهترين آشنا در ديار غربت و برترين همراه و همنشين است.»
با توجه به آن چه در بالا ذكر شد، ضرورت دارد ما به مطالعه كتاب در زندگي خويش جايگاه و منزلتي فراخور اهميت آن قائل شويم. ناگفته روشن است مطالعه كتاب با همه اهميت و جايگاه و نقشي كه در دانايي انسان دارد اگر بدون نظم و انضباط و بدون توجه به آفت هاي آن باشد بهره و ثمره نيكو و دل نشين و موثري از آن حاصل نخواهد شد. بنابراين براي اين كه از مطالعه كتاب علاوه بر پر كردن اوقات فراغت ثمره وافري در دانايي وتوانايي بخشي خودمان كسب كنيم لازم است به چند نكته توجه نماييم.
اولين نكته اين است كه مطالعه بايد هدف دار باشد. كسي كه مي خواهد كتاب بخواند بايد براي خودش يك سير مطالعاتي تعيين كند و خود را به پراكنده خواني عادت ندهد. يعني علاقه و استعداد خودش را بشناسد و كتاب هايي در راستاي علاقه و استعداد خويش مطالعه كند، به عنوان مثال اگر كسي در زمينه ادبيات علاقه و استعداد دارد كتاب هايي در اين زمينه و در سطوح مختلف مطالعه كند.
آنچه در مطالعه مهم است كيفيت است نه كميت. زياد خواندن و زود به انتهاي كتاب رسيدن، مهم نيست، مهم اين است كه بدانيم چگونه بخوانيم تا از مطالعه حظي حاصل كنيم. بنابراين مطالعه اي موفق است كه با دقت خوانده شود و مطالعه كننده در حين مطالعه كتاب به تجزيه و تحليل مطالب نويسنده بپردازد و به اصطلاح كتاب را نقادي كند.
تمركز در مطالعه
مطالعه كننده بايد عوامل عدم تمركز را بشناسد و با رفع عوامل مزاحم، مطالعه موثري را براي خودش فراهم آورد. عوامل عدم تمركز به دو دسته تقسيم مي شوند:
1- عوامل دروني، اين عوامل در وجود خود مطالعه كننده است و باعث عدم تمركز حواس و عدم توفيق در مطالعه مي شوند كه از آن جمله مي توان به غمگين و غصه دار بودن، داشتن اضطراب، كثرت مشاغل، بي علاقگي، گرسنگي و تشنگي اشاره كرد.
2- عوامل بيروني: برخي از عوامل هم منشا خارجي و بيروني دارند. سر و صداي زياد و مزاحم و سرگرمي هاي كاذب مانند راديو و تلويزيون از آن جمله اند.
براي رسيدن به سطح قابل قبولي از يك مطالعه موثر و مفيد مطالعه كننده ابتدا بايد در صدد رفع اين عوامل مزاحم باشد كه مي توان به فعاليت هاي ذيل اشاره كرد:
الف- انجام مطالعه در محيط آرام و با حداقل مزاحمت.
ب- يادداشت برداري از مطالب مهم كتاب.
ح- خط كشيدن زير مطالب مهم كتاب تا در صورت مراجعه مجدد به كتاب راحت تر به مطالب مهم دست پيدا كنيم .
د- خلاصه نويسي از كتاب.
و- برخورد سوالي با كتاب و مباحث آن؛ نقل شده است كه استاد شهيد مرتضي مطهري (ره) در مطالعه عادت نيكويي داشت و آن اين كه در حين مطالعه مطالب نويسنده را نقد مي كرد و نقدها را در حاشيه همان كتاب مي نوشت، كه بعضا همين حاشيه ها خودش يك كتاب شده است.
ز- بازگو كردن مطالب كتاب مورد مطالعه براساس موقعيت ها براي ديگران.
ك- زنده نگه داشتن انگيزه و هدف در طول مدت مطالعه.
آفات مطالعه
طبيعي است كه هر كشت و محصولي آفاتي هم دارد و براي اين كه انسان بهره فراوان تري از كشت ببرد بايد علاوه بر شناسايي آفت ها براي دفع آفات هم اقدام به موقع به عمل بياورد. مطالعه هم آفت هايي دارد كه برخي از آنها در قسمت عوامل عدم تمركز ذكر شد. به طور كلي مي توان آنها را به سه دسته تقسيم كرد:
الف- آفت هاي پيش از مطالعه:
كسل بودن و روحيه نداشتن و علاقمند به مطالعه نبودن از آفات پيش از مطالعه است و موجب مي شود كه انسان به مطالعه ميل و رغبت نداشته باشد و براي يافتن كتاب خوب كه غذاي روح بشر است تلاشي ننمايد.
ب- آفات حين مطالعه:
نبودن نور كافي، نداشتن مكان مناسب و آرام و عجله در مطالعه از آفت هاي هنگام مطالعه است كه باعث مي شوند انسان از مطالعه زود خسته شود و به امر مطالعه ادامه ندهد.
ج- آفت هاي پس از مطالعه:
هرزه خواني كتاب، يادداشت برداري نكردن و خلاصه نويسي نكردن از آفت هاي پس از مطالعه است و باعث مي شود كه مطالعه كنند. هر چند ساعت هايي را براي خواندن كتابي صرف كرده باشد، ولي بهره چنداني عايدش نشود.
مريد در بست نويسنده خاصي شدن هم آفت بزرگ ديگري است كه گريبان گير برخي از مطالعه كنندگان مي شود. پيامبر گرامي اسلام مي فرمايد:«حب الشي، يعمي و يصم»؛ به راستي كه دوست داشتن بيش از حد چيزي، انسان را از ديدن و شنيدن بسياري از واقعيت ها و عيب هاي آن چيز كور و كر مي كند.
يكي ديگر از آفت هاي پس از مطالعه غرور و تكبر علمي است. گمان نكنيم كه با مطالعه چند كتاب به اوج دانايي رسيده ايم. بنگريم و بينديشيم كه تعداد كتاب هايي كه خوانده ايم در مقابل تعداد كتاب هايي كه نخوانده ايم چه اندازه كم و ناچيز است.
و نكته آخر اين كه در يك تقسيم بندي بسيار ساده مي توان كتاب ها را به سه دسته تقسيم كرد:
الف- كتاب هاي چشيدني: كتاب هايي كه بايد تورقشان كرد و تنها بايد برخي مطالب و تصاوير آنها را نگاه كرد.
ب- كتاب هاي بلعيدني: كتاب هايي از قبيل كتب تاريخي سرگذشت گذشتگان و قصه ها و داستان ها كه عبرت آفرين و درس آموزند.
ج- كتاب هاي هضم كردني: كتاب هايي كه انسان بايد بارها و بارها آنها را مطالعه و در مطالب عميق آنها غور كند تا مفاهيم آنها با گوشت و پوست و استخوان او در هم آميخته شود مانند نهج البلاغه و ...
كوتاه از ميان آثار شما
گاه فقط يك حادثه ...
معلم درس را ادامه داد، درس جمله نويسي بود. ما داشتيم با كلمه ها جمله مي ساختيم و نوبت به كلمه كبوتر رسيد، اما معلم به جاي اين كه از ما بپرسد، اين بار خودش جمله ساخت و گفت: «بچه ها، كبوتر از خونش به هر طرف كه بره، باز راه خونش را بلده و خودش را به خونه مي رسونه. مياد پهلوي جفتش، پهلوي بچه هاش، اما گاهي يه شكارچي، يه حادثه...»
ديگر نتوانست حرف بزنه و زد زير گريه. من فقط اين كلمه ها را به زور فهميدم كه ميان هق هق گريه اش مي گفت: «گاهي هم بچه هاش يتيم مي شن.»
حرمت لحظه ها
چه زيباست سكوتي كه دامنگير شب شده و دل ها را به سوي آرامش رهنمون مي سازد.
چه زيباست حرمت لحظه ها را نگاه داشتن و به عقربه هاي ساعت انتظار با عشق نگريستن.
من به حضور سبز تو، به غرور بي رنگ خويش و روزهاي آمدنت مي انديشم.
مي خواهم زيبايي سكوت را كه مهمان شب مي شود، باحضور مقدست افزوني بخشم.
تو آذين بخش تمام زيبايي هايي و من با بال هايي شكسته به دنبال بهترينم.
بهتريني كه نمي دانم چه زمان و كجا هبوط خواهد كرد. نمي دانم...
سمانه قرباني
شكوه ايثارگري
وقتي به او مي گويم كه چه آرزويي داري؟ مي گويد فقط يك آرزو و آن اين است كه چشمانم را ببندم و وقتي باز كردم ديگر دريا آرام باشد تا بتوانم در كنار ساحلش شگفتي هاي خلقت خداوندي را تجربه كنم. برايش دعا كنيد. او يك جانباز شيميايي است. اگر صدايش را به گوش آناني كه اسلام را به عنوان كارت عبور خود انتخاب كرده اند برسانيد، شايد ذره اي از آلام درونش التيام يابد.
دعاي خير
آقاي رئيس جمهور، شما با اعمال و رفتار و كردار و گفتارتان نشان داديد كه موهبتي هستيد در جانب خداي متعال و آقا امام زمان«عج» اكنون كه تحت توجهات رهبر معظم انقلاب و پشتيباني ملت سرفراز ايران گام هاي بسيار مثبت و موثري در راه اعتلاي ميهن اسلامي ايران برداشته و تا سر منزل مقصود ادامه خواهيد داد.
در پناه حق از جميع خطرات مصون و محفوظ باشيد.
جمشيد موثقي
دلتنگي عصر ما
دلم گرفت وقتي دروغ و گناه در زندگي روزمره رنگ و جلا پيدا كرد. دلم گرفت وقتي پيرمرد كشاورز به روزهاي اوج خود غبطه مي خورد. وقتي بي پناهي، سرپناهي براي بي پناهان شد. وقتي عشق رنگ باخت. وقتي شعار دوستت دارم هاي دروغين بر زبان مردم عامي جريان يافت. وقتي مردي از شرم نداشتن كار روزمره روي رفتن به خانه را نداشت. وقتي عشق مرد، عاطفه مرد، صداقت مرد، شهامت مرد، دلم از همه اينها گرفت...
فاطمه مرادي
كاش ظلم خط بخورد
اي كاش اين انسان هاي ماشيني هم انسان مي زيستند و دنيا را با صلح و صفا آشتي مي دادند و به جاي حرف هايي چون دموكراسي، ديكتاتوري، انسانيت را سرلوحه بشريت قرار مي دادند. كاش مرا حق آن كودك گريان و يتيم فلسطيني را كه در زير درخت هميشه سبز زيتون پنهان شده و از ترس صهيونيست ها به خود مي لرزد، بگيرد و ظالمين روزگار محو و نابود شوند.
احمد دهقاني
نارنج ها و نارنجك ها
سنگريزه ها تمام بغض و غضب توست و معناي غرورت، تو با سنگ و كلوخ طلسم خيالات واهي اش را مي شكني، اما اجازه نمي دهي غرور مردانه ات ترك بردارد. تمام كوچه هاي شهر پر از عطر بهار نارنج هاست و كوچه پس كوچه هاي ذهن تو را نارنج ها و نارنجك ها محاصره كرده اند.
نارنج ها همه عشق توست و نارنجك ها آيينه شجاعتت، تو پر از عشقي، تو پر از غرور، مرد جنگي و زائيده سنگر و اين مشت گره كرده من مهر تعهد من است و اين پيوند مقدس مايه مباهاتم.
تو تفنگ به دوش مي ستيزي و من تفنگ بر دست مي نويسم، ما هر دو به يك راهيم، مردان مبارزه اي، مي ستيزيم، مي نويسيم و مي ايستيم.
ياد تو سرشار از شكوفه هاي زيتون است و ياد من سرشار از شكوه ياد تو.
دستان مردانه ات خانه سنگ است و وسعت سينه ات جايگاه غرور و غيرت.
آي كوه غيرت، مرد همت، مرد راه، بايد برويم، قدس چشم انتظار ماست.
ميمنت پيماني از خميني شهر
نكات مهم در آشپزی
از بین بردن بوی غذا:
اگر خانه شما از بوی غذا پرشده و باعث ناراحتی خانواده می شود، از دود اسفند و یا دود خاكشیراستفاده كنید . با دود كردن دارچین هم می توانید بوی غذا را كاملاً از بین ببرید . علاوه بر آن ، دود اسفند باعث ضد عفونی كردن محیط هم می شود.
چند نكته در مورد رب گوجه فرنگی:
1- متاسفانه بسیاری از خانمها بعد از خرد كردن گوجه برای درست كردن رب، آب سفید آن را دور می ریزند، تا رب آنها قرمزتر شود. درصورتی كه این كار بسیار اشتباهی است. چون تمام املاح معدنی لازم برای بدن داخل همان آب سفید است . در ضمن همین آب سفید مانع فاسد شدن رب می شود.
2- برای اینكه رب شما قرمز شود آب گوجه را داخل ظرف استیل بجوشانید.
3- روی ظرف رب ، كمی روغن آب شده بریزید تا دیگر كپك نزند.
راحت خارج شدن نمك از نمك پاش:
برای اینكه نمك راحت تر از نمك پاش خارج شود، می توانید چند عدد برنج خشك داخل نمك پاش بریزید.
یك نكته در مورد زودپز:
همیشه در نظر داشته باشید كه نباید هرگز روی زودپزی كه تازه خاموش كرده اید آب بریزید، زیرا هم خطرناك است و هم این كار باعث می شود، زود پز تبدیل به دیر پزشود و دیگر غذا را زود نپزد!
دستگاه بخار پز درخانه:
برای ساختن این دستگاه ، یك قابلمه را آب كرده و آبكشی روی آن قرار دهید . سپس مقداری آب در قابلمه بریزید(به میزانی كه آبكش با آب برخورد نكند) حالا هر ماده ای را كه می خواهید بخار پز كنید، روی آبكش قرار دهید. اجاق گاز را روشن كنید تا مواد غذایی شما بخارپز شود.
استفاده از گوش ماهی در كتری و سماور:
كافی است چند دانه گوش ماهی در كتری یا سماور قرار دهید، تا آهك موجود در آب را جذب كند.
جلوگیری از سیاه شدن ظروف آلومینیومی:
هنگام پختن حبوبات داخل قابلمه چند قطره سركه یا آبلیمو به آن اضافه كنید؛ با این كار هم ظرف شما سفید می ماند و هم طعم حبوبات بهتر می شود.
اگر می خواهید آب سریعتر جوش بیاید:
اگر عجله دارید و می خواهید آب قابلمه شما سریعتر جوش بیاید، كمی نمك به آن اضافه كنید.
سریع جوش آمدن آب سماور:
اگر می خواهید آب سماور زودتر جوش بیاید، ابتدا سماور را تا نیمه آب كنید. بعد از گرم شدن، بقیه آب را داخل سماور بریزید.
استفاده از سویا در برنامه غذایی:
500 گرم سویا را درون آب خیس كنید. بعد از چند ساعت كه سویاها كاملاً خیس شدند آنها را چرخ كنید. سپس با 500 الی 1000 گرم گوشت چرخ كرده مخلوط كنید . و حالا آنها را بسته بندی كنید و داخل فریزر قرار دهید. با این كار سویا طعم گوشت چرخ كرده را به خود می گیرد و به راحتی می توانید از آن برای پخت غذا كمك بگیرید. در ضمن درخرج خانه هم كمك شایانی كرده اید.
جدا كردن نان شیرینی از قالب:
اگر نان شیرینی از قالب جدا نمی شود ، یك پارچه را داخل آب خیلی داغ فرو كنید و دور قالب شیرینی بپیچید و چند دقیقه صبر كنید؛ نان شیرینی به راحتی از قالب جدا خواهد شد.
پخت غذا با حرارت ملایم :
اگر شما هم از جمله خانم هایی هستید كه عقیده دارید اگرغذا با حرارت ملایم پخته شود خوشمزه تر است ، لازم است بدانید كه گاهی این روش، نتیجه دلخواه ندارد . به عنوان نمونه اگر می خواهید گوشت یا مرغ را با حرارت كم بپزید، ابتدا قطعات گوشت را در روغن تفت دهید، تا طلایی شود واطراف آن تغییر رنگ دهد. سپس آن را روی حرارت ملایم بپزید . با طلایی كردن گوشت ، لایه سرخ شده محافظی برای قسمت های دیگر گوشت می شود و از له شدن آن جلوگیری می كند. كافی است قطعات گوشت را در تابه گود یا قابلمه بچینید و آب را به آن اضافه كنید، تا یك چهارم ضخامت قطعات گوشت آب باشد. سپس با درجه حرارت متوسط در ظرف در باز یا نیمه باز بپزید . گه گاهی نیز گوشت ها را زیرو روكنید و در صورت لزوم آب به آن اضافه كنید.
بریدن پنیر:
برای اینكه پنیر شما بهتر بریده شود ، از كارد كند استفاده كنید. راه دیگر آن این است كه كارد را كمی گرم كنید و سپس پنیر را برش دهید.
راه دیگر این است كه از یك نخ تمیز و ضخیم مثل نخ عمامه استفاده كنید . دو طرف نخ را بگیرید و از بالا تا پایین قالب پنیر بكشید. پنیر به صورت صاف بریده می شود.
نكته در مورد عسلی كه شكرك زده باشد:
اگر عسل شما سفت شده و در ضمن سفید شده یا به اصطلاح شكرك زده و دیگر قابل استفاده نیست، می توانید عسل را در دیزی یا ظرفی كه در آن محكم بسته می شود بریزید، به صورتی كه آب داخل آن نشود حالا ظرف بزرگتر دیگری بردارید و داخل آن آب بریزید و ظرف عسل را ایستاده درون ظرف بعدی بگذارید. اگر فكر می كنید كه ظرف عسل وارونه می شود یا تكان می خورد، یك جسم سنگین روی آن بگذارید تا ثابت بماند . حالا اجاق گاز را روشن كنید تا آب جوش بیاید. با بخار آب، عسل به حالت اولیه برمی گردد و مطمئن باشید كه دیگر تا تمام شدن عسل شكرك نمی زند.
جلوگیری از وارفتن كوفته:
برای اینكه كوفته های شما در آب از هم نپاشد ، قدری آرد و تخم مرغ به آن بیافزائید و حرارت آتش را زیاد كنید.
اگر فلفل غذای شما زیاد شد:
اگرفلفل بیش از اندازه به غذایتان زده اید و خیلی تند شده است ، چند دقیقه قبل از آن كه غذا را از روی حرارت بردارید ، آب یك عدد لیمو ترش تازه را در آن بریزید و خوب هم بزنید. به طرز قابل ملاحظه ای تندی غذا از بین خواهد رفت.
اگر حبوبات بی نمك شده:
اگرحبوبات شما بی نمك شد هرگز نمك خشك روی آن نریزید ؛ بلكه مقدار نمك مورد نیاز را در آبجوش حل كنید، سپس داخل حبوبات پخته بریزید . نمك به همه جای حبوبات می رسد.
پخت بهتر ماكارونی:
1- چند قاشق غذا خوری روغن داخل ماكارونی در حال جوشیدن بریزید.
2- چند قاشق آبلیمو داخل ظرف ماكارونی در حال جوشیدن بریزید.
3- چند قاشق آبلیمو به مایه ماكارونی اضافه كنید تا ماكارونی شما لذیذتر شود.
خوشمزه تر شدن دلمه برگ مو:
برا ی بهتر شدن دلمه برگ مو از چاشنی تمرهندی مخلوط با آب استفاده كنید.
راهی برای بهتر رنگ دادن زعفران:
برای اینكه زعفران شما بهتر رنگ بدهد می توانید از روش زیر كمك بگیرید:
درون یك استكان كوچك به مقدار مورد نیاز زعفران ساییده بریزید و دو قاشق غذا خوری آب جوش به آن اضافه كنید. بعد از اینكه برنج را آبكش كردید و داخل قابلمه ریختید استكان حاوی آب و زعفران را در برنج فرو ببرید و دم كنی را روی قابلمه بگذارید. با دم كشیدن برنج ، زعفران هم دم می كشد و بهتر رنگ می دهد.
خوشمزه تر شدن كوكو سبزی:
برای خوشمزه تر شدن كوكو سبزی ، از گردوی خرد شده و زرشك استفاده كنید؛ كوكوی شما بسیارخوشمزه می شود.
راهی برای تشخیص سوسیس تازه:
انگشت سبابه را بر روی سوسیس فشار دهید. بعد از برداشتن انگشت اگر بر روی سوسیس جای انگشت نماند، سوسیس تازه است.
بحث و جدل در مورد شعر نوی فارسی در وبلاگستان فارسی، بحثی داغ است. نگاه نوی "محمد آزرم" به این موضوع را در ادامه می خوانیم:"شیفتگی در برابر آثار ادبی غرب، خاصه محصول مکتب "سوررآلیسم" که در اروپا جای بحث فراوان است و عدم توجه به نکته ها و گنجینه های گرانبهای شعر پارسی از بیماری ها و بی قیدی های غم انگیز شعر امروز است.
آیا تقلید کورکورانه از نوعی شعر باختر، بدون توجه به شرایط و اوضاع محیط اجتماعی ایران سرنوشتی بهتر از ترجمه قوانین اروپایی برای پابرهنه های ما خواهد داشت؟ از آن جا که گفت وگو از "دل" نیست، هنوز شعر نو نتوانسته است اثری بلند و دلپذیر به وجود آورد. در قسمتی از این اشعار که چند سالی مجال انتشار یافت، درک و احساس عمیق وجود ندارد.
خواننده به علت طرح یکنواخت مضامین، از ابتدا می تواند بقیه احساس گوینده را حدس بزند." مجله فردوسی-۱۳۴۷- بیماری های شعر نو- دکتر مصطفی رحیمی.بازخوانی حرف های روشنفکری ایرانی که مترجمی متبحر هم بوده، برای روشن کردن نسبت شعر امروز و "ترجمه" جذابیتی دارد که نمی شود از آن گذشت. چرا که به ما نشان می دهد هنگامی که "روشنفکری" تنها سویه های ایدئولوژیک را پوشش دهد و از سایر جنبه ها، مثلا سویه "زیباشناختی" مدرن باز ماند، تبدیل به امری ارتجاعی می شود که منطق نقادی را هم فراموش می کند.
از سوی دیگر، برهه ای از تاریخ شعر نو فارسی را در این مقاله بررسی می کنیم که اهمیتی تاریخی دارد. مقطع پیروزی نوخواهی بر سنت طلبی شعری است و به روشنی نشان می دهد که تفکر سنتی تا چه حد در ذهنیت کتاب خوانده ها و دانش آموختگان ریشه دار بوده که حتی توان درک و تحلیل امر زیباشناختی نو را از آنان سلب کرده و در مواجهه با آن چاره ای جز انکار و پاک کردن صورت مساله و بازگشت به تلقی های سنتی از هنر، نداشته اند.
بررسی برهه ای دیگر از تاریخ شعر امروز فارسی در ۱۳۷۷ خورشیدی، نیمه غایب این مقاله است که موقعیت شعر تجربی و "پساآوانگارد" ایران را نسبت به انتقاد هایی که از آن می شود، روشن تر می کند، به ویژه تاثیرپذیری ازنظریه های ادبی غربی که این امر را به آینده موکول می کنیم.اکنون فهرست وار ببینیم در سال ۱۳۴۷ خورشیدی شعر نو در چه وضعیتی قرار داشته که مترجم روشنفکر آن سال ها درک و احساس عمیقی در آن نمی دیده:نیما یوشیج در دی ماه ۱۳۳۸ درگذشته بود، فروغ فرخزاد در بهمن .۱۳۴۵ پس کارنامه شعری آن ها کامل شده بود.
نه نیما دیگر می توانست شعری به "ری را"، "خانه ام ابری است"، "تو را من چشم در راهم"، "برف" و شعر های مشهورترش اضافه کند و نه فروغ فرخزاد به شعرهای کتاب "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد" که پس از مرگش منتشر شده بود. یک سال از انتشار کتاب "حجم سبز" سهراب سپهری می گذشت و "صدای پای آب" و "مسافر" را هم پیش از این شعرخوانان خوانده بودند.
مهدی اخوان ثالث، "زمستان"، "آخر شاهنامه" و "از این اوستا" را چند سالی پیش از این تاریخ منتشر کرده بود و درباره شعرش آنقدر صحبت شده بود که تاثیرگذاری و تاثیرپذیری آثارش حتی برای تازه کاران شعر آن روزگار مشخص شده بود. احمد شاملو، کتاب های "باغ آینه"، "لحظه ها و همیشه"، "آیدا در آینه"، "آیدا، درخت و خنجر و خاطره" و "ققنوس در باران" را به مخاطبان شعر امروز عرضه کرده بود. دو کتاب "دریایی ها" ۱۳۴۴ و "دلتنگی ها" ۱۳۴۶ اثر یدالله رویایی چاپ شده بود و "از دوستت دارم" درست همزمان با بیان این حرف ها در مجله فردوسی، وارد بازار شعر شده بود.
احمد رضا احمدی "روزنامه شیشه ای" را در ۱۳۴۳ و "وقت خوب مصائب" را باز هم همزمان با چاپ این مقاله در ۱۳۴۷ منتشر کرده بود. از شعر هوشنگ ایرانی و مانیفست هنری اش در سال های ۳۰ خورشیدی صرف نظر می کنم، چرا که فضایی یکسر متفاوت از فضای شعر پیروان شعر نیما و جریان رسمی شعر امروز را دنبال می کرد و به همین علت بیش از نیم قرن خوانش و پذیرش آن برای شعر فارسی به تاخیر افتاد.
روشنفکری ایدئولوژیک درست مثل ادبیات دانشگاهی، با معیارهای ناکارآمد شعر سنتی، درباره شعر امروز قضاوت می کرد. شعری که پدید آمده بود تا نگاه زیباشناختی جدیدی را به سابقه شعر فارسی اضافه کند، هنگامی که با شاخص های شعر کلاسیک بررسی می شد، امری زیبا نبود. ناشناخته ماندن معیارهای شعر امروز برای مخاطبانی که همچنان در عصری سپری شده زندگی می کردند، به علت توضیح ندادن معیارها نبود.
نیما یوشیج دستور« شعر خود را در موارد متعدد برای شاعران و مخاطبان پس از خود، توضیح داده بود. تنوع شعر پس نیما در مقایسه با یک شکلی شعر کلاسیک، علت دیگری داشت: هر یک از شاعران پس از نیما، خوانش خود از دستور شعر او را با داشته ها و دانسته های خود ترکیب کردند و از آن جا که انقلاب نیما فقط به قالب شکنی از شعر کلاسیک محدود نشده بود و دعوت به طرز تفکری جدید بود، هریک راهی جداگانه را برگزیدند.
شاعرانی که نام بردیم نه با تقلید از شعر اروپا و امریکا و جنبش های شعری آن ها که با تجربه زبان فارسی در فضایی بیرون از قراردادهای شعر سنتی، آثار خود را نوشتند. ترجمه شعر غربی، برای این شاعران پنجره ای بود که از آن چشم اندازهای دیگری را هم ببینند، اما هرچه را که دیده بودند در ذهن فارسی خود تغییر دادند و چیزی یکسر تازه از آن در شعر ارائه کردند.
مشابه سازی شعر غرب در دستور کار هیچ یک از این نام ها نبود. نخست به یک علت زیباشناختی: هرچند پیروان شعر نیما، خود را در برابر سنت شعر فارسی می دیدند، اما درصدد نادیده گرفتن و انکار آن نبودند.(همان چیزی که هوشنگ ایرانی را دست کم در مانیفست هنری اش از پیروان نیما جدا می کند) همه این شاعران هر یک با ترفندهایی در شعر خود راهی به ادبیات هزار و صد ساله فارسی باز می کردند. شخص نیما یوشیج که برای توجیه انقلابی که در شعر فارسی پدید آورد، به "گاثاها" یا سرودهای زردشت در "اوستا" هم استناد می کرد.
علت دوم امری زبان شناختی است: بسیاری ترجمه شعر را امری ناممکن می دانند، چرا که شعر فرهنگی ترین و زبانی ترین امر زیباشناختی است که با کمترین جا به جایی معنایی، از دست می رود. با این همه ترجمه شعر در همه جای جهان مرسوم است و مترجمانی داریم که کارشان ترجمه شعر است. شعر هر قدر آرایه زبانی بیشتری داشته باشد و با فرهنگ قومی و باورهای محلی بیشتری آمیخته شده باشد، ترجمه اش دشوارتر می شود.به همین علت شعرهای ایماژیستی که به بیان دقیق و عینی چیزها توجه ویژه ای دارند، در زبان مقصد برای شعرخوان ها مانوس ترند.
در برابر شعرهایی که آرایه های زبانی را به بازی می گیرند و از دل این بازی، مفهومی خلق می کنند، در ترجمه شعر، این کشف و شهود زبانی را از دست می دهند و به نوشته ای بیهوده بدل می شوند.پس ترجمه شعر در حکم انتقال معناهای فرهنگی از زبان مبدا به زبان مقصد به خودی خود نمی تواند سازنده امر زیبا در زبان باشد. بارها با مقایسه ترجمه فارسی شعر با اصل آن در زبان مبدا دریافته ایم که بسیاری از معناهای ضمنی هر اثر در آرایه های زبانی آن است و با تغییر زبان چیزی از آن زیبایی زبانی باقی نمی ماند.بنابراین اتهام شیفتگی در برابر آثار ادبی غرب، پیش از آن که نسبت بین شعر نو و تاثیر ترجمه بر آن را روشن کند، نشان دهنده ناشناخته بودن مفهوم و موقعیت شعر بودن یک اثر، برای مخاطبان شعر کلاسیک فارسی است، مخاطبانی که ممکن است خود مترجم ایدئولوژی خاصی باشند که سعی می کند همه چیز حتی شعر را هم از چشم انداز خود ببیند.
نیما زبان فرانسه می دانست و با ادبیات فرانسه آشنا بود. اما نه شعر فرانسوی هم عصر خودش را به فارسی ترجمه کرد و نه فرهنگ فرانسوی را در شعری که به جای شعر سنتی پیشنهاد می داد، جایگزین« فرهنگ بومی خودش کرد. اتفاقا نیما شعری جهانی-محلی را پایه ریزی کرد که در ترجمه به زبانی غیر از زبان فارسی، به توضیح نشانه های فرهنگی نیازمند است. نیما نشانه های جغرافیای محلی را در بسیاری از شعرهای نو خود به کار گرفت و با این کار از اسم مکان و اسم خاص، نشانه ای نمادین ساخت. "ازاگو"، "وازنا"، "ماخ اولا" و "تلاجن" همه در شعر نیما به نشانه های نمادینی تبدیل شده اند که از نیت مولف هم فراتر می روند و بسته به خوانشی که از آن ها می شود، مولد موقعیت های معنایی می شوند.
از سوی دیگر نیما برای ساختن هارمونی مورد نظرش در شعر، ارکان دستور زبان را آن قدر جا به جا کرده که می توان گفت شعر نیما در زبان نیمایی خودش زندگی می کند.
زبانی که نگاهی متفاوت از نگاه شعر کلاسیک دارد و در زبانی غیر از فارسی، هم باید اجرای هارمونیک شود، هم اجرایی س«منتیک.مهدی اخوان ثالث، سنتی ترین شاعر شعر نو است. فردی که براساس تقطیع عروضی شعرهای خودش و برخی از شعرهای نیما یوشیج، دستور کوتاه و بلند کردن ارکان عروضی در هر یک از اوزان شعر فارسی را تدوین کرد و از نظر تکنیکی جای درست شروع و پایان هر عبارت شعری را نشان داد. با روش اخوان ثالث می توان نقشه دقیق عروضی هر شعر نیمایی و تقطیع و سطربندی درست شعر را نشان داد.
اما اخوان شاعری است که ترجمه شعر اروپایی فقط در حد مضمون سازی در یکی دو شعرش به چشم می خورد. اوج شعرش در زبان مطنطن و فرم های روایی است که برگرفته از سنت نقالی و شاهنامه خوانی است:احمد شاملو شاعری است که بسیاری از شعرهای مورد علاقه اش را به فارسی ترجمه کرده. اما مترجمی است که در زبان مقصد چیره دست است و با زبان مبدا که فرانسوی است، آشنا است. شعر شاعرانی مثل "پابلو نرودا"، "ناظم حکمت"، "ولادیمیر مایاکوفسکی"، "پل الوار" و "یانیس ریتسوس" را با ترجمه شاملو خوانده ایم.
تنها با یک مکث در این ترجمه ها می توان دریافت که همه این نام ها دارند با زبان شعری شاملو با خواننده حرف می زنند. برای شاملو اجرای لحنی خاص برای هر یک از این شاعران اهمیتی نداشت. مهم حرفی بود که می زدند و مهمتر حرفی که شاملو از زبان آن ها می زد.زبان شعری شاملو سه دهه بر شعر امروز فرمانروایی کرد. هنوز هم مترجمان شعر سعی می کنند با زبان و لحن شاملویی، شعر اروپایی و حتی عرب را به فارسی برگردانند.
این شاملو نبود که تحت تاثیر ترجمه شعر غرب بود، برعکس، آنچه فارسی می شد از غربی ها، تحت تاثیر زبان شاملو در شعر بود. زبانی که با ترکیب نثر فارسی قرن چهارم و پنجم به اضافه زبان کتاب مقدس، با زبان روزمره ساخته شده بود و تجربه شخصی شاملو در شعر است. شاملو تعریف خودش از شعر بودن را به ترجمه هایش از دیگران هم تعمیم داد و همین امر برای بسیاری باعث این توهم شد که شعر نو فارسی مقلد نابینای شعر غرب است و از گذشته خود بی بهره مانده است.شاملو و اخوان ثالث هر دو از شاعرانی بودند که از شخص نیما یوشیج دستور شعر او را آموخته بودند.
اخوان جذب موزونیت کلامی و هارمونی شعر نیما شد و آن را با دانسته هایش از شعر کلاسیک فارسی ترکیب کرد، در حالی که شاملو آزادی بیان و قالب شکنی نیما را با امکانات ادبی نثر قدیم فارسی و متون مقدس به هم آمیخت و شعر خودش را ساخت. فارسی سازی یا فارسی نگه داشتن شعر نو پروژه هر دو شاعر بود. آن چه که استادان ادبیات آن را ارمغان جهان غرب می دانستند.
تاثیرپذیری از ترجمه شعر با رونوشت نویسی معنایی از آن متفاوت است. مرکزهای معنایی شعری ترجمه شده همان قدر می تواند مولد نوشتن شعر باشد، که نگاه کردن به تقدم و تاخر سکانس های فیلمی سینمایی یا تماشای یک نقاشی آبستره اکسپرسیونیسم.
تاثیرپذیری از ترجمه، نه تقلیدکورکورانه است نه بیماری. فرایندی روان-زبان شناختی است که طی آن از معناهای تصریحی یا تلویحی اثری، معناهای یکسر جدیدی پدید می آید. شکلی از ارتباط زبانی است که در آن شاعر از هر عامل مولد و محرکی خوانش و تاویل خودش را به شعر تبدیل می کند. همان طور که گوته ترجمه آلمانی شعر حافظ را می خواند و "دیوان شرقی غربی" را می نویسد. حالا به قول نیما: کی ساخته است؟ کی برده است؟ کی باخته است.
روزنامه همشهري دكتر حيدر توراني آموزش و پرورش اثر بخش ناظر بر يك دردمندي، دغدغه و چالش دروني متعهدانه به كاركرد و عملكرد آموزش و پرورش كشور است؛ كه علاوه بر كارآمدي (ميزان استفاده از منابع) به اثربخشي (ميزان دستيابي به اهداف) اهميت بسيار مي دهد. اين موضوع بر پايه سؤال اصلي زير است: «چرا عملكرد نظام آموزش و پرورش متناسب با اهداف و استانداردهاي از پيش تعيين شده نيست؟» به ديگر سخن اين كه، چرا تغييرات به وجود آمده در دانش، نگرش، بينش و رفتارهاي فردي و گروهي فارغ التحصيلان و دانش آموختگان دوره هاي مختلف تحصيلي، متناسب با اهداف و استانداردهاي از پيش تعيين شده و وضعيت مورد انتظار نيست؟ در شرايط و وضعيت موجود، خروجي سيستم آموزش و پرورش بيشتر پاسخگوي انتظارات نظام آموزشي تا سطح محصول و برونداد است، در حالي كه تا سطح پيامد (نتايج و وضعيت مورد انتظار) فاصله بسيار است. برنامه هاي آموزشي مدارس كه بيشتر در قالب كتابهاي درسي و ساير مواد آموزشي (نوشتاري، شنيداري، ديداري) و برنامه هاي مكمل، با روشهاي سنتي انجام مي پذيرد، قادر نيست دانش، نگرش، بينش و رفتار دانش آموزان را با باورها و مباني ارزشي جامعه اسلامي ايران متناسب سازد. به عنوان مثال تلاشها و اقدامات زيادي در فرآيند سيستم آموزش پرورش انجام مي گيرد. اما فارغ التحصيلان آن به رغم قبول شدن و كسب نمره ۱۸ و ۱۹ در درس تاريخ يا تعليمات ديني و اجتماعي، از موقعيت و رفتارهاي اجتماعي سالم و قابل انتظاري برخوردار نيستند،در حالي كه آموزش و پرورش اثر بخش به دنبال بهبود و بهسازي فرآيند سيستم آموزش و پرورش براي دستيابي به اثربخشي و كارآمدي بالا است. (سطح ۴ در نمودار ۲) بديهي است كه عوامل زيادي بر عملكرد سيستم آموزش و پرورش چه در داخل محيط سيستم و چه در خارج آن دخالت داشته و اثر مي گذارند. اما غرض و مقصود نهايي، تحقق اهداف نظام آموزش و پرورش است. اين كه چگونه و با چه سازوكارهايي تغيير سازماني را در هويت، شخصيت، رفتار و عملكرد نظام آموزش و پرورش براي رسيدن اهداف و وضعيت مورد انتظار (آموزش و پرورش اثر بخش) مديريت و رهبري كنيم؟ تغيير سازماني به مثابه استراتژي آموزش و پرورش اثر بخش آموزش و پرورش اثر بخش، آغاز يك راه بزرگ و پيچيده اي است كه بايد با «تغيير سازماني» به مثابه استراتژي اصلي آموزش و پرورش اثر بخش همراه شود. «تغيير سازماني» به تغييري اطلاق مي شود كه در نهايت منجر به ايجاد تحول در شخصيت و هويت سازمان شود، به طوري كه رفتار و عملكرد را در سازمان متحول كند. دو جزء اساسي در اين عنصر عبارتند از: «تغيير شخصيت و هويت سازمان» و تأثير اين تغيير بر «عملكرد رفتار سازمان» . اگر تغييراتي به وجود بيايد، اما موجب تغيير در شخصيت هويت سازمان و رفتار و عملكرد آن نشود، تغيير بنياني نيست؛ بلكه تغييري است عادي و تدريجي، كه تنها مي تواند بين سازمان و محيط آن براي ادامه حيات تعادل ايجاد كند. تغيير عادي و تدريجي كه در سازمان صورت مي گيرد، مانند تغييري است كه رودخانه براي هماهنگي با مسير خود انجام مي دهد، در حالي كه تغيير بنياني تغيير مسير رودخانه و يا بستن سد روي آن است. تغيير عادي به طور طبيعي و خود به خود انجام مي گيرد، در حالي كه تغيير اساسي و بنياني نيازمند برنامه ريزي و شناخت و آگاهي است و به همان نسبت نيز كار را مشكل و پيچيده مي سازد. تغيير تدريجي و عادي در سازمان به قصد حفظ تعادل سيستم با محيط انجام مي گيرد، در صورتي كه تغيير بنياني، نيازمند تغيير در ساختار و فرآيند عملياتي آن است. منظور از «ساختار» ، تغييرات در استراتژي هاي مورد استفاده در سازمان، ساخت تشكيلاتي، نوع تكنولوژي، سيستم هاي اطلاعاتي و شيوه تصميم گيري و الگوهاي استفاده از منابع انساني؛ و مقصود از «فرآيند عملياتي» ، كيفيت رفتار انساني، كيفيت عملكرد يادگيري و محيط يادگيري، سير اطلاعات و نحوه ارتباطات در تصميم گيري، مشاركت، همكاري و جريان امور در سازمان است. آموزش و پرورش اثر بخش، نيازمند تغيير بنياني است و با شعار، سخنراني و نصايح، وضع مقررات و ارسال بخشنامه سرانجامي ندارد. ممكن است به طور موقت با ايجاد و اعمال سازوكارهايي مثلاً ايجاد انگيزه در افراد و بهسازي فضاي سازماني و فرصتهاي محيطي و سياسي به وجود آمده تغييراتي به وجود آورد، اما اگر «طرح سازماني» متناسب با تغييرات جديد ايجاد نگردد، اين تغيير و تحول نمي تواند تداوم يابد. در اين صورت، تغيير بنياني و اساسي محسوب نخواهد شد. لذا ايجاد طرح سازماني متناسب با تغييرات، بسيار مهم است. بويژه وقتي كه انتظار از آموزش و پرورش اثر بخش، كارايي، اثر بخشي و نوآوري باشد. اكثر كارگزاران و مديران تحول، به افزايش حجم بازده توجه دارند. براي مثال تعداد مدارس ساخته شده، تعداد فارغ التحصيلان، تعداد بزرگسالان با سواد شده، تعداد اردوي برگزار شده، تعداد آزمون گرفته شده و ... از نظر آنها حائز اهميت است. اگر چه افزايش بازده مهم است، اما با اهميت تر از آن ايجاد بهبود در عملكرد بويژه در جهت كارايي، اثربخشي و نوآوري بيشتر است. «كارآيي» مي تواند به ميزان هزينه احداث مدارس جديد، هزينه ساخت كتابخانه ها، نمازخانه ها و آزمايشگاه ها، ريشه كن كردن بي سوادي و تعداد افراد با سواد شده، كتابهاي تأليف شده و چند تأليفي، كتابهاي درسي، تيراژ مجلات آموزشي؛ و «اثربخشي» به كيفيت بناهاي احداث شده، كيفيت كتابهاي تأليف شده، فارغ التحصيلان با سواد توانمند تعريف شود؛ «نوآوري» نيز مي تواند باعث احداث مدارس با كاربردهاي نوين، ارائه خدمات آزمايشگاهي و كتابخانه اي جديد و برنامه هاي نوين براي باسواد كردن دانش آموزان و كتابهايي با رويكردهاي فعال، خلاق، مسئله محور و پژوهش مدار شود. با سازوكارها و توانمندي هاي موجود نظام آموزش و پرورش و مديريت و راهبري آن، تنها بخشي از انتظارات، در سطوح دانش و مهارتهاي فردي محقق مي شود. در حالي كه انتظار داريم تغييرات، علاوه بر سطوح دانش؛ نگرش و بينش و رفتارهاي فردي و گروهي دانش آموزان را نيز دربربگيرد. به عنوان مثال؛ «دانش آموزان پس از گذراندن دروس تعليمات اجتماعي، تاريخ و هنر، كمك به ديگران از جمله افراد ضعيف و نيازمند جامعه را يك حق و تكليف براي خويشتن تلقي نموده و از انجام اين كار حسنه لذت برده و احساس رضايت كنند و يا اين كه در مقابل اهانت و تهاجم به مقدسات و ارزشهاي ديني و ملي، داوطلبانه و آگاهانه واكنش نشان دهند. سنتها و مراسم ملي- مذهبي از جمله درختكاري، چهارشنبه سوري، سيزده به در، عيد قربان، عيدفطر و آئين هاي ماه رمضان و محرم و ... را مطابق با مباني ارزشي جامعه برگزار كنند. اين كه چرا آموزش موجود مدرسه اي؛ موجب رفتارهاي مناسب اجتماعي، سياسي، ديني، اقتصادي ، زيست محيطي و ... در دانش آموزان نمي شوند، نكته اي مهم و اساسي است كه بايد در فرآيند و كاركرد نظام آموزشي و تغييرات سازماني مورد بررسي و پژوهش قرار گيرند. نگاه به آموزش و پرورش با تأكيد افراطي بر نگاه آموزشي از نوع حافظه مداري و انتقال دانش، نه حصول اهداف، گوياي اين نكته است كه انتظار از سيستم، رسيدن به اهداف و تغيير رفتارهاي مطلوب فردي و گروهي نيست و انگار كه دست اندركاران آن نيز به غير آموزش و انباشت مطالب در حافظه دانش آموزان، تعهدي ندارند. اين وضعيتي است كه متأسفانه اكنون شاهد آن هستيم. يعني فارغ التحصيلان با معدل ،۱۸ ۱۹ و ۲۰ ، اما با بينش ها و رفتارهاي فردي و گروهي غيرقابل قبول يك شهروند ايراني و اسلامي. اگر چه همه نارسايي هاي موجود در عملكرد و بازده، ناشي از نظام آموزش و پرورش و كتابهاي درسي و آموزش نبوده و ساير نهادهاي آموزش و فرهنگي جامعه نيز مسئول اند، ليكن بخش مهم آن، انتظارات و چشمداشتي است كه هر جامعه پيشرفته اي از نظام آموزش و پرورش فرزندان خود دارد و لذا براي دستيابي به سطح اثر بخشي و كارآمدي بالا و نيز تغييرات مطلوب در دانش آموزان بايد كاركرد و عملكرد نظام آموزشي مورد بازنگري و بازآرايي قرار گرفته و تغيير سازماني به مثابه استراتژي آموزش و پرورش اثر بخش مورد توجه قرار گيرد. منابع قدرت و نفوذ در كنار همه اين برنامه ريزي هاي جديد و مطالعات همه جانبه براي بهسازي نظام آموزش و پرورش براي تحقق آموزش و پرورش اثر بخش، چند منبع مهم قدرت و نفوذ هم وجود دارد كه اهداف، عملكرد و بازده سازمان را بسيار متأثر مي سازند و لذا توجه به آنها از اهميت و ضرورت بسيار برخوردار است. اين منابع عبارتند از: ۱- ديدگاه افراد نافذ و مسلط، ۲- ايدئولوژي سياسي جامعه ۳-ارزشهاي فرهنگي جامعه. به عنوان مثال، تغييرات به وجود آمده در حذف معاونت پرورشي به رغم عملكرد ضعيف آن، بيشتر با پافشاري، تعقيب و نفوذ افرادي در رأس نظام آموزش و پرورش همراه بوده است. اكنون نيز ابقاي مجدد امور تربيتي، بيشتر همراه با ديدگاه افراد مسلط و ايدئولوژي سياسي جامعه است. مي بينيم كه هيچ يك از اين مراحل، از يك فرآيند برنامه ريزي شده و پژوهشي و نظامداري پيروي نكرده و نمي كنند. تغيير نظام متوسطه نيز كه با رويكرد كارآفريني، اشتغالزايي و تربيت نيروهاي خلاق و هدايت داوطلبان واجد شرايط به تحصيلات عالي در يك فرآيند نفس گير انجام گرفته است، در مسير اجرا به جهت فشار ديدگاه افراد نافذ و مسلط و ارزشها و باورهاي فرهنگي جامعه دستخوش تغيير شد و از مسير اصلي و برنامه ريزي شده اش فاصله گرفته است. بنابراين چون منابع قدرت و نفوذ، همواره هم جهت با مسير و فرآيند برنامه ريزي ها و مطالعات و تغييرات بنياني نبوده و موجب نارسايي در عملكرد و بازده سازمان مي شوند، لذا بهتر است از ابتدا اين ملاحظات به نحوي مورد توجه قرار گيرند. چند راهكار اصلي ۱- اهداف دوره هاي تحصيلي براساس نيازها و تحولات جهان امروز با نگاهي استراتژيك بازآرايي و تدوين شوند. ۲- شاخص هايي كه پيامدهاي سيستم آموزش و پرورش (آموزش و پرورش اثربخش) را ارزشيابي كنند، تدوين شوند؛ نه شاخص هاي عملكردي و كمي موجود كه عمدتاً ناظر بر خروجي است نه نتايج. ۳- هويت، شخصيت، رفتار و عملكرد آموزش و پرورش متناسب با شاخص ها و استانداردها اصلاح و بهسازي شوند. ۴- وظايف، كاركرد، ظرفيت و هوش سازماني سيستم آموزش و پرورش بازنگري شوند. ۵- برنامه جامع استراتژيك و راهبردي آموزش و پرورش در افق چشم انداز ۲۰ ساله كشور تدوين شود (به نظر مي رسد آنچه كه امروز به عنوان سند ملي آموزش و پرورش مطرح است، تا حدود بسيار زيادي مبين آن است.) سخن پاياني بنابراين، آموزش و پرورش اثر بخش مي تواند، ورودي هاي سيستم آموزشي را، در جريان يك فرآيند پويا به نتايجي كه همه الزامات و مجموعه اي از ويژگي هاي ذاتي مورد انتظار و مطلوب را داشته باشد، برساند. آموزش و پرورش اثر بخش در جمهوري اسلامي ايران، بر پايه منابع اسلامي(كتاب، سنت، اجماع و عقل) با رويكردهاي مختلف از جمله «رويكرد فرهنگي- تربيتي» و يا هر رويكرد متناسب ديگر، قادر خواهد بود شهروندي را تحويل جامعه دهد كه علاوه بر داشتن شرايط مناسب با ويژگي هاي يك شهروند ايراني و اسلامي، بتواند با حفظ هويت ديني و ملي به عنوان يك شهروند جهاني نيز ايفاي نقش نموده و با جهان در حال تغيير، تعاملي سازنده داشته باشد



