و دستانش به زير پوششي از گرد پنهان بود
ولي آخر کلاسيها، لواشک بين خود تقسيم مي کردند
وان يکي در گوشه اي ديگر جوانان را ورق مي زد
براي آنکه بيخود هاي و هو مي کرد و با آن شور بي پايان:
تساويهاي جبري را نشان مي داد
و با خطي خوانا به روي تخته اي کز ظلمتي تاريک
غمگين بود
تساوي را چنين بنوشت
يک با يک برابر هست
از ميان جمع شاگردان يکي برخاست،هميشه يک نفر بايد به پا خيزد
به آرامي سخن سر داد
تساوي اشتباهي فاحش و محض است
معلم مات بر جا ماند
و او پرسيد:
اگر يک فرد انسان واحد يک بود آيا باز يک با يک برابر بود؟
سکوت مدهوشي بود و سئوالي سخت
معلم خشمگين فرياد زد، آري برابر بود
و او با پوزخندي گفت:
اگر يک فرد انسان واحد يک بود
آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانکه قلبي پاک و دستي فاقد زر داشت
پايين بود
اگر يک فرد انسان واحد يک بود
آن که صورت نقره گون چون قرص مه مي داشت
بالا بود
وان سيه چرده که مي ناليد
پايين بود
اگريک فرد انسان واحد يک بود
اين تساوي زير و رو مي شد
حال مي پرسم يک اگر با يک برابر بود
نان و مال مفت خواران
از کجا آماده مي گرديد؟
يا چه کس ديوار چين ها را بنا مي کرد؟
يک اگر با يک برابر بود
پس که پشتش زير بار فقر خم مي شد؟
يا که زير ضربت شلاق له مي گشت؟
يک اگر با يک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس مي کرد؟
معلم ناله آسا گفت
بچه ها در جزوه هاي خويش بنويسيد
يک با يک برابر نيست ...
خدایا
آتش مقدس شک را
آن جنان در من بیفروز
تا همه یقین هایی را که در من نقش کرده اند بسوزد
و آنگاه از پس توده ی این خاکستر
لبخند مهراوه بر لبهای صبح یقینی
شسته از هر غبار طلوع کند
خدایا
به هرکی دوست میداری بیاموز
که عشق از زندگی کردن بهتر است
و به هرکس که بیشتر دوست میداریش بچشان
که دوست داشتن از عشق برتر است!
( دكتر شريعتي )
دشتها آلوده ست
در لجنزار گل لاله نخواهد رویید
در هوای خفن آواز پرستو به چه کارت آيد؟
فکر نان باید کرد
و هوایی که در آن
نفسی تازه کنیم
گل گندم خوب است
گل خوبی زیباست
ای دریغا که همه مزرعه دلها را
علف هرزه کین پوشانده ست
هیچکس فکر نکرد
که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست
و همه مردم شهر
بانگ برداشته اند
که چرا سیمان نیست
و کسی فکر نکرد
که چرا ایمان نیست
و زمانی شده است
که به غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست
<<حمید مصدق>>
حلم و خويشتندارى
ويژگىهاى عبادالرحمن در قرآن
قرآن پيرامون يكي از ويژگى هاي بندگان ممتاز خدا مىفرمايد:
«اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما; آنها كسانى هستند كه هنگامىكه جاهلان آنها را(با گفتار نابخردانه خويش)مخاطب مىسازند. درجواب به آنها سلام مىگويند.»
(و با سلام، بى اعتنايى و بزرگوارىاز كنار آنها گذشته و از درگيرى با آنها پرهيز مىكنند). يعنىآنها داراى خصلتحلم هستند و بر اعصاب و احساسات خود مسلطمىباشند و با خويشتن دارى و خود نگهدارى در برابر برخوردهاىنااهلان، از مرز اخلاق اسلامى خارج نمىشوند و با كرامت وبزرگوارى، اسير و مرعوب خشم و غضب خود نمىگردند و داراى ارادهمحكم و صبر انقلابى و آرامشى همچون كوه هستند به قول شاعر:
از صدف ياد گير نكته حلم آن كه برد سرش، گهر بخشد
اين افتخار نيست كه بگويم فلانى فحش داد، من ده برابر به اوفحش دادم، بلكه در منطق قرآن، افتخار اين است كه در برابربرخورد نامناسب نااهلان، بر آنها سلام كنيم، يعنى از درگيرىبپرهيزيم و با كرامت نفس و بىاعتنايى از آنها روى برگردانيم.
البته اين سلام، سلام دوستى نيست، بلكه سلام بى اعتنايى و نوعىاعتراض منفى پيام آور همزيستى مسالمتآميز و حفظ رشته ارتباطاست.
در اينجا ممكن است اين سوال مطرح شود كه در موارد متعددى ازقرآن و روايات، سفارش به مقابله به مثل شده تا موجب جلوگيرى ازگستاخى نااهلان گردد،
از جمله قرآن مىفرمايد: «فمن اعتدى عليكمفاعتدوا عليه بمثل مااعتدى عليكم; كسى كه بر شما تجاوز كرد،شما نيز نسبتبه او مقابله به مثل كنيد.»
پاسخ آنكه برخورد نامناسب نااهلان بر دو گونه است: ۱ دستهاول از آنها دشمنان بدخواه هستند و از روى فهم و با برنامهريزى، با انسان برخورد نامناسب مىكنند; البته در مقابل آنهابايد مقابله به مثل كرد ۲ دسته ديگر افراد ناآگاه هستند وگفتار و حركاتشان از روى جهل و ناآگاهى است ; در برابر ايندسته بايد با حلم و نرمش روبرو شد و آيه مورد بحث، ناظر بههمين دسته است. بنابراين خصلتحلم در موارد صحيح خود، نه تنهامخدر نيستبلكه سازنده و اثر بخش نيز هست.
دو شعر معروف زير نيز، در مورد دسته اول صحيح است نه در مورددسته دوم:
ترحم بر پلنگ تيز دندان ستمكارى بود بر گوسفندان
اظهار عجز پيش ستمگر روا مدار اشك كباب باعث طغيان آتش است
در رابطه با آن دسته كه آيه مورد بحث ناظر به آن است، رسولاكرم(صلى الله عليه وآله)فرمود: «احلمالناس من فر من جهالالناس; با حلمترين انسانها كسى است كه از انسانهاى جاهلبگريزد.»
حلم و كظم غيظ در قرآن، و معنى اين دو واژه:
در قرآن، دو واژه حلم و كظم غيظ به عنوان دو خصلت ارزشمندمطرح شدهاند كه هر دو به يك معنا بازمى گردند كه همان تسلط براعصاب و كنترل احساسات و خويشتن دارى است.
مىتوان گفتحلم حالتى است كه موجب كظم غيظ(فرونشاندنخشم)مىگردد. به تعبير ديگر يكى از مصداقهاى روشن، بلكه بهترينمصداق حلم، كظم غيظ است. از اميرمومنان على(عليه السلام)روايتشده كه فرمود: «خير الحلم التحلم; بهترين حلم، فرونشاندن خشماست.»
در قرآن واژه حلم با تعبير «حليم» پانزده بار آمده كهيازده بار آن، به عنوان يكى از صفات خداوند ذكر شده است و چهاربار آن به عنوان يكى از خصال پيامبرانى همچون ابراهيمخليل(عليه السلام)و اسماعيل(عليه السلام)و شعيب(ع) ياد شده است.
جمله «كظم غيظ» كه به معنى فرونشاندن خشم است، در قرآن بهعنوان يكى از صفات پرهيزكاران بيان شده، آنجا كه مىفرمايد:
«والكاظمين الغيظ; آنها كسانى هستند كه خشم خود را فرومىبرند.»
واژه حلم به معنى فرو نشاندن هيجان خشم است. لغتشناس معروفقرآن، «راغب» در مفردات مىنويسد: «الحلم ضبط النفس عن هيجانالغضب; حلم كنترل كننده نفس از طغيان خشم است.» سپس مىگويد:
از آنجا كه اين حالت از عقل و خرد ناشى مىشود، گاهى حلم بهمعنى عقل وخرد نيز به كار رفته است.
بر همين اساس اميرمومنان على(عليهالسلام)مىفرمايد: «العقلخليل المرء، والحلم وزيره; عقل دوست صميمى انسان است و حلموزير عقل مىباشد.» و نيز مىفرمايد: «الحلم نور جوهره العقل;حلم نورى است كه حقيقت آن عقل و خرد است. »
در روايات اسلامى نيز خصلتحلم، به همين معنا آمده است. بهعنوان نمونه شخصى از امام حسن مجتبى(عليه السلام) پرسيد: حلمچيست؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «كظم الغيظ و ملك النفس; فروبردن خشم و تسلط بر خويشتن است.»
نيز امير مومنان على(عليه السلام)فرمود: «لا حلم كالصبروالصمت; هيچ حلمى مانند استقامت و نگهدارى زبان نيست. حلم بهمعناى استوارى و ثابت ماندن در امور نيز آمده است.
اين تعريفهاى لغوى و بيانات امامان معصوم(عليهم السلام)نشانمىدهد كه حلم به معنى خويشتن دارى و صبر انقلابى و استوارى درامور است.
با توجه به اينكه خويشتن دارى، شامل كنترل زبان، كنترل اعصابو اراده و ساير اعضاء و جوارح مىباشد، بنابراين آنچه در ترجمهواژه حلم معروف شده و آن را به عنوان «بردبارى» ياد مىكنندصحيح به نظر نمىرسد ; زيرا حلم به معناى تحمل بار به طور مطلقنيست زيرا تحمل بار، گاهى سر از انظلام و ظلم پذيرى در مىآوردكه ضد ارزش است. بر همين اساس، مرز بين حلم و انظلام نزديك وباريك است و بايد موارد هر كدام را شناخت تا انظلام جايگزين حلمنگردد و انسان به جاى انجام كارى ارزشمند، عمل ضد ارزشى رامرتكب نشود.
اما در مورد جمله «كظم غيظ» ، واژه غيظ در لغتبه معنى شدتخشم وحالتبرافروختگى و هيجان فوق العاده روحى است كه بر اثرناملايمات و گزندهاى روحى به انسان دست مىدهد. واژه «كظم» درلغتبه معنى بستن سر مشكى است كه پر از آب شده است و به طوركنايه، در مورد كسانى به كار مىرود كه از خشم و غضب پر شدهاندو نزديك است كه منفجر شوند و عكس العمل تندى نشان دهند. در اينهنگام حالتخويشتن دارى همچون بند محكم، سر مشك غضب را مىبنددو از طغيان آن جلوگيرى مىنمايد. بنابراين كظم غيظ و فرونشاندنخشم از روشنترين مصداقهاى حلم است و موجب جلوگيرى از طغيان خشمو تندىهاى نابجا شده و انسان را از جوش و خروش نامعقول، زنندهو گاهى خطرناك نجات مىبخشد.
البته بايد توجه داشت كه گاهى حلم و كظم غيظ، نابجا و منفىاست، چرا كه موجب گستاخى جنايتكار و يا پىآمدهاى شوم ديگرمىشود. مانند حلم و فروبردن خشم در برابر مجرمان حرفهاى،منافقين يا كافران ملحدى كه در صدد ضربه زدن و افساد هستند. دراينگونه موارد بايد مطابق همان دو شعر معروف رفتار كرد كه خاطرنشان گرديد.
ارزش خويشتن دارى از نظر قرآن
در قرآن علاوه بر آيه مورد بحث، در آيات ديگرى نيز به حلم وخويشتن دارى سفارش شده است، از جمله مىخوانيم: «ادفع بالتى هىاحسن فاذاالذى بينك و بينه عداوه كانه ولى حميم» ناپسندى رابا نيكى دفع كن كه ناگاه خواهى ديد كه همان كس كه ميان تو و اودشمنى است، گويى دوستى گرم و صميمى است.
اين آيه به يكى از آثار درخشان حلم و خويشتن دارى اشاره كردهودستور مىدهد كه با برخورد نيك و ابراز محبت و عكس العمل نيكودر برابر ناملايمات، زندگى را براى خود آرام كنيد، زيرا در اينصورت دشمنىها و كينهها به دوستى تبديل شده، شعلههاى فتنههاخاموش گشته و جامعه به همسويى و مهر و محبت و برادرى سوق دادهمىشود.
در تفسير على ابن ابراهيم در ذيل اين آيه آمده: خداوندپيامبرش را با اين آيه تربيت كرد و پيامبر(صلى الله عليهوآله)بر اساس همين دستور با مردم رفتار مىنمود. امام صادق(عليهالسلام)نيز در ضمن گفتارى به يكى از شاگردانش به نام حفص فرمود:
بر تو باد به صبر و تحمل و نرمش در همه امور! بدان كه خداوندمتعال محمد(صلى الله عليه وآله)را به پيامبرى برانگيخت و او رابه صبر و نرمش فرمان داد آنگاه حضرت اين آيه را خواند وفرمود: پيامبر(صلى الله عليه و آله وسلم)صبر و تحمل كرد و درپرتو آن به اهداف و نتايجبلند و درخشانى نايل شد.
در امالى شيخ صدوق(ره)روايتشده: شخصى به محضر رسول خدا(صلىالله عليه وآله)آمد و عرض كرد: من به افراد بستگانم نيكى مىكنمولى آنها به من بدى مىكنند. من صله رحم به جا مىآورم، ولى آنهاقطع رحم مىنمايند پيامبر(صلى الله عليه و آله وسلم)آيه فوق راخواند و به او دستورر داد تا با حلم و تحمل و استقامت، بدى رابا نيكى جواب دهد. آن شخص اشعارى پيرامون حلم و نرمش و برخوردنيك با مردم خواند. پيامبر(صلى الله عليه و آله وسلم)اشعار اورا ستود و فرمود: بعضى از شعرها حكمت، و بعضى از بيانها همچونسحر اثر بخش است.
همان گونه كه ذكر شد، در قرآن در يازده مورد خداوند به عنوان«حليم» توصيف شده است. پس مىتوان گفت كسانى كه داراى اينصفت(به طور صحيح و كامل)هستند، مظهر خدا مىباشند و خود را بهخداى بزرگ آن چنان نزديك نمودهاند كه خداگونه شدهاند، و همينموضوع بيانگر اوج ارزش حلم و خويشتن دارى است.
خداوند در قرآن، پيامبر بزرگى همچون ابراهيم(عليه السلام)،قهرمان توحيد صبر و ايثار، را به دليل اينكه داراى خصلت ارجمندحلم است تعريف و تمجيد كرده و مىفرمايد: «ان ابراهيم لحليماواه منيب; همانا ابراهيم داراى صفتحلم و بسيار متوكل به خداو بازگشت كننده به سوى خدا بود.»
و نيز در بشارت خود به ابراهيم(عليه السلام)در مورد فرزندشاسماعيل(ع) مىفرمايد: «فبشرناه بغلام حليم; ما ابراهيم(عليهالسلام)را به نوجوانى داراى حلم بشارت داديم.»
نكته آموزنده در اين دو آيه اين است كه با اينكه ابراهيمخليل(ع)و فرزندش اسماعيل(ع)داراى عالىترين ارزشها و خصلتهاىانسانى بودند، تنها سخن از خصلتحلم آنها به ميان آمده است .
يكى ديگر از آياتى كه دستور حلم و نرمش به پيامبر(صلى اللهعليه و آله وسلم) مىدهد اين آيه است: «فبما رحمه من الله لنتلهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك...; به بركت رحمتالهى، در برابر مردم نرم و مهربان شدى و اگر خشن و سنگدل بودىهمه از اطراف تو پراكنده مىشدند. پس آنها را ببخش، و براى آنهاآمرزش بطلب و در كارها با آنان مشورت كن...» .
ارزش حلم در گفتار و روش پيامبر(ص)و امامانمعصوم(ع)
گفتار و رفتار پيامبر(صلى الله عليه و آله وسلم)وامامان(عليهم السلام)، مشحون از سفارش و تاكيد به حلم و نرمش وخويشتن دارى در برابر حوادث تلخ است. به عنوان نمونه نظر شمارا به چند مورد جلب مىكنم:
اميرمومنان على(عليه السلام)مىفرمايد: «كمال العلم الحلم، وكمال الحلم كثره الاحتمال، والكظم; كمال و درجه عالى علم، داشتنحلم است. و كمال حلم بستگى به تحمل بسيار و فزونى فرونشاندنخشم دارد.»
نيز فرمود: «جمال الرجل حلمه، انك مقوم بادبك فزينه بالحلم;زيبايى انسان حلم او است. تو اى انسان، به خاطر ادبى كه دارىارزيابى مىشوى، زينت تو به وسيله حلم فراهم مىشود.»
نيز فرمود: «الحلم يطفى نار الغضب و الحده توجج احراقه;خصلتحلم، آتش خشم را خاموش مىكند، ولى تندى و خشونتشعلههاىآتش را برمى افروزد.»
امام صادق(عليه السلام)فرمود: «الحلم سراج الله; حلم وخويشتن دارى چراغ تابان خدا است.»
اينها نمونه هايى از صدها روايت است كه هر كدام با تعبيرى،خصلتحلم را ستوده و انسان خويشتن دار را تمجيد نمودهاند.
آثار درخشان حلم و خويشتن دارى
يكى از بركات و آثار حلم، عفو و بخشش است. خصلت عفو از خصالجوانمردان است و موجب استحكام روابط و دوستىها و مهر و محبتخواهد شد. انسانى كه داراى حلم نيست، اهل بخشيدن و گذشت نخواهدبود. همان گونه كه حلم خداوند متعال موجب عفو و بخشندگى اواست. امير مومنان على(عليه السلام)در آغاز يكى از خطبه هايشمىفرمايد: «الحمد لله.. . الذى عظم حلمه فعفا; حمد وسپاسخداوندى را كه عظمتحلم او موجب عفو و بخشش او است.»
از آثار ديگر اينكه حلم موجب افزايش يار و دوست مىگردد; حضرتعلى(عليه السلام)مىفرمايد: «و بالحلم عن السفيه تكثر الانصار; وحلم ورزى در برابر سفيهان، بر ياران انسان مىافزايد.»
و بر همين اساس مىفرمايد: «الحلم عشيره; حلم براى انسانمانند عشيره و طايفه (حامى نيكى)خواهد بود.»
از انگيزهها و نتايجحلم اينكه از دامن آن، همت متولد مىگرددو موجب حفظ آبروى انسان مىشود; امير مومنان على(عليهالسلام)مىفرمايد: «والحلم والاناه توامان ينتجها علو الهمه; حلمو خونسردى(دربرابر حوادث تلخ)فرزندان دو قلويى هستند كه ازآنها همتبلند متولد مىشود.» و در عبارت ديگر: «الحلم غطاءساتر; حلم پردهاى پوشنده است.»
نتيجه ديگر حلم آن است كه موجب عزت و سرافرازى مىشود، همانگونه كه حضرت على (عليه السلام)فرمود: «و لا عز كالحلم; هيچعزتى چون حلم نيستيعنى حلم و خويشتن دارى مايه عزت و سربلندىدر پيشگاه خدا و مردم مىگردد.»
نيز از آثار و بركات حلم آن است كه موجب تقصير و كوتاهى دركارها نشده و باعث زندگى پسنديده و گوارا در پيشگاه مردممىشود; امام على(عليه السلام)فرمود: «و من حلم لم يفرط فىامره، و عاش فى الناس حميدا; كسى كه حلم ورزد، در كار خودتفريط و كوتاهى نمىكند، و در ميان مردم به طرز پسنديده زندگىخواهد كرد.»
در شيوه زندگى پيامبر(صلى الله عليه و آله وسلم)وامامان(عليهم السلام)و اوليا و علماى ربانى، بسيار ديده شده كهآنها با برخوردهاى مهرانگيز خود خصلت ارزشمند حلم را رعايتكردهاند.
انس بن مالك مىگويد: من در محضر پيامبر(صلى الله عليه و آلهوسلم)بودم، عبايى كه حاشيه غليظى داشتبر دوشش بود، يك نفراعرابى(عربهاى باديه نشين)نزد آن حضرت آمد و عباى او را گرفت ومحكم كشيد، به طورى كه حاشيه آن عبا، گردن آن حضرت را خراشيد،سپس گستاخانه گفت: اى محمد، از مال خدا كه در نزد تو هست، براين دو شترم بار كن تا ببرم، چرا كه اين اموال نه مال تو است ونه مال پدرت.
پيامبر(صلى الله عليه و آله وسلم)اندكى سكوت كرد و سپسفرمود: مال، مال خدا است و من بنده خدا هستم. آنگاه افزود: اىاعرابى، آيا آسيبى كه به من رساندى به تو برسانم؟
اعرابى گفت: نه. پيامبر(صلى الله عليه و آله وسلم)فرمود:
چرا؟ اعرابى عرض كرد: زيرا تو بدى را با بدى پاسخ نمىدهى، بلكهآن را با خوبى دفع مى كنى پيامبر (صلى الله عليه و آله وسلم)ازاين سخن خنديد و سپس دستور داد تا بر يكى از شتران او جو و برديگر خرما بار كردند و به او دادند.
در ماجراى فتح مكه مشركان بسيارى اسير سپاه اسلام شدند. آنهاترديدى نداشتند كه پيامبر(صلى الله عليه و آله وسلم) آنها وزندگى آنها را ريشه كن خواهد كرد. يكى از پرچمداران سپاه اسلامبه نام سعد فرياد زد: «اليوم يوم الملحمه، اليوم تسبى الحرمه،اليوم اذل الله قريشا; امروز روز انتقام، روز از بين رفتناحترام نفوس و اموال دشمنان، و روز ذلت و خوارى قريش است.»
پيامبر اكرم(صلى الله عليه و آله وسلم)اين شعار تند را بهشعار محبتآميز تبديل كرد و فرمود: «اليوم يوم المرحمه اليوماعز قريشا; امروز روز رحمت و روز عزتقريش است.» آنگاه به حضرت على(عليه السلام)فرمود: «پرچم رابه ستبگير و به مكه وارد شو.
پيامبر(صلى الله عليه و آلهوسلم)خطاب به قريش كرد و فرمود: «اذهبوا فانتم الطلقاء; برويدو همه شما آزاد هستيد.»
در روايت ديگر آمده كه پيامبر(صلى الله عليه و آله وسلم)بهآنها فرمود: شما از من چه توقع داريد؟ عرض كردند: توقع رفتارنيك داريم كه برادر بزرگوار و پسر برادر بزرگوار هستى.
پيامبر(صلى الله عليه و آله وسلم)خطاب به آنها فرمود: به شماهمان مىگويم كه برادرم يوسف(ع)به برادرانش گفت: «لاتثريب عليكماليوم...; امروز ملامت و توبيخى بر شما نيست. برويد و شما آزادهستيد» .
در زندگى اميرمومنان على(عليه السلام)آمده كه در عصر خلافتش،روزى خطاب به جمعيت فرمود: آنچه سوال داريد از من بپرسيد، هرسوالى كه مربوط به پايينتر از عرش باشد پاسخ مىدهم و چنينادعايى را بعد از من جز دروغگو نمىكند. در اين هنگام مردى بلندقامت در گوشه مجلس برخاست، درحالى كه كتابى در گردنش آويزانبود و گويى از عربهاى يهود بوده با صداى بلند با كمال گستاخى،خطاب به على (عليه السلام)گفت: اى مدعى چيزى كه نمىدانى، و پيشىگيرنده نابجا من از تو سوال هايى مىكنم كه از جواب آنهادرمانده شوى.
در اين هنگام جمعى از شيعيان و دوستان على(ع)برخاستند تا بهاو حمله كرده و او را تنبيه كنند. حضرت على(عليه السلام)آنها رابه شدت از اين كار بازداشت و فرمود: رهايش كنيد، شتابزدگى وتندى و خشم را از خود دور نماييد. با اين كارها حجتهاى خدا برمردم تمام نشده و براهين الهى آشكار نخواهد گرديد. آنگاه باكمال حلم و بزرگوارى به آن مرد روكرد و فرمود: هر سوالى كهدارى بپرس او سوالهاى خود را مطرح كرد و حضرت على(عليهالسلام)به همه آنها پاسخ داد. او شيفته علم و حلم على(عليهالسلام)شد و اشعارى در مدح على(ع)سرود و خواند و آن حضرت راصاحب علم و راهنماى گمراهان و رادمرد كمال و ارزشهاى والاىانسانى خواند.
همچنين در زندگى آن حضرت آمده است: روزى شخصى در محضر آنحضرت به «قنبر» غلام آن بزرگوار ناسزا گفت. قنبر مىخواست پاسخاو را بدهد. اميرمومنان على(عليه السلام)قنبررا صدا زد و فرمود:
«مهلا يا قنبر، دع شاتمك...; اى قنبر، آرام باش. دشنام دهندهخود را از روى بى اعتنايى رها كن، تا پروردگار را خشنود وشيطان را خشمگين و دشمنت را عقوبت كنى(زيرا عقوبتى براى اوبدتر از بى اعتنايى نيست). سوگند به خدايى كه دانه را شكافت وانسانها را آفريد، مومن به هيچ چيزى مثل حلم، پروردگارش راراضى نمىكند، و هيچ چيزى شيطان را مثل خويشتن دارى و تحمل،ناراحت نمىنمايد. احمق و نادان نيز به چيزى مانند سكوت، كيفرنمىبيند.»
سوگند حضرت على(عليه السلام)در اين راستا بيانگر اهميت فوقالعاده خصلتحلم است.
در زندگى ساير امامان(عليهم السلام)نيز از اين گونه برخوردهاىبزرگوارانه بسيار به چشم مىخورد. همچنين در ميان شاگردان آنهاو علماى ربانى، چنين روش و منش فراوان ديده شده است كه جهترعايت اختصار از ذكر آنها خوددارى مىشود.
امير مومنان على(عليه السلام)در توصيف پرهيزكاران مىفرمايد:
«فحلماء علماء» آنها انسانهاى خويشتن دار و دانشمندى هستند ونيز مىفرمايد: «يمزج الحلم بالعلم; از نشانههاى آنها اين استكه حلم را با علم در هم مىآميزند.»
مالك اشتر شاگرد قهرمان على(عليه السلام)و سردار بىبديل سپاهآن حضرت، روزى از بازار كوفه مىگذشتشخصى در بازار كه او رانمىشناخت ته مانده سبزى را به سوى او پرتاب كرد و از تلخ كارىخود خنديد. مالك بى آنكه به او چيزى بگويد از آنجا گذشت. يكىاز بازاريان به آن مرد سبك سر گفت: اين آقا كه از اينجا عبوركرد،مالك اشتر سردار بزرگ سپاه على(عليه السلام)بود. آن شخصترسان و لرزان به دنبال مالك دويد تا از او عذرخواهى كند. ديدكه مالك به مسجد رفت و مشغول نماز شد. آن مرد پس از نماز نزدمالك رفت و به عذر خواهى پرداخت. مالك گفت: «سوگند به خدا منبه مسجد نيامدم مگر اين كه از درگاه خدا براى تو طلب آمرزشكنم، تا خداوند اخلاق تو را اصلاح كند و تو را ببخشد» .
به اميد آنكه از اين گفتار و جلوههاى رفتارى بزرگان دين، درسحلم و خويشتن دارى بياموزيم و در پرتو آن به تحصيل امتيازاتشايستهاى نايل شويم.
حجهالاسلام والمسلمين محمد محمدى اشتهاردى
كوشش: محمد شكراللهى
در پى گرايش شديد مسلمانان ايالات متحده به مذهب اهل بيت عليهمالسلام، افرادى كه شيعه شدهاند، در پيروى از احكام اسلامى شيعىدچار مشكل هستنند.
در گفتوگوى زنده اينترنتى دبيركل مجمع جهانى اهل بيت عليهمالسلام با جمعى از مسلمانان آمريكا و اروپا، آنان با اشاره به مشكلاتى كه در زمينههاى فرهنگى و تبليغى دارند، درخواست نمودند تا در كنار كتاب و محصولات فرهنگى، مهر تربت حضرت امام حسين عليهالسلام نيز در اختيار آنان قرار گيرد.
ايران، اينترنتىترين كشور خاورميانه
تعداد كاربران اينترنت ايران طى سالهاى 2000 تا 2006م. با رشد 30 برابرى، از 250 هزار كاربر به هفت ميليون و 500 هزار نفر رسيده و به اين ترتيب، ايران در خاورميانه، رتبه نخست رشد كاربران اينترنتى را به خود اختصاص داده است.
در سال 2006م. جمعيت ايران، به بيش از 70 ميليون نفر رسيده كه از اين تعداد، 8.10 درصد به اينترنت دسترسى دارند. در دسامبر سال 2000م. تعداد كاربران اينترنت در ايران، 250 هزار نفر بود. در سال جارى ميلادى، تعداد كاربران اينترنت كشور، به 7.5 ميليون نفر بالغ شده است كه اين، با رشد 30 برابر، همراه بوده است.
در حال حاضر، ايران در بين كشورهاى خاورميانه، بيشترين كاربر اينترنت را دارد و پس از ايران، رژيم صهيونيستى با سه ميليون و 700 هزار نفر، عربستان با 2 ميليون 540 هزار نفر و امارات، با يك ميليون و 397 هزار نفر، بيشترين كاربر اينترنت را دارند.
رشد پنجاه درصدى توليد علم در كشور
آثار منتشره شده علمى كشور در مجلات معتبر بينالمللى، 53 درصد رشد داشته است.
شوراى انقلاب فرهنگى، دومين ارزيابى كلان علم و فناورى در جمهورى اسلامى ايران را مورد بررسى قرار داد. نتايج اين ارزيابى كه توسط هيئت نظارت و ارزيابى فرهنگى و علمى دبيرخانه شوراى عالى حاصل گرديده، گوياى آن است كه رشد توليد علم در كشور، پرشتاب ادامه دارد و شمارى از شاخصهاى علم و فناورى، بهبود يافتهاند. برخى از اين شاخصها، مربوط به تعداد نيروى انسانى شاغل در بخش تحقيقات و توزيع متوازن آنان در سطح استانهاى كشور و همچنين تعداد توليدات علمى منتشر شده در ايران، در مجلات معتبر بينالمللى است. اين توليدات كه بيشتر مختص گروههاى علوم پايه و فنى و مهندسى است، با رشد 53 درصدى در سال 1381، نسبت به سال 1380، 18 درصد از كل توليدات علمى منتشر شده در مجلات معتبر بينالمللى را به خود اختصاص داده است.
بر پايه اين ارزيابى در حالى كه بيشترين توليد مقالهها در داخل كشور به گروه علوم انسانى تعلق دارد، ولى بيشترين تعداد ارجاعات به توليدات علمى ايران در مجلات معتبر بينالمللى، مربوط به گروه علوم پايه است.
اين ارزيابى مىافزايد: با وجود شتاب فزاينده علمى، سهم هزينههاى تحقيقاتى در هر دو بخش خصوصى و دولتى، همچنان بسيار اندك است.
پيوستن فارسى به جمع 10 زبان مرسوم در وبلاگها
تحقيقات جديد، نشان مىدهد كه زبان فارسى براى نخستين بار به جمع 10 زبان پركاربرد در ميان وبلاگهاى اينترنت، پيوسته است.
جديدترين آمار شركت تحقيقات آمار وبلاگهاى اينترنتى (تكنوراتى)، علاوه بر مطلب فوق، نشان مىدهد كه روند رو به رشد تعداد وبلاگهاى اينترنتى، همچنان ادامه داشته، هماكنون روزانه حدود 100 هزار وبلاگ جديد در اينترنت، ايجاد مىشود.
بر همين اساس، كاربران وبلاگها در مجموع، روزانه 3.1 ميليون بهروزنگارى انجام داده، مطالب وبلاگهاى خود را تغيير مىدهند.
اطلاعات جمعآورى شده توسط اين شركت، نشان مىدهد كه هماكنون 57 ميليون وبلاگ در اينترنت وجود دارد كه 55 درصد از آنها، دست كم يك بار در هر سه ماه، توسط كاربران ايجادكننده آنها، به روز مىشوند.
شركت «تكنوراتى»، تمامى وبلاگهاى اينترنت را بر اين اساس كه چه تعداد لينك به سوى آنها در ساير وبسايتها و وبلاگها وجود دارد، رتبهبندى مىكند. هماكنون حدود 4 هزار وبلاگ در اينترنت وجود دارد كه بيش از 500 لينك، به سوى آنها نشانه رفتهاست.
هماكنون، زبان انگليسى بيشترين زبان مورد استفاده در وبلاگهاى اينترنت است. پس از آن، زبان ژاپنى در رتبه دوم قرار دارد. با وجود محدوديتهاى اعمال شده براى وبلاگنويسى در كشور چين، زبان چينى، اكنون سومين زبان پركاربر در ميان وبلاگهاى اينترنت است.
14 درصد بيكاران جامعه را فارغ التحصيلان دانشگاهها تشكيل مىدهند
ملكى تبار، معاون وزير كار، با بيان اين كه 14 درصد بيكاران جامعه را فارغ التحصيلان دانشگاه تشكيل مىدهند، گفت: در ايران، تعريفى از بازار كار نداريم و به عبارتى، بازار كار، تعريف شده نيست.
وى اضافه كرد: اشتغال كشور تا سال گذشته، متصدى مشخصى نداشت و به همين جهت، وزير كار، سال گذشته برنامهريزى منابع انسانى را بر عهده گرفت و بنابر آن، ساختار وزارت كار، تصحيح و معاونت امور كارآفرينى ايجاد شد. با تشكيل اين معاونت، به بنگاههاى كوچك، توجه ويژهاى شد و مصوبهاى نيز از طرف هيئت وزيران به تصويب رسيد كه بر اساس آن، دستگاههاى اجرايى، موظف به راه اندازى مركز كارآفرينى شدند.
هر دو ساعت، تجاوز به يك زن فرانسوى
وزارت كشور فرانسه در گزارشى تكان دهنده، از افزايش تجاوز به زنان و كودكان در اين كشور، خبر داد.
پديده تجاوز به زنان، از 10 سال پيش در فرانسه رو به افزايش نهاده و از دو هزار مورد تجاور در سال 1994م. به بيش از چهار هزار مورد در سال 2005م. رسيده است.
بر اساس اين گزارش، در سال گذشته ميلادى، چهار هزار و 412 زن در فرانسه مورد تجاوز به عنف قرار گرفته اند و اين بدان معناست كه در فرانسه، هر دو ساعت، يك زن، مورد تجاوز قرار مىگيرد.
اين گزارش مىافزايد: تجاوز به كودكان نيز در سال گذشته پنج هزار و 518 مورد گزارش شده و علاوه بر آن 9 هزار و 132 كودك نيز در سال گذشته مورد آزار جنسى قرار گرفته اند.
اين گزارش حاكى است كه علاوه بر اين تعداد، در سال گذشته، 16 هزار و 959 نفر نيز مورد آزار جنسى ساده قرار گرفته اند.
فدريك مالون، كميسر امور جنايى و رئيس اداره مركزى مقابله با تجاوزگران به عنف، معتقد است كه تجاوز به زنان، كاهش يافته، ولى آن چه امروز افزايش نشان مىدهد، اعلام شكايت نزد پليس، از سوى قربانيان تجاوز است.
كارشناسان بر اين اعتقادند كه آمار تجاوز به زنان در فرانسه، بيش از اين تعداد است؛ زيرا بسيارى از زنانى كه از سوى نزديكان خود مورد تجاوز قرار مىگيرند، به پليس شكايت نمىكنند.
نمره مجانى، براى شركت پيامنورىها در كلاس
معاون آموزشى دانشگاه پيامنور، از روشى تشويقى، براى حضور دانشجويان در كلاسهاى درس خبر داد و گفت: حضور دانشجويان دانشگاه پيامنور در كلاسهاى درس، تأثير مثبت در آزمون پايان ترم آنها دارد و 6 نمره پايان ترم را به خود اختصاص مىدهد.
اصغر ابوالحسنى با اشاره به اين كه حضور دانشجويان دانشگاه پيامنور در كلاسهاى درس، اجبارى نيست، افزود: روشى تشويقى، براى حضور دانشجويان در كلاسهاى درس دانشگاه پيامنور درنظر گرفته شده است كه بر اساس آن، دانشجويانى كه در كلاسهاى درس شركت مىكنند، مىتوانند با آزمون ميان ترم و حضور فعال در كلاس درس، 6 نمره پايان ترم خود را به دست آورند.
وى با بيان اين كه حضور در آزمون ميانترم براى دانشجويان دانشگاه پيامنور، اجبارى نيست، گفت: 6 نمره اختصاص يافته به فعاليت كلاسى دانشجو، فقط مخصوص آزمون پايان ترم نيست و هر استادى مىتواند با توجه به نوع مفاهيم آموزشى، از دانشجويان، كنفرانس يا پژوهش بخواهد كه با اين روند، جنبه پژوهشى دانشجويان دانشگاه پيامنور نيز تقويت مىشود
مرگ سالانه 1100 دانشجوى آمريكايى بر اثر خودكشى
مركز مشاوره دانشگاه فلوريدا، با هدف افزايش سطح آگاهى عمومى درباره مسئله ارتكاب خودكشى در بين دانشجويان، يك برنامه آموزشى براى دانشجويان، استادان و كاركنان دانشگاهى، راهاندازى كرده است.
خودكشى، پس از تصادف و قتل، سومين عامل مرگ و مير در بين دانشجويان آمريكايى است. افكار سوق دهنده به ارتكاب خودكشى و تلاشهاى مرتبط با اين مقوله نيز در بين اين دانشجويان، بسيار شايع است.
بر طبق اين گزارش، سالانه در حدود 1100 دانشجو در آمريكا بر اثر خودكشى، جان مىدهند. همچنين از هر 5 دانشجو، يك نفر، اطلاعاتى در خصوص اقدامات پيشگيرانه از ارتكاب به خودكشى، دريافت مىكند.
مسئولان مركز مشاوره دانشگاه فلوريدا، در قالب برنامه مذكور، افرادى موسوم به نگهبان را پرورش مىدهند تا با دانشجويان ارتباط برقرار كرده، دانشجويان نيازمند به كمك را شناسايى كنند. اين افراد ياد مىگيرند كه چگونه علائم هشداردهنده خودكشى را تشخيص دهند و با سه گامِ پرسيدن، متقاعد كردن و بازگرداندن، افراد را از اين عمل باز دارند.
تفكيك كلاسهاى دختر و پسر تكذيب شد
وزارت علوم، بدون برخورد و تنها از راه گفتمان و تفاهم، به رفع مشكلات فرهنگى موجود در دانشگاهها اقدام خواهد كرد.
دكتر محمدباقر خرمشاد، معاون فرهنگى و اجتماعى وزارت علوم، با تكذيب تفكيك كلاسهاى دختران و پسران در دانشگاهها، گفت: تنها برخى گروههاى سياسى، چنين مباحثى را عنوان مىكنند تا عليه دولت، جوسازى صورت گيرد.
معاون فرهنگى و اجتماعى وزارت علوم همچنين گفت: به گروههاى سياسى كه به دنبال چنين مسائلى هستند، اعلام مىكنيم كه به خاطر مصالح اجتماعى و علمى كشور، از انتساب آن چه خودشان دوست دارند، به ديگران، جلوگيرى كنند.
وى همچنين اضافه كرد: وزارت علوم، هيچ ابلاغيهاى مبنى بر عدم ورود دانشجويان بدحجاب به دانشگاهها ارسال نكرده و معتقد است كه تمامى رفتارهاى نامطلوب دانشگاهها، بايد به صورتى متمدن و در قالب گفتمان و در شأن دانشگاه و دانشجو برطرف شود.
تغيير رفتار انسان در اثر ديدن پول
تحقيقات جديد نشان مىدهد كه مشاهده پول، مىتواند به صورت ناخودآگاه، سبب تغيير رفتار انسانها شود.
گروهى از محققان دانشگاه «مينهسوتا» در آمريكا، در مطالعهاى جديد، جمعى از دانشجويان داوطلب را به دو دسته تقسيم كرده و آنها را در مواجهه با 9 آزمايش قرار دادند؛ با اين تفاوت كه براى گروه اول، در خلال اين آزمايشها، مقاديرى پول به نمايش درمىآمد؛ اما گروه دوم، همان آزمايشها را بدون مواجهه با پول انجام دادند.
نتايج اين مطالعه نشان داد كه دو گروه ياد شده، عملكردهاى متفاوتى داشتند و اين امر، حاكى از آن است كه مشاهده پول مىتواند بر رفتار انسان، در شرايط مختلف، تأثير بگذارد.
به گفته «كتلين ووس»، سرپرست اين مطالعه، قرار گرفتن در معرض پول، سبب بروز حس كفايت و عدم نياز به ديگران در انسان مىشود و مىتواند ميزان اجتماعى بودن را در انسانها كاهش دهد.
در يكى از اين آزمايشها، دانشجويان داوطلب به دو گروه تقسيم شدند و از آنها خواسته شد تا با يك سرى كلمات پراكنده، جملهسازى كنند. بررسى اين جملهها نشان داد كه جملههاى ساخته شده توسط افرادى كه در حين آزمايش، پول مشاهده كردند، به صورت ناخوداگاه، به ميزان بيشترى با مسائل مادى و پول ارتباط داشت.
در آزمايشى ديگر، دانشجويان به حل يك معما مشغول شدند و آن دسته از دانشجويانى كه در موقعيتى نشسته بودند كه مىتوانستند مقدارى پول را مشاهده كنند، به طور ميانگين، پس از 1.5 دقيقه براى حل معما، تقاضاى كمك كردند؛ اما دانشجويان ديگرى كه پولى نمىديدند، به طور ميانگين، پس از 3 دقيقه، درخواست كمك كردند.
آغاز اجراى طرح مفاخر در دانشگاهها
وزارت علوم، براى اجراى طرح مفاخر در دانشگاهها، قراردادى را با اصحاب هنر منعقد كرد.
دكتر محمدباقر خرمشاد، معاون فرهنگى و اجتماعى وزارت علوم، گفت: 2 هزار دانشمند، براى اجراى طرح مفاخر در دانشگاهها شناسايى شدهاند و تحقيقات لازم در اين زمينه، تا 2 ماه آينده به پايان مىرسد.
وى همچنين اظهار داشت: قرارداد اين طرح با اصحاب و استادان هنر در دانشگاهها و فرهنگستانها، منعقد شده است.
معاون فرهنگى و اجتماعى وزارت علوم افزود: دانشگاههاى سراسر كشور، با اجراى اين طرح، به آثار، جلوهها و چهرههاى مفاخر تاريخ ايران، مزين مىشوند.
وى اضافه كرد: دانشكدههاى رياضى، شيمى و ادبيات، به دليل تعداد بيشتر دانشمندان ايرانى در اين رشتهها، در اولويت اجراى اين طرح قرار دارند.
غبار روى صفحه مانيتور، سمى است
غبار روى صفحه مانيتور و تلويزيون، از سمىترين و آلودهترين غبارهاست.
به نقل از سايت اطلاعاتى فنى ايران، پژوهشگران معتقدند كه غبار روى مانيتور رايانهها، داراى مواد شيميايى مؤثر در بروز عارضههاى گوناگون، از قبيل اختلال در توليد مثل و بيمارىهاى عصبى است كه مىتواند بسيار خطرآفرين باشد. اين غبارها، در مانيتورهاى صفحه مسطح (فلت)، بسيار سمىتر است.
پژوهشگران توصيه كردهاند كاربران رايانه، از تماس دست با صفحه مانيتور، خوددارى كنند و يك روز در ميان، صفحه آن را با دستمال مرطوب، پاك كنند. كاربران براىتميز كردن صفحه نمايش مانيتورهاى CRT (لامپى)، مىتوانند محلولى مركب از 90 درصد مايع شيشهپاككن و 10 درصد الكل صنعتى، تهيه كرده، با يك دستمال كاملاً نخى آغشته به اين محلول، صفحه نمايش را تميز كنند؛ سپس با يك دستمال نخىديگر، صفحه مانيتور را كاملاً خشك كنند تا لكهاى باقى نماند.
مشكلات تحصيلى و هويتى، دلايل اصلى مراجعه دانشجويان به مراكز مشاوره
دانشگاهها از سال جارى، بايد 5 درصد اعتبار معاونت دانشجويى را به مراكز مشاوره اختصاص دهند. اين موضوع، به امضاى معاونتهاى دانشجويى و فرهنگى وزارت علوم رسيده و به دانشگاهها نيز ابلاغ شده است و رؤساى دانشگاهها نيز موظف به اجراى آن هستند.
دكتر فرامرز سهرابى، مدير دفتر مركزى مشاوره وزارت علوم، رويكرد جديد وزارت علوم را در زمينه مشاوره دانشجويان، پيشگيرى ذكر كرد و گفت: در اختلالات روانى و مشكلات رفتارى، هميشه پيشگيرى بهتر از درمان است.
وى همچنين اظهار داشت: در اين راستا، بيشترين تلاش دفتر مركزى مشاوره در وزارت علوم، اطلاعرسانى و آموزش مهارتهاى اجتماعى و زندگى و توانمندسازى دانشجويان، در برابر مشكلات است.
مدير دفتر مركزى مشاوره وزارت علوم افزود: صميمى كردن ارتباط با دانشجو و ايجاد ارتباط تنگاتنگ با خانواده دانشجويان نيز از برنامههاى مهم اين دفتر به شمار مىآيد.
وى با اشاره به ميزان مراجعه دانشجويان به مراكز مشاوره دانشگاهها، اضافه كرد: بيشترين دليل مراجعه دانشجويان به مراكز مشاوره در دانشگاهها، بروز مشكلاتى در زمينههاى تحصيلى و هويتى است. دانشجوى امروز، دورنماى مشخصى پس از فراغت از تحصيل، ندارد.
زنان، 3 برابر مردان حرف مىزنند
بررسىهاى محققان نشان مىدهد كه زنان، سه برابر مردان حرف مىزنند.
با وجود اينكه همواره مردان، زنان را به پرحرفى متهم و زنان اين موضوع را رد مىكنند، تحقيقات جديد، نشان مىدهد كه زنان، واقعاً بسيار بيشتر از مردان حرف مىزنند.
به گفته محققان، مغز زنان، به گونهاى است كه براى سخن گفتن، مهارت زيادى دارند و در بسيارى موارد، با شنيدن صداى خود، هيجان زده مىشوند و از اين رو، به حرف زدن بيشتر، ترغيب مىشوند. زنان به طور متوسط، روزانه 20 هزار كلمه حرف مىزنند.
حمايت مالى از پاياننامههاى مرتبط با علوم ورزشى و فرهنگى
حوزه امور فرهنگى و رفاهى دانشجويان وزارت بهداشت، در طرحى جديد، از پاياننامههاى مرتبط با علوم ورزشى و فرهنگى دانشجويان دورههاى كارشناسى ارشد و دكترا، حمايت مالى مىكند.
اين حمايت، در قالب تعامل دوطرفه ميان دانشجو براى استفاده از اين كمك مالى جهت تكميل تحقيقات خود و استفاده حوزه امور فرهنگى و رفاهى از تحقيقات كاربردى دانشجويان در حوزههاى علوم ورزشى و فرهنگى، صورت مىگيرد.
موافقتنامه استفاده دانشجويان از اين طرح، به تصويب رسيده است و دانشجويانى كه مىخوهند پاياننامه خود را در سال تحصيلى جارى ارائه دهند، شامل اين طرح مىشوند. دانشجويانى كه طرح پاياننامه خود را آغاز كردهاند، شامل اين طرح نمىشوند.
پس از تأييد پرپوزال دانشجو در دبيرخانه حوزه امور فرهنگى و رفاهى دانشجويان وزارت بهداشت، قراردادى با دانشجو منعقد مىشود و بر اساس مراحل كارى تحقيقات پاياننامه، مبالغى جهت پيشبرد تحقيق، به دانشجو پرداخت مىشود.
كاهش حقوق فارغالتحصيلان شاغل، بر حسب ميزان بدهى به صندوق رفاه
رئيس صندوق رفاه دانشجويان وزارت علوم گفت: كليه سازمانها و نهادهاى دولتى و مؤسسات تعاونى و خصوصى، موظف هستند نسبت به معرفى فارغالتحصيلان و واريز بدهى آنان، با صندوق رفاه دانشجويان وزارت علوم همكارى كنند.
مهرداد فولادىنژاد، افزود: از سال 1332 كه صندوق رفاه دانشجويان، تأسيس شده، تا كنون، دانشجويان بدهكار زيادى از صندوق، تسهيلات گرفتهاند كه بايد بازپرداخت آن را به صندوق باز گردانند. پيگيرىهاى صندوق براى بازپرداخت دانشجويان در حال حاضر، بىسابقه است؛ به طورى كه دستورالعمل مصوب گذشته را به جريان انداخته، بر اساس آن، ابلاغيهاى به تمامى وزارتخانهها و دستگاههاى اجرايى دولتى ارسال كرده است.
وى اظهار داشت: اين سازمانها موظف هستند در صورت استخدام فارغالتحصيلان دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالى، بر اساس مبالغ اعلام شده، نسبت به كسر اقساط از حقوق فارغالتحصيلان و واريز آنها به حساب صندوق رفاه اقدم كنند.
فولادىنژاد اضافه كرد: همچنين صندوق رفاه دانشجويان، ابلاغيهاى را به اداره گذرنامه مبنى بر جلوگيرى از عدم خروج بدهكاران صندوق از كشور ارسال كرده است.
شمائل و اخلاق پیامبر
ابو هریره گفت:
هرگاه ایشان مي خواست به سمتي نگاه كند با تمام بدن به آن سمت بر مي گشت.
جابربن سمره گفت:
ساق پاي ايشان باريك و لطيف بود.
ابوجحيفه گفت:
موهاي گونه شان جو گندمي و موهاي چانه شان سفيد بود
انس گفت:
در تمام سرو صورت ايشان بيشتر از چهارده موي سفيد نديدم
انس بن مالك گفت :
موي سر ايشان تا بنا گوش بود
امام سجاد در شرح حال پيامبر فرمود:
ايشان از ترس خداوند عز وجل آنقدر مي گريست تا انكه جا نمازش خيس مي شد
امام صادق فرمود :
پيامبر از مجلسي بر نمي خواست مگر اين كه بيست و پنج مرتبه استغفار مي نمود
غزالي در احياء العلوم گفت:
پيامبر هر گاه زياد خوشحال مي شد بر محاسن خود زياد دست مي كشيد
كعب مالك گفت :
هر گاه مسئله اي پيامبر را مسرور مي نمود صورت ايشان همانند قرص ماه ميدرخشيد
بیار باده ساقیا که فصل نوبهار شد
جهان ز فر فرودین دوباره لاله زار شد
سپاه گل به صبحدمکنار جویبار شد
زشوق گل به بوستان ترنم هزار شد
*****
رسید موکب جلال ذات پاک احمدی
ظهور کرد همچو خور ضیاء و نور اوحدی
جهان چو گلستان شد از ولادت محمدی
مویدی موحدی مسددی ممجدی
يكى از خصوصيات بارز اخلاقى آية الله مرعشي نجفي، علاقه و اظهار ارادت و توسل و تضرع شديد نسبت به ائمه معصومين عليهم السلام بود. ايشان مىفرمودند از روزى كه خودم روى پاى خودم ايستادم، هرگاه لباس نوى مىدوختم، نخستين بار مىبردم در حرمهاى ائمه عليهم السلام و با ماليدن به ضريح، آن را متبرك نموده، بعد از آن استفاده مىكردم. ساختمان كتابخانه، مدرسه، حسينيه و يا هر ساختمانى كه مستقيم زير نظر ايشان ساخته مىشد، وقتى گودبردارى مىكردند، ايشان مقدارى از تربت سيد الشهدا عليهم السلام را در پىهاى آن مىريختند و مىفرمودند با اين تربت من اينجا را بيمه مىكنم. در مجالس روضهخوانى هر كجا نام مبارك ائمه معصومين عليهم السلام برده مىشد، ايشان واقعا بىاختيار اشك مىريختند و آن زمان كه حالشان مساعد بود، به طور ناشناس شبهاى عاشورا كرارا در ميان جمعيت عزادار مىرفتند و به سينهزنى مىپرداختند و مىفرمودند من با اين سينهزنى خودم را در طول سال بيمه مىكنم .
روضهخوانى هر كجا نام مبارك ائمه معصومين عليهم السلام برده مىشد، ايشان واقعا بىاختيار اشك مىريختند و آن زمان كه حالشان مساعد بود، به طور ناشناس شبهاى عاشورا كرارا در ميان جمعيت عزادار مىرفتند و به سينهزنى مىپرداختند و مىفرمودند من با اين سينهزنى خودم را در طول سال بيمه مىكنم .
همچنين مىفرمودند من در اين مدتى كه در قم هستم، هر گاه مشكلى داشتم مىرفتم حرم مطهر حضرت معصومه عليهاالسلام و چند ساعت در آنجا دخيل مىشدم و معمولا گرهگشايى مىشد. ايشان از روى عشق و علاقه خاصى كه به ائمه معصومين عليهم السلام داشتند؛ سعى مىكردند خودشان را خادم ائمه اطهار عليهم السلام بدانند. لذا داراى چندين حكم افتخارى در حرمهاى مشاهد مشرفه شامل منصب تدريس و خدمت افتخارى در حرم مطهر فاطمه معصومه عليهاالسلام در قم، منصب خدمت افتخارى در حرم حضرت ثامن الحجج عليه السلام، منصب تدريس و خدمت افتخارى در حرم سيدالشهدا عليه السلام در كربلا، منصب تدريس و نقابت سادات و خدمت افتخارى در حرم حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام منصب خدمت افتخارى در حرم احمد بن الامام موسى بن جعفر عليهماالسلام معروف به شاه چراغ در شيراز، منصب خدمت افتخارى در حرم حضرت عبد العظيم حسنى در شهر رى، منصب خدمت افتخارى در بقعه سيد جلال الدين اشرف از احفاد امام موسىبن جعفر عليهماالسلام در آستانه اشرفيه گيلان، و منصب خدمت افتخارى در حرم على بن الامام محمدباقر عليه السلام در مشهد اردهال كاشان بودند. لذا هميشه در پايان دست نوشتههايشان مرقوم مىفرمودند: «خادم علوم آل محمد صلي الله عليه و آله»،«خادم اهلبيت عصمت و طهارت.»
آية الله مرعشي مىفرمودند من در اين مدتى كه در قم هستم، هر گاه مشكلى داشتم مىرفتم حرم مطهر حضرت معصومه عليهاالسلام و چند ساعت در آنجا دخيل مىشدم و معمولا گرهگشايى مىشد.
مرحوم والد با وجود كسالتهايى كه داشتند و با وجود كهولت سن، در سن 96 سالگى هيچگاه از خدمت به مردم غفلت نمىنمودند و همين اواخر عمر و حتى در همين سال آخر، روزى يك مرتبه مىرفتند در حرم مطهر و آنجا درس مىدادند. هر چه از آقا خواهش مىشد که آقا شما اين درس را در منزل برگزار كنيد، نمىپذيرفتند و حتى ايشان هميشه با تاكسى به حرم مشرف مىشدند. در اواخر به ايشان عرض شد آقا يك اتومبيل پيكان را الآن بسيارى از مردم دارند و اگر شما بخواهيد سوار شويد مسالهاى نيست.
ايشان مىفرمودند:«مىدانم، ولى من روزى دو سه ساعت بيشتر با ماشين كار ندارم، براى چه يك ماشين و يك راننده را اسير كنم؟ من زمانى سوار اتومبيل شخصى مىشوم كه همه بتوانند از آن استفاده كنند.»
منبع:
فقهاي نامدار شيعه، عبدالرحيم عقيقي بخشايشي
دين وقرآن دو غريب متروك وتنها در عصر ما سرگذشت ديگري دارد، آنها درميان مردم هستند ولي با مردم نيستند قران كريم در قفسه هاي مساجد و رفه ها منازل خاك مي خوردند و امروز آيين مقدس اسلام غريب است.
پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: در آخر الزمان دين كم ارج مي شود و دنيا ارزش فراوان پيدامي كند .دين در نزد آنها مانند خوراكي است كه در دهان مي گزارند و سپس بيرون مي ريزند،اسلام در آغاز غريب بوده و در پايان نيز غريب مي شود.خوشا به حال آن غريبان. از قران جز نقش ان واز اسلام جز نامي باقي نمي باشد،به ظاهر مسلمان ناميده مي شوند در حالي كه بيش از مردمان از آن دورند.
رسول اكرم (ص) همچنين مي فرمايد: غريب در دنيا چهار نفرند:
1- قران كريم در سينه شخص ستمگر
2- مساجد در محله اي كه نماز نمي خوانند
3-مصحف شريفه در خانه اي كه تلاوت نمي شود
4-مردمي صالح در ميان قومي ناشايست.
آري قرآن غريبي است در آخرالزمان؛ چرا ما به وصيت پيامبر گرامي اسلام (ص)عمل نمي كنيم، آيا ما نيز بايد بگوييم چون از پدرانمان نشنيده ايم ؟ حديث پيامبر گرامي اسلام كه به ثقلين معروف است راه كمال و سعادت را پيش روي ما قرار مي دهد كه در آن آمده است:(من دو چيز گرانبها در ميان شما بيادگار مي گذارم، هر دو به اين دو تمسك جويد گمراه نخواهد شد و آن كتاب (قرآن كريم) و عترت(اهل بيت)من است.)
تا قبل از انقلاب اسلامي جلسات و هيئات مذهبي نبود و اگر بود در خفقان شديدي به سر مي برد،حال كه انقلاب با رهبري پير خمين پيروز گشته و در حال حاضر رهبري امت اسلام توسط يكي از ياران امام عزيزمان انجام مي گيرد چرا ما خود خفقان ايجاد كنيم؟ چرا جلسات و هيئات مذهبي كه با آزادي تمام در حال برگزاري هستند را در راستاي وضعيت پيامبران برگزار نميكنيم؟چرا عضي از ما فقط شبهاي عزاداري براي شور، نه براي شعور به هيئات مي آييم؟ مگر غير از اين است كه قرآن سخن پروردگار عالميان است؟ چرا ما اين دو را با هم نمي خواهيم ؟چرا ما وقتي يكي از اينها را هم دنبال مي كنيم به صورت اشتباه به دنبالش مي دويم؟ به عنوان مثال در جلسات عذاداري ما فقط داراي شور هستيم و به گفته ي امامان خود توجه نداريم و آنها را كه معلم كتاب هستي هستند ، فقط براي تخليه روحي خود مي خواهيم ، نه براي ارتقاء سطح ايمان و درجه ي خود.
آري اينان(كتاب وعترت) آمده اند براي هدايت ما نه براي وقت گزراني يا از بي كاري ها رها شدن ما .
اگر به همين يك سخن از اميرالمومنين علي (ع) توجه كنيم آن وقت به اهميت اين كتاب آسماني پي خواهيم برد،(قرآن بهترين هدايت كننده هاست.)(نهج البلاغه)
باشد كه در كنار اين كتاب الهي و تمسك به اهل بيت راه سعادت را دنبال كنيم و با استعانت به اين دو مهم بتوانيم با اعمال صالح خويش يكي از ياران امام زمان (عج) باشيم و اين مرد صالح كه در ميان قومي ناشايست غريب است را آشنا و ياور باشيم. انشاءالله...
